بیا دیگه، بیا، بیا
تاخدي بإيدي
دستم رو بگیر
ليل نهار أنا هحب فيكي
شب و روز عاشق تو میمونم
نهرب ونسيب الدنيا
فرار کنیم و این دنیا رو پشت سر بذاریم
نروح مكان لسه حقيقي
بریم به جایی که هنوز واقعی مونده
عندي عربية روسي، لادا
من یه ماشین روسی دارم، لادا
حمّالة أسية، ودبابة
ماشینی جونسخت و پُر از دردسر، درست مثل یه تانک
فيها محبة رغم المشقة
با وجود همهی سختیها، توش عشق هست
ما تيجى بقى حبة، هنتشاقى
پس بیا دیگه یه کم، میخوایم با هم شیطنت کنیم
هأخدك أماكن فيها ساكن
تو رو به جاهایی میبرم که هنوز آدمهایی توش زندگی میکنن
أحلام قديمة بتقاتل
رؤیاهای قدیمی هنوز دارن میجنگن
الناس بتجري، أنا مش قادر
مردم دارن میدون، اما من دیگه توانش رو ندارم
لذلك بطلت أحاول
برای همین دیگه تلاش کردن رو کنار گذاشتم
ماشي بشويش جدًا، تاتا تاتا، تاتا تاتا تاتا
خیلی آروم قدم برمیدارم، تاتا تاتا، تاتا تاتا تاتا
الناس بتجري وتتغابى، غابة، غابة، غابة
مردم میدون و احمقانه رفتار میکنن؛ جنگله، جنگله، جنگله
ماشي بشويش جدًا، تاتا تاتا، تاتا تاتا تاتا
خیلی آروم قدم برمیدارم، تاتا تاتا، تاتا تاتا تاتا
الناس بتجري وتتغابى، غابة، غابة، غابة
مردم میدون و احمقانه رفتار میکنن؛ جنگله، جنگله، جنگله
مفيش شخصية، مفيش كاريزما
نه شخصیتی مونده، نه کاریزمایی
قلوب كئيبة ووشوش مبتسمة
قلبها غمگینن و صورتها لبخند میزنن
عالم كئيب بس منور
دنیایی غمگین، اما غرق نور
والناس واقفة تتصور
و مردم ایستادن و دارن عکس میگیرن
بصراحة يعني دنيا رزلة
راستش رو بخوای، این دنیا واقعاً مزخرفه
شكلها ugly شبه الـTesla
قیافهش زشته، شبیه تسلاست
شبه ترامب، fast food, junk
شبیه ترامپه؛ فستفود و آشغال
منفوخ بس ما لوش لازمة
باد کرده و گنده شده، اما هیچ فایدهای نداره
فلوس كتيرة ومنظرة
پول زیاد و تظاهر و خودنمایی
نفوس فقيرة، مقشفرة
روحهایی فقیر و تهی، خشک و بیرمق
لابسين ساعات، لابسين ماركات
ساعتهای گرون دستشونه، لباسهای برند میپوشن
بس الدماغ متأخرة
اما طرز فکرشون عقبموندهست
وأنا ماشي بشويش جدًا، تاتا تاتا، تاتا تاتا تاتا
و من خیلی آروم قدم برمیدارم، تاتا تاتا، تاتا تاتا تاتا
الناس بتجري وتتغابى، غابة، غابة، غابة
مردم میدون و احمقانه رفتار میکنن؛ جنگله، جنگله، جنگله
ماشي بشويش جدًا، تاتا تاتا، تاتا تاتا تاتا
خیلی آروم قدم برمیدارم، تاتا تاتا، تاتا تاتا تاتا
الناس بتجري وتتغابى، غابة، غابة، غابة
مردم میدون و احمقانه رفتار میکنن؛ جنگله، جنگله، جنگله
مفهوم کلی ترانه
این ترانه ترکیبی از عشق، خستگی از زندگی مدرن و نقد تند جامعهی مصرفگراست. راوی در ابتدای ترانه از معشوقش میخواد دستش رو بگیره تا با هم از این دنیا فرار کنن و به جایی برن که هنوز اصالت و معنایی در اون پیدا میشه. ماشین قدیمی لادا نماد زندگی ساده و واقعیایه که با وجود سختیها هنوز گرما و محبت داره. در مقابل، جامعهای رو به تصویر میکشه که آدمهاش مدام در حال دویدن و رقابتن، اما خودشون نمیدونن دنبال چی میگردن؛ ظاهری شیک و لبخندهایی نمایشی دارن، ولی درونشون غمگین و تهی شده. تشبیه دنیا به جنگل هم نشون میده که از نگاه راوی، زندگی اجتماعی به محیطی رقابتی و بیرحم تبدیل شده. پیام اصلی ترانه اینه که در جهانی گرفتارِ سرعت، پول، برند و خودنمایی، شاید راه نجات این باشه که از مسابقهی بیپایان کنار بکشیم، آهستهتر زندگی کنیم و دوباره دنبال عشق، اصالت و معنا بگردیم.





