به گزارش گروه روانشناسی رکنا، بعضی آدم ها پس از شنیدن یک خبر خوب، به جای لذت بردن، منتظر بخش ناخوشایند ماجرا می مانند. اگر رابطه برای مدتی آرام باشد، فکر می کنند حتما اتفاقی در راه است. اگر تلفن خانواده پاسخ داده نشود، ذهنشان پیش از بررسی واقعیت به سمت تصادف یا بیماری می رود. ظاهر این رفتار ممکن است واقع بینی یا احتیاط به نظر برسد، اما گاهی مغز در وضعیتی قرار گرفته که حتی نبود خطر را نیز قابل اعتماد نمی داند.
مغز چرا مدام آینده را پیش بینی می کند؟
پیش بینی خطر یکی از توانایی های اساسی مغز است. اگر انسان بتواند تهدید را پیش از وقوع شناسایی کند، فرصت بیشتری برای محافظت از خود دارد. مشکل زمانی آغاز می شود که سیستم پیش بینی بیش از اندازه فعال شود و احتمال خطر را با وقوع قطعی آن اشتباه بگیرد.
دان گرپه و جک نیتشکه در بررسی علمی اضطراب توضیح داده اند که مغز هنگام مواجهه با آینده نامعلوم، احتمال تهدید، هزینه احتمالی آن و امکان مقابله را ارزیابی می کند. در اضطراب، انتظار تهدید و توجه به نشانه های خطر می تواند افزایش پیدا کند، در حالی که تشخیص نشانه های امنیت دشوارتر می شود. به همین دلیل ممکن است ده نشانه از امن بودن شرایط وجود داشته باشد، اما یک نشانه مبهم تمام توجه فرد را در اختیار بگیرد.
مسئله همیشه احتمال خطر نیست؛ ندانستن است
فرد مضطرب لزوما باور ندارد اتفاق بد حتما رخ خواهد داد. ممکن است بداند احتمال آن بسیار کم است، اما نتواند امکان وقوعش را تحمل کند.
این الگو با مفهوم عدم تحمل عدم قطعیت ارتباط دارد. در این حالت، خود نامعلوم بودن آینده اضطراب آور می شود. فرد می خواهد مطمئن شود خانواده اش سالم می مانند، رابطه اش ادامه پیدا می کند، شغلش از دست نمی رود و هیچ اتفاق پیش بینی نشده ای رخ نمی دهد.
اما زندگی چنین تضمینی نمی دهد. اگر آرامش به اطمینان صددرصدی وابسته باشد، فرد تقریبا هیچ وقت به آرامش پایدار نمی رسد.

چرا روزهای خوب هم مشکوک به نظر می رسند؟
برای بعضی افراد، آرامش به معنای امن بودن نیست؛ فقط یعنی هنوز اتفاق بدی رخ نداده است. در نتیجه به جای تجربه کردن یک روز خوب، ذهن شروع به جست و جوی نشانه پایان آن می کند.
فرد ممکن است با خودش فکر کند چرا همه چیز بیش از اندازه خوب پیش می رود، چه چیزی را فراموش کرده یا فردا چه اتفاقی خواهد افتاد. به این ترتیب، خطری که هنوز وجود ندارد بخشی از زمان حال را اشغال می کند.
این وضعیت می تواند پس از تجربه های طولانی استرس، بی ثباتی یا رویدادهای غیرقابل پیش بینی پررنگ تر شود. مغز یاد می گیرد پایین آوردن مراقبت ممکن است خطرناک باشد و در نتیجه حتی هنگام آرامش نیز آماده باش باقی می ماند.
نامعلوم بودن چرا از خطر مشخص سخت تر است؟
در برابر خطر مشخص، فرد دست کم می داند با چه مسئله ای روبه رو است. اما تهدید نامعلوم نه زمان روشنی دارد، نه شدت آن معلوم است و نه شکلش. پژوهش های آزمایشگاهی نشان داده اند نامشخص بودن زمان یا وقوع تهدید می تواند پاسخ های اضطرابی و دفاعی را افزایش دهد. ذهن برای پر کردن این فضای خالی، شروع به ساختن سناریو می کند.
یک درد کوچک ممکن است نشانه بیماری جدی تصور شود. یک پیام کوتاه می تواند علامت پایان رابطه باشد و یک اشتباه کاری به اخراج احتمالی پیوند بخورد. احساس ترس واقعی است، اما واقعی بودن احساس ثابت نمی کند که سناریوی ساخته شده نیز درست است.
واقع بینی با انتظار دائمی فاجعه فرق دارد
نگرانی همیشه ناسالم نیست. فکر کردن به امتحان می تواند به مطالعه منجر شود و بررسی یک علامت جسمی جدید ممکن است تصمیمی منطقی باشد. نگرانی سازنده به یک اقدام مشخص ختم می شود. فرد اطلاعات لازم را جمع می کند، کاری که از دستش برمی آید انجام می دهد و سپس متوقف می شود. نگرانی فرساینده پس از هر پاسخ، احتمال تازه ای تولید می کند.
واقع بینی نیز فقط دیدن بدترین احتمال نیست. فرد واقع بین تمام طیف احتمالات را می بیند؛ ممکن است مسئله ای پیش بیاید، ممکن است همه چیز خوب پیش برود یا ممکن است مشکلی رخ دهد و او بتواند با آن مقابله کند.

نگاه روانشناختی
از نگاه روانشناختی دکتر مریم سامانی _ روانشناس بالینی و استاد دانشگاه _ ، بعضی افراد به جای امنیت به دنبال تضمین کامل هستند. آنان تصور می کنند اگر تمام خطرها را پیش بینی کنند، کمتر آسیب می بینند اما نگرانی مداوم لزوما انسان را آماده تر نمی کند. گاهی فقط باعث می شود فرد بخشی از آینده را پیشاپیش با اضطراب زندگی کند.
پرسش اصلی این نیست که چگونه می توان مطمئن شد هیچ اتفاق بدی رخ نمی دهد. پرسش مهم تر این است که آیا فرد می تواند با وجود ندانستن آینده، همچنان زندگی روزانه خود را ادامه دهد.
آمادگی یعنی برای بخش قابل کنترل اقدام شود. آماده باش مزمن یعنی بدن و ذهن پیش از وقوع حادثه، مانند زمان وقوع آن زندگی کنند.
خودسنجی کنید: واقع بین هستید یا در آماده باش مزمن؟
وقتی همه چیز خوب پیش می رود، آیا از آن لذت می برید یا منتظر خراب شدنش هستید؟ آیا دیر جواب دادن یک نفر شما را مستقیما به بدترین احتمال می رساند؟ آیا برای اتفاق هایی که هنوز رخ نداده اند بارها سناریو می سازید؟ آیا آرامش گاهی برایتان مشکوک است؟ آیا برای کاهش نگرانی به تضمین مکرر دیگران نیاز دارید؟ اگر نگرانی به اقدام مشخصی منجر نمی شود و فقط سناریوهای بیشتری می سازد، احتمالا ذهن دیگر در حال حل مسئله نیست.
یک تمرین برای جدا کردن خطر از احتمال
وقتی ذهن اتفاقی ناخوشایند را پیش بینی می کند، فرد می تواند سه پرسش مطرح کند: احتمال دقیق چیست، چه شواهد واقعی برای آن وجود دارد و اگر رخ دهد چه اقدامی ممکن است؟
اگر اقدام مشخصی وجود دارد، انجام آن منطقی است. اما اگر پس از انجام اقدام، ذهن همچنان ده خطر تازه می سازد، ادامه دادن تحلیل احتمالا اضطراب را کاهش نمی دهد. بعضی افراد همیشه منتظرند چیزی خراب شود، نه چون آینده را می دانند، بلکه چون مغزشان آرامش را موقت و ابهام را خطرناک آموخته است.
آینده هیچ وقت کاملا قابل پیش بینی نیست. بلوغ روانی به معنای حذف همه ترس ها نیست؛ یعنی فرد بتواند بپذیرد ممکن است اتفاقی رخ دهد، اما تا زمانی که خطری واقعی وجود ندارد، لازم نیست فاجعه را پیشاپیش زندگی کند.
درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید.
پایان خبر / رکنا / کدخبر 1250152


