She went to church, she was from the ‘burbs
اون به کلیسا میرفت و اهل حومه شهر بود.
When she passed, all the heads turned
وقتی از کنار بقیه رد میشد، همه سرها به سمتش برمیگشت.
I’m from New York, rode a skateboard and camped out on a corner
من اهل نیویورکم، اسکیتبرد سوار میشدم و گوشه خیابون پاتوق میکردم.
She and I didn’t see eye to eye on politics and such
من و اون درباره سیاست و چیزهای دیگه همعقیده نبودیم.
But when I tell you, oh, none of that mattered
اما بهت میگم، هیچکدوم از این تفاوتها اهمیتی نداشت.
When we got together, it was love
وقتی با هم بودیم، چیزی که بینمون جریان داشت عشق بود.
I saw her at her worst, still, I desired her
اون رو در بدترین حالش دیدم، اما هنوز هم خواهانش بودم.
I learned to read her eyes and know when she would lie
یاد گرفته بودم از چشمهاش بخونم و بفهمم چه وقت دروغ میگه.
I watched her start to hate me ’til she could no longer take me, oh-oh-oh
دیدم که کمکم ازم متنفر شد، تا جایی که دیگه نمیتونست تحملم کنه.
تکرارShe locked the door, but she left the key under the mat
در رو قفل کرد، اما کلید رو زیر پادری گذاشت.
Oh, and I’ve known this for a while, but I am still too afraid to act
مدتیه که اینو میدونم، اما هنوز اونقدر میترسم که نتونم کاری بکنم.
تکرارOh, and it’s coming off the hinges, from the wall, it has detached
در داره از لولاها درمیاد و از دیوار جدا شده.
Oh, and I’ve known this for a while, but I am still too afraid to act
مدتیه که اینو میدونم، اما هنوز اونقدر میترسم که نتونم اقدامی بکنم.
We moved into a shoebox out of school and it felt like a honeymoon
بعد از تموم شدن مدرسه، به یه خونه نقلی و کوچیک نقل مکان کردیم و همهچیز مثل ماه عسل بود.
She’d go to work while I made my songs
اون میرفت سر کار و من آهنگهام رو میساختم.
For a moment there, it was just us two
برای مدتی، انگار فقط من و اون بودیم و هیچکس دیگهای وجود نداشت.
I saw her at her worst, still, I desired her
اون رو در بدترین حالش دیدم، اما هنوز هم خواهانش بودم.
I learned to read her eyes and know when she would lie
یاد گرفته بودم از چشمهاش بخونم و بفهمم چه وقت دروغ میگه.
I watched her start to hate me ’til she could no longer take me, oh-oh-oh
دیدم که کمکم ازم متنفر شد، تا جایی که دیگه نمیتونست تحملم کنه.
تکرارShe locked the door, but she left the key under the mat
در رو قفل کرد، اما کلید رو زیر پادری گذاشت.
Oh, and I’ve known this for a while, but I am still too afraid to act
مدتیه که اینو میدونم، اما هنوز اونقدر میترسم که نتونم کاری بکنم.
تکرارOh, and it’s coming off the hinges, from the wall, it has detached
در داره از لولاها درمیاد و از دیوار جدا شده.
Oh, and I’ve known this for a while, but I am still too afraid to act
مدتیه که اینو میدونم، اما هنوز اونقدر میترسم که نتونم اقدامی بکنم.
I was doing fine until it hit me on a random day in July
حالم خوب بود تا اینکه یه روز معمولی در ماه جولای، ناگهان این حقیقت به ذهنم هجوم آورد.
That you’ll never be mine again in this lifetime
اینکه تو دیگه هیچوقت، توی این زندگی، مال من نخواهی شد.
I was doing fine until it hit me on a random day in July
حالم خوب بود تا اینکه یه روز معمولی در ماه جولای، ناگهان این حقیقت به ذهنم هجوم آورد.
That I’ll never be satisfied ’cause she will never be mine
اینکه هیچوقت به آرامش و رضایت نمیرسم، چون اون دیگه هرگز مال من نخواهد شد.
تکرارShe locked the door, but she left the key under the mat
در رو قفل کرد، اما کلید رو زیر پادری گذاشت.
Oh, and I’ve noticed for a while, but I am still too afraid to act
مدتیه که متوجه این موضوع شدم، اما هنوز اونقدر میترسم که نتونم کاری بکنم.
تکرارOh, and it’s coming off the hinges, from the wall, it has detached
در داره از لولاها درمیاد و از دیوار جدا شده.
Oh, and I’ve noticed for a while, but I am still too afraid to act
مدتیه که متوجه این موضوع شدم، اما هنوز اونقدر میترسم که نتونم اقدامی بکنم.
Ooh-ooh-ooh
اووو…
Oh-oh-oh-oh, oh-oh
آه…
That’s the album, man
همینه دیگه، رفیق! اینم از آلبوم!





