بلاگ‌پارس

انشا درباره پدر؛ ۵ نمونه ساده، ادبی و طنز
خانه » سرگرمی و وبگردی » انشا درباره پدر؛ ۵ نمونه ساده، ادبی و طنز

انشا درباره پدر؛ ۵ نمونه ساده، ادبی و طنز

فهرست مطالب

آخرین باری که به پدرتان گفتید «خسته نباشی» کی بود؟ پدرها معمولاً کم‌حرف‌اند و محبتشان را بیشتر در کار و تلاش نشان می‌دهند؛ برای همین نوشتن انشا درباره پدر یعنی دیدن چیزهایی که همیشه جلوی چشممان بوده‌اند. در ادامه پنج نمونه برای پایه‌های مختلف، چند نکته‌ی نوشتن و جمله‌های ادبی آماده را می‌خوانید.

چند نکته برای نوشتن انشا درباره پدر

  • مقدمه، بدنه، نتیجه: مقدمه را کوتاه و با یک تصویر یا سؤال شروع کنید. بدنه را در دو یا سه پاراگراف بنویسید که هر کدام یک ویژگی یا خاطره از پدر را نشان دهد. نتیجه را با یک جمع‌بندی و آرزوی صادقانه ببندید.
  • یک شیء نمادین پیدا کنید: کفش‌های خاک‌خورده، کیف کار، ساعت مچی یا جعبه‌ابزار پدر می‌تواند کل انشا را به هم وصل کند و متن شما را از بقیه متمایز کند.
  • محبت پنهان را ببینید: پدرها اغلب محبتشان را نمی‌گویند، انجام می‌دهند. چراغی که برایتان روشن می‌ماند یا کفشی که بی‌صدا تعمیر می‌شود، بهترین مصالح انشای شماست.
  • آرایه‌ها را تازه کنید: تشبیه پدر به کوه زیبا اما تکراری است. سعی کنید تشبیه تازه‌ای بسازید (پدر مثل فانوس دریایی است) یا از تشخیص کمک بگیرید (کفش‌هایش قصه‌ی راه را تعریف می‌کنند).
  • لحن را با پایه هماهنگ کنید: در دبستان ساده و صمیمی بنویسید؛ در دبیرستان می‌توانید توصیفی‌تر و ادبی‌تر باشید.
  • اگر پدر کنارتان نیست: می‌توانید از خاطره‌ها، عکس‌ها یا آدمی که برایتان نقش پدر را داشته بنویسید. انشای صادقانه همیشه اثرگذارتر از انشای کامل و بی‌روح است.

انشا درباره پدر برای پایه سوم تا ششم ابتدایی (کوتاه)

به نام خدا

پدر من هر روز صبح زود سر کار می‌رود. وقتی بیدار می‌شوم، جای خالی‌اش را سر سفره می‌بینم، اما می‌دانم که برای ما زحمت می‌کشد.

عصرها صدای چرخیدن کلید در قفل برای من مثل زنگ تفریح است! به طرف در می‌دوم و پدرم مرا بغل می‌کند. با این‌که خسته است، با من توپ‌بازی می‌کند و دوچرخه‌ام را اگر خراب شده باشد درست می‌کند. او به من یاد داده همیشه راست بگویم و به بزرگ‌ترها احترام بگذارم. جمعه‌ها با هم به پارک می‌رویم و او اسم درخت‌ها و پرنده‌ها را برایم می‌گوید.

پدرم مثل یک چتر بزرگ است که ما را از باران و آفتاب نگه می‌دارد. من او را خیلی دوست دارم و از خدا می‌خواهم همیشه سالم و خندان باشد.

انشا درباره پدر برای پایه هفتم تا نهم

به نام خدا

تا دوازده‌سالگی فکر می‌کردم پدرم صبح‌ها به جایی می‌رود و عصرها برمی‌گردد؛ همین. هیچ‌وقت فکر نکرده بودم در این فاصله چه بر او می‌گذرد. تابستان پارسال یک روز همراهش به کارگاه نجاری رفتم و آن روز، پدرم را از نو شناختم.

کارگاه پر از صدای اره و بوی چوب تازه بود. پدرم با دقتی که هیچ‌وقت در خانه ندیده بودم، تخته‌ها را اندازه می‌گرفت، علامت می‌زد و می‌برید. گرمای ظهر عرق را از پیشانی‌اش راه انداخته بود، اما یک بار هم گلایه نکرد. وقتی مشتری‌ای از کارش ایراد گرفت، با آرامش گوش داد و قول داد اصلاحش کند. آن‌جا فهمیدم صبوری‌ای که در خانه از او می‌بینم، از کجا آمده است.

عصر که برگشتیم، پدرم مثل همیشه کنار پنجره نشست و چای خورد. این بار اما من آن چای را جور دیگری دیدم؛ چای مردی که از صبح سرپا بوده و حالا فقط چند دقیقه برای خودش وقت دارد. آن شب بی‌آن‌که چیزی بگویم، کفش‌هایش را تمیز کردم و کنار در گذاشتم. او فقط لبخند زد، اما همان لبخند برایم از هر جایزه‌ای باارزش‌تر بود.

حالا می‌دانم پدر بودن فقط آوردن نان به خانه نیست؛ یعنی هر روز خستگی را پشت در گذاشتن و با چهره‌ای آرام وارد خانه شدن. امیدوارم وقتی بزرگ شدم، همان‌قدر صبور و درستکار باشم که پدرم هست.

انشا درباره پدر؛ ۵ نمونه ساده، ادبی و طنز
پدرها محبت را بیشتر انجام می‌دهند تا بگویند

انشا درباره پدر برای دبیرستان (ادبی و توصیفی)

به نام خدا

پدرها زبان دیگری دارند. مادرها محبت را می‌گویند و پدرها آن را انجام می‌دهند؛ بی‌صدا، بی‌ادعا و اغلب وقتی که ما خوابیم. سال‌ها طول کشید تا این زبان را یاد بگیرم؛ زبانی که الفبایش سکوت است.

پدرم اهل حرف‌های بزرگ نیست. هیچ‌وقت نشنیده‌ام که بگوید «دوستت دارم»، اما بارها دیده‌ام که نیمه‌شب پتو را روی شانه‌ام کشیده است. هیچ‌وقت نگفته نگرانم است، اما هر بار که دیرتر از معمول به خانه رسیده‌ام، چراغ ایوان روشن بوده و او، با کتابی که حتی یک صفحه‌اش را هم نخوانده، روی پله‌ها نشسته است. آن چراغ ایوان، کامل‌ترین جمله‌ای است که پدرم تا امروز به من گفته.

پدر برای من مثل فانوس دریایی است. فانوس به کشتی‌ها نمی‌گوید کجا بروند و دنبالشان هم نمی‌دود؛ فقط هر شب، در هر طوفانی، روشن می‌ماند تا هیچ کشتی‌ای راه خانه را گم نکند. پدرم هم هیچ‌وقت راه زندگی‌ام را به جای من انتخاب نکرده، ولی همیشه بوده است؛ ثابت، صبور و روشن، تا اگر خواستم برگردم، بدانم ساحل کجاست.

موهای پدرم این روزها رنگ برف گرفته‌اند. گاهی از پشت سر که نگاهش می‌کنم، شانه‌هایش را کمی خمیده‌تر از قبل می‌بینم؛ گویی سال‌ها روی آن‌ها نشسته‌اند و خیال رفتن ندارند. و من با شرمی شیرین می‌فهمم بخشی از این برف، از زمستان‌هایی بر سرش نشسته که او برای گرم نگه داشتن ما، خودش در سرما ایستاده بود.

در پایان می‌خواهم به زبان پدرم حرف بزنم و کمتر بگویم. فقط این‌که: پدر جان، من هم یاد گرفته‌ام چراغ ایوان را روشن نگه دارم؛ از امروز، این چراغ برای توست.

انشا درباره پدر به زبان ساده (با مقدمه، بدنه و نتیجه)

به نام خدا

مقدمه: در هر خانه کسی هست که وقتی شیر آب چکه می‌کند، لامپ می‌سوزد یا ماشین روشن نمی‌شود، همه‌ی نگاه‌ها به طرف او برمی‌گردد. در خانه‌ی ما این آدم پدرم است؛ کسی که فکر می‌کنیم برای هر مشکلی راه‌حلی دارد.

بدنه: پدر در خانواده نقش‌های زیادی دارد. او برای فراهم کردن نیازهای خانه تلاش می‌کند و بخش زیادی از روز را بیرون از خانه می‌گذراند. اما کار پدر فقط این نیست. پدر الگوی ماست؛ ما درستکاری، سر قول ماندن و احترام به دیگران را بیشتر از رفتار او یاد می‌گیریم تا از نصیحت‌هایش. پدر همچنین تکیه‌گاه ماست. وقتی تصمیم سختی پیش رو داریم، مشورت با او خیالمان را راحت می‌کند. البته پدرها هم خسته می‌شوند و گاهی اشتباه می‌کنند. وظیفه‌ی ما این است که آن‌ها را درک کنیم، در کارها کمکشان کنیم و با رفتار خوب، باری از دوششان برداریم.

نتیجه: پدر ستون خانه است؛ ستونی که کمتر دیده می‌شود، اما اگر نباشد سقف می‌لرزد. پس بیایید تا فرصت هست قدرش را بدانیم و محبتمان را فقط برای روز پدر نگه نداریم.

انشای طنز درباره پدر (کوتاه و بامزه)

به نام خدا

پدر من یک قهرمان است؛ البته نه از آن قهرمان‌هایی که شنل دارند. قهرمانی‌های پدرم بیشتر در خانه اتفاق می‌افتد.

مثلاً پدرم تنها کسی است که می‌تواند کنترل تلویزیون را در کمتر از سه ثانیه پیدا کند، حتی اگر زیر کوسن مبل اتاق دیگر باشد. او استاد تعمیرات هم هست. هر وسیله‌ای که خراب شود، با اطمینان می‌گوید: «این که کاری ندارد!» و دو ساعت بعد، با چند پیچ اضافه که نمی‌داند مال کجاست، اعلام می‌کند وسیله «تقریباً» درست شده است. در رانندگی هم مهارت عجیبی دارد؛ هیچ‌وقت راه را گم نمی‌کند، فقط گاهی «یک مسیر تازه را امتحان می‌کند» که معمولاً یک ساعت طول می‌کشد. هر شب هم یک لطیفه تعریف می‌کند و خودش از همه بیشتر می‌خندد؛ ما هم آخر سر از خنده‌ی او خنده‌مان می‌گیرد.

ولی راستش را بخواهید، خانه بدون پدرم چیزی کم دارد. وقتی سفر کاری می‌رود، هیچ پیچی اضافه نمی‌آید و هیچ‌کس لطیفه‌ی تکراری تعریف نمی‌کند؛ و ما تازه می‌فهمیم چقدر دلمان برای همان شوخی‌ها تنگ شده است.

اگر قرار است در جشن روز پدر مدرسه انشا بخوانید، می‌توانید بعد از آن چند چیستان با جواب هم از بچه‌ها بپرسید تا فضای کلاس شادتر شود.

جمله‌های ادبی برای انشا درباره پدر

  • پدر کوهی است که خودش را خم می‌کند تا ما از شانه‌هایش بالا برویم.
  • رد کفش‌های پدر، نقشه‌ی راه‌هایی است که برای آسایش ما رفته است.
  • محبت پدر مثل ریشه است؛ دیده نمی‌شود، اما درخت را سرپا نگه می‌دارد.
  • دست‌های زبر پدر، نرم‌ترین تکیه‌گاه دنیاست.
  • پدر کم می‌گوید، اما هر کارش جمله‌ای از دوست داشتن است.
  • سایه‌ی پدر، خنک‌ترین جای تابستان زندگی است.
  • موهای سفید پدر، برف زمستان‌هایی است که به جای ما سرما را تحمل کرد.
  • پدر یعنی کسی که خستگی‌اش را پشت در می‌گذارد و لبخندش را به خانه می‌آورد.

چند سؤال پرتکرار

انشا درباره پدر را چگونه شروع کنیم؟

با یک صحنه‌ی کوچک شروع کنید: صدای کلید پدر در قفل، بوی لباس کارش یا لحظه‌ای که چای عصرش را می‌نوشد. شروع تصویری، خواننده را از همان جمله‌ی اول با شما همراه می‌کند.

اگر پدر کنارمان نیست، انشا درباره پدر را چطور بنویسیم؟

می‌توانید از خاطره‌ها و یادگارهایش بنویسید یا درباره‌ی کسی که در زندگی‌تان نقش پدر را داشته، مثل پدربزرگ یا عمو. مهم صداقت متن است، نه این‌که شبیه نمونه‌ها باشد.

نتیجه‌گیری انشا درباره پدر چه بنویسیم؟

حرف اصلی را در یکی دو جمله تکرار کنید و با یک قدردانی یا تصمیم عملی تمام کنید؛ مثلاً این‌که از این به بعد بیشتر کنارش بنشینید و از روزش بپرسید.

نمونه انشا درباره موضوع‌های دیگر هم لازم دارید؟ فهرست کامل را در صفحه جامع نمونه انشا ببینید.

جوان ایرانی

دو رمان مجید برزگر توقیف شد

دو رمان مجید برزگر توقیف شد

خبرآنلاین: مجید برزگر، کارگردان، نویسنده، عکاس و تهیه‌کننده سینما که رمان «پاییزهایی که خواهند آمد» به تازگی (۲۸ شهریور ۱۴۰۵) از او توسط نشر چشمه

ادامه مطلب »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *