گفتی دوسم داری، ولی سرد شد نگاهت
هر بار که شکستم، نبود حتی پناهت
سهم من از عشقت، یه حس بیقراری بود
هرچی من عاشقتر شدم، دلت اما فراری بود
تو منو تحقیر کردی، ولی من نشکستم
با اینکه دلم سوخت، از تو دل کندم
فکر کردی تا ابد، میمونم پای تو و حرفات
این بار خودم میرم، تنها بمون با غمهات
هر بار که شکستم، نبود حتی پناهت
سهم من از عشقت، یه حس بیقراری بود
هرچی من عاشقتر شدم، دلت اما فراری بود
تو منو تحقیر کردی، ولی من نشکستم
با اینکه دلم سوخت، از تو دل کندم
فکر کردی تا ابد، میمونم پای تو و حرفات
این بار خودم میرم، تنها بمون با غمهات
تو منو تحقیر کردی، با حرفای سردت
دلمو شکستی، با رفتن و ترکت
فکر کردی فراموشم میشه اون روزای بد رو
ولی من میرم، میشکنم این سد رو
حرفات مثل باد رفت، من موندم و یه اتاق سرد
با خاطراتی که هنوز، میپیچه توی این درد
به خودم قول دادم، دیگه برنگردم
به روزایی که واسه عشقت، خودمو رها کردم
دیگه نمیخوام، مثل قبل عاشقت باشم
نمیخوام دوباره، اسیر اون قلبت باشم
اگه عشق اینه، من با عشق قهرم
این بار واسه خودم، میرم از خونه و شهرم
تو منو تحقیر کردی، ولی من نشکستم
با اینکه دلم سوخت، از تو دل کندم
فکر کردی تا ابد، میمونم پای تو و حرفات
این بار خودم میرم، تنها بمون با غمهات





