بلاگ‌پارس

انشا درباره شغل آینده؛ ۵ نمونه آماده
خانه » سرگرمی و وبگردی » انشا درباره شغل آینده؛ ۵ نمونه آماده

انشا درباره شغل آینده؛ ۵ نمونه آماده

فهرست مطالب

«وقتی بزرگ شدی می‌خواهی چه‌کاره شوی؟» شاید این پرتکرارترین سؤالی باشد که در مهمانی‌ها از بچه‌ها پرسیده می‌شود و جوابش هم هر سال عوض می‌شود! نوشتن انشا درباره شغل آینده فرصت خوبی است تا به این سؤال جدی‌تر فکر کنید. در ادامه، نکته‌های نوشتن و پنج نمونه انشا درباره شغل‌های مختلف مثل پزشکی، معلمی، مهندسی، نویسندگی و کشاورزی را برای پایه‌های گوناگون آورده‌ایم.

چند نکته برای نوشتن انشا درباره شغل آینده

  • ساختار را فراموش نکنید: در مقدمه شغل مورد علاقه‌تان را معرفی کنید، در بدنه دلیل انتخاب و کارهایی را که در آن شغل انجام می‌دهید بنویسید و در نتیجه، آرزو و برنامه‌تان را برای رسیدن به آن بیاورید.
  • دلیل واقعی بیاورید: «چون درآمدش خوب است» دلیل جذابی برای انشا نیست؛ از علاقه، تجربه یا اتفاقی بنویسید که شما را به این شغل علاقه‌مند کرده است.
  • از آدم‌های الهام‌بخش بگویید: شاید معلمی، پزشکی یا یکی از اعضای خانواده الگوی شما باشد؛ یک خاطره کوتاه از او، انشا را باورپذیر می‌کند.
  • سختی‌های شغل را هم ببینید: هر کاری سختی‌هایی دارد؛ اشاره به آن‌ها نشان می‌دهد که منطقی و واقع‌بینانه فکر کرده‌اید.
  • آرایه‌ها را جا بدهید: مثلاً تشبیه (معلم مثل باغبانی است که دانه‌های دانش را می‌کارد) یا تشخیص (قلم در دست نویسنده جان می‌گیرد).
  • برنامه بدهید، نه فقط آرزو: بنویسید از امروز چه می‌کنید؛ جدی‌تر خواندن درس‌های مرتبط، مطالعه یا یادگیری یک مهارت. اگر شغلی مثل کشاورزی یا محیط‌بانی را انتخاب کرده‌اید، خواندن انشا درباره طبیعت برای پیدا کردن واژه‌های توصیفی هم کمک می‌کند.

انشا درباره شغل آینده من: پزشک (پایه سوم تا ششم)

به نام خدا

وقتی بزرگ شوم، دوست دارم پزشک شوم. پزشک‌ها به مردم کمک می‌کنند تا سالم و شاد باشند و این کار به نظر من خیلی ارزشمند است.

پارسال وقتی سرما خورده بودم و تب داشتم، مادرم مرا به درمانگاه برد. خانم دکتر با مهربانی به من لبخند زد، با گوشی پزشکی صدای قلبم را گوش داد و گفت: «نگران نباش قهرمان، زود خوب می‌شوی.» همان روز تصمیم گرفتم مثل او شوم. دوست دارم پزشک کودکان شوم تا بچه‌های بیمار از دکتر نترسند. می‌خواهم مطبم پر از عروسک و نقاشی‌های رنگی باشد. البته می‌دانم پزشک شدن آسان نیست و باید سال‌ها درس بخوانم، به‌خصوص درس علوم را.

من از همین حالا درس‌هایم را با دقت می‌خوانم و کتاب‌های علمی کودکان را دوست دارم. امیدوارم روزی پزشکی مهربان شوم و لبخند را به صورت بچه‌های بیمار برگردانم.

انشا درباره شغل آینده: معلم (پایه هفتم تا نهم)

به نام خدا

بعضی‌ها فکر می‌کنند معلمی شغل ساده‌ای است؛ کافی است کتابی را باز کنی و درس بدهی. اما من در این چند سال فهمیده‌ام که یک معلم خوب می‌تواند مسیر زندگی یک دانش‌آموز را عوض کند. برای همین آرزو دارم معلم شوم.

در کلاس پنجم، از ریاضی می‌ترسیدم. هر بار که تخته پر از عدد می‌شد، دلم شور می‌زد. تا اینکه معلم جدیدمان آمد. او ریاضی را با مثال‌های زندگی درس می‌داد؛ کسرها را با تقسیم کردن یک پیتزا و درصد را با تخفیف‌های مغازه سر کوچه. یک روز که مسئله‌ای را درست حل کردم، جلوی همه گفت: «دیدی می‌توانی؟» همین جمله کوتاه، ترس مرا از بین برد. حالا ریاضی یکی از درس‌های مورد علاقه من است.

می‌خواهم معلمی باشم که دانش‌آموزانش را باور کند؛ کلاسم جایی باشد که پرسیدن خجالت نداشته باشد و اشتباه کردن، بخشی از یادگیری باشد. می‌دانم معلمی سختی‌های زیادی دارد؛ ساعت‌ها تصحیح برگه، آماده کردن درس و صبوری با دانش‌آموزانی که شیطنت می‌کنند. اما فکر می‌کنم لذت دیدن برق چشم‌های یک دانش‌آموز، وقتی چیزی را تازه می‌فهمد، همه این خستگی‌ها را از بین می‌برد.

معلم مثل باغبانی است که دانه می‌کارد و شاید هرگز میوه‌اش را نبیند، اما می‌داند درختی در آینده سبز خواهد شد. من دوست دارم چنین باغبانی باشم و از همین حالا با کمک کردن به هم‌کلاسی‌هایم در درس‌ها، معلمی را تمرین می‌کنم.

انشا درباره شغل آینده؛ ۵ نمونه آماده
پل‌ها؛ الهام‌بخش آرزوی مهندس شدن

انشا درباره شغل آینده: مهندس (دبیرستان، ادبی و توصیفی)

به نام خدا

پل‌ها همیشه مرا به فکر فرو برده‌اند؛ سازه‌هایی که بی‌صدا دو سوی دره‌ای را به هم می‌رسانند و هر روز بار هزاران رهگذر را بر دوش می‌کشند، بی‌آنکه کسی از آن‌ها تشکر کند. شاید به همین دلیل است که آرزو دارم مهندس عمران شوم؛ کسی که پل می‌سازد، راه می‌گشاید و فاصله‌ها را کوتاه می‌کند.

اولین بار که به اصفهان رفتیم، ساعت‌ها روی پله‌های پل خواجو نشستم و طاق‌هایش را تماشا کردم. به معمارانی فکر می‌کردم که قرن‌ها پیش، بدون رایانه و ماشین‌حساب، این همه زیبایی و استواری را کنار هم نشانده بودند. آن روز فهمیدم مهندسی فقط عدد و فرمول نیست؛ هنری است که در آن ریاضی با زیبایی دست می‌دهد. سنگ‌ها در دست مهندس، مثل واژه‌ها در دست شاعر، جان می‌گیرند و کنار هم شعری از جنس آجر و ملات می‌سرایند.

می‌دانم این راه آسان نیست. مهندس باید ریاضی و فیزیک را عمیق بفهمد، با دقتی وسواس‌گونه حساب کند و بداند که یک اشتباه کوچک می‌تواند جان آدم‌ها را به خطر بیندازد. مسئولیت این شغل به اندازه وزن همان پل‌هاست. اما همین مسئولیت است که آن را برایم ارزشمند می‌کند. دوست دارم روزی پلی بسازم که روستایی دورافتاده را به شهر وصل کند تا بچه‌های آن روستا دیگر برای رسیدن به مدرسه مجبور نباشند ساعت‌ها راه بروند یا در فصل باران از رودخانه بترسند.

امروز پشت میز تحریرم، با کتاب‌های حسابان و فیزیک، نخستین آجرهای این پل را می‌گذارم. شاید راه طولانی باشد، اما هر مسئله‌ای که حل می‌کنم، یک قدم مرا به آن سوی رود نزدیک‌تر می‌کند. آرزو دارم روزی نامم بر هیچ سنگی حک نشود، اما پل‌هایم سال‌ها زیر پای مردم، بی‌صدا خدمت کنند.

انشا درباره شغل آینده: نویسنده (با مقدمه و نتیجه‌گیری ادبی)

به نام خدا

مقدمه: بعضی آدم‌ها با چکش و آجر خانه می‌سازند و بعضی با واژه‌ها. من دوست دارم از دسته دوم باشم؛ نویسنده‌ای که خانه‌ای از کلمه بسازد تا خسته‌ها در آن پناه بگیرند و تنهاها در آن هم‌صحبتی پیدا کنند.

بدنه: عشق من به نوشتن از کتابخانه کوچک مدرسه شروع شد. هر هفته کتابی تازه به خانه می‌بردم و شب‌ها زیر نور چراغ مطالعه، همراه قهرمان‌هایش به سفر می‌رفتم. کم‌کم دیدم دیگر فقط نمی‌خواهم بخوانم؛ می‌خواهم خودم داستان بگویم. دفترچه‌ای خریدم و هر چیز جالبی را که می‌دیدم در آن یادداشت کردم: چهره پیرمرد گل‌فروش سر میدان، صدای باران روی سقف حلبی انباری و گفت‌وگوی دو کودک در صف نانوایی. نویسندگی به من یاد داده که دنیا را با دقت بیشتری نگاه کنم. می‌دانم این شغل صبوری می‌خواهد؛ باید زیاد خواند، زیاد نوشت، نقد شنید و بارها از نو شروع کرد. قلم در دست نویسنده مثل عصای جادویی است که اگر درست به کار رود، می‌تواند دلی را آرام کند یا ذهنی را بیدار.

نتیجه: آرزو دارم روزی کتابی بنویسم که نوجوانی در گوشه‌ای از این سرزمین، آن را شب‌ها زیر پتو بخواند و احساس کند کسی حرف دلش را فهمیده است. تا آن روز، هر روز می‌نویسم؛ حتی اگر فقط چند خط.

انشا درباره شغل آینده: کشاورز (به زبان ساده)

به نام خدا

وقتی به هم‌کلاسی‌هایم گفتم می‌خواهم کشاورز شوم، بعضی‌ها تعجب کردند. اما من فکر می‌کنم کشاورزی یکی از مهم‌ترین شغل‌های دنیاست، چون اگر کشاورزها نباشند، سفره هیچ‌کس پر نمی‌شود.

پدربزرگم در روستا باغ سیب و زمین گندم دارد. تابستان‌ها که پیش او می‌روم، صبح زود با هم به باغ می‌رویم. او به من یاد داده که چطور درخت‌ها را آبیاری کنم، چطور علف‌های هرز را بکنم و چه زمانی میوه‌ها برای چیدن آماده‌اند. پدربزرگ می‌گوید زمین مثل یک دوست است؛ اگر با آن مهربان باشی، جوابت را با محصول خوب می‌دهد.

می‌خواهم کشاورزی را در دانشگاه هم یاد بگیرم تا بتوانم با روش‌های جدید مثل آبیاری قطره‌ای، آب کمتری مصرف کنم و محصول بهتری برداشت کنم. دوست دارم کشاورزی باشم که هم به زمین احترام بگذارد و هم غذای سالم به مردم برساند.

کشاورزی کار سختی است و باید زیر آفتاب کار کرد و صبور بود. اما فکر کردن به اینکه نانی که مردم می‌خورند از گندم مزرعه من است، به من انرژی می‌دهد.

جمله‌های زیبا برای انشا درباره شغل آینده

  • شغل آینده، دانه‌ای است که امروز در دل ما کاشته می‌شود و با تلاش، روزی درختی تنومند خواهد شد.
  • معلم چراغی است که راه دیگران را روشن می‌کند تا هر کدام به مقصد خودشان برسند.
  • دست‌های پزشک، پلی میان درد و آرامش است.
  • مهندس با ریاضی شعر می‌گوید و شعرش را با سنگ و آهن می‌نویسد.
  • کشاورز، نخستین سطر هر سفره را با عرق پیشانی می‌نویسد.
  • قلم نویسنده، پنجره‌ای است رو به دنیاهایی که هنوز دیده نشده‌اند.
  • هیچ کاری کوچک نیست، وقتی با عشق و درستی انجام شود.
  • آرزو بدون برنامه، مثل نقشه گنجی است که هیچ‌وقت باز نمی‌شود.

سؤال‌هایی که زیاد می‌پرسید

انشا درباره شغل آینده را چگونه شروع کنیم؟

می‌توانید با پرسش آشنای «وقتی بزرگ شدی چه‌کاره می‌شوی؟» یا با خاطره‌ای که شما را به آن شغل علاقه‌مند کرد شروع کنید. شروع با یک تصویر، مثل یک پل یا یک کتابخانه، هم جذاب است.

در نتیجه‌گیری انشای شغل آینده چه بنویسیم؟

آرزوی خود را با یک برنامه روشن همراه کنید؛ مثلاً بگویید از امروز برای رسیدن به این شغل چه درس‌هایی را جدی‌تر می‌خوانید و چه مهارتی یاد می‌گیرید.

اگر هنوز نمی‌دانم شغل آینده‌ام چیست، چه بنویسم؟

اشکالی ندارد! می‌توانید درباره دو یا سه شغلی که به آن‌ها فکر می‌کنید بنویسید، ویژگی‌های هرکدام را بگویید و نتیجه بگیرید که با شناخت بیشتر علاقه‌هایتان، انتخاب خواهید کرد.

نمونه انشا درباره موضوع‌های دیگر هم لازم دارید؟ فهرست کامل را در صفحه جامع نمونه انشا ببینید.

جوان ایرانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *