به تو مبتلا شدم؛ بیدلیل تنهام گذاشتی
روخا مالی عشقم، عزیزم به تو
خونهی دلم ویران شد، عزیزم، بدون تو
شیواندت ژیانم، دلمت دربهدر کرد
زندگیم رو از هم پاشیدی و دلم رو دربهدر کردی
همو خوشکانت لهگهلی خوتا برد
همه خوشیها رو با خودت بردی
وره تو ببینه که دلم خمینه
بیا و ببین که دلم غمگینه
هاوری روژ و شوم ناله و گرینه
همدم روز و شبم ناله و گریهست
تنیا دستکانت بو من دوایه
فقط دستهای تو برای من دواست
تیه ناگم ژیانم، دلی تو بو وایه
نمیفهمم عزیزم، چرا دلت اینطوریه؟
نازانم تو بوچی له خوت بوی بهبایی
نمیدونم چرا اینقدر از خود بیخود شدی
ایستایش توم اوه، بلام تو بیهوفایی
حالا هم تو رو میخوام، اما تو بیوفایی
آسمان و دریایش شاهدن چن گریاوم
آسمون و دریا شاهدن که چقدر گریه کردم
وره مرهم ببه بو دلهی شکاوم
بیا و مرهم دل شکستهم شو
مفهوم آهنگ
این آهنگ روایت عاشقی دلشکسته است که معشوقش بدون دلیل او را ترک کرده و تمام شادیهای زندگیاش را با خود برده است. راوی با وجود رنج جدایی و بیوفایی، هنوز محبوبش را دوست دارد و تنها حضور و دستان او را درمان دردهایش میداند. مفهوم اصلی ترانه، دلتنگی عمیق، گلایه از ترک ناگهانی و امید به بازگشت معشوق برای التیام قلب شکسته است.





