پس من هیچوقت واقعاً تو رو نشناخته بودم
God, I really tried to\
خدایا، واقعاً سعی خودمو کردم که بشناسمت
Blindsided, addicted\
غافلگیر شده بودم، بهت وابسته شده بودم
Thought we could really do this\
فکر میکردم واقعاً میتونیم این رابطه رو به سرانجام برسونیم
But really I was foolish\
اما در واقع، من سادهلوح بودم
Hindsight, it’s obvious\
حالا که به گذشته نگاه میکنم، همهچیز واضحه
Talking with my lawyer\
داشتم با وکیلم حرف میزدم
She said, “Where’d you find this guy?”\
اون گفت: «اصلاً این مرد رو از کجا پیدا کردی؟»
I said, “Young people fall in love\
گفتم: «آدمهای جوون عاشق میشن
With the wrong people sometimes”\
گاهی هم عاشق آدمهای اشتباهی میشن»
Some mistakes get made\
بعضی وقتها اشتباهاتی پیش میاد
That’s alright, that’s okay\
اشکالی نداره، همهچیز روبهراهه
You can think that you’re in love\
ممکنه فکر کنی عاشق شدی
When you’re really just in pain\
در حالی که در واقع فقط داری رنج میکشی
Some mistakes get made\
بعضی وقتها اشتباهاتی پیش میاد
That’s alright, that’s okay\
اشکالی نداره، مهم نیست
In the end it’s better for me\
در نهایت، این اتفاق به نفع من تموم شد
That’s the moral of the story, babe\
اینم درس عبرت این ماجراست، عزیزم
It’s funny how a memory\
عجیبه که چطور یه خاطره
It turns into a bad dream\
تبدیل به یه کابوس میشه
When running wild turns volatile\
وقتی یه رابطهی پرشور و بیمهار، به رابطهای پرتنش و بیثبات تبدیل میشه
Remember how we painted our house\
یادته چطور خونهمون رو رنگ کردیم؟
Just like my grandparents did?\
درست مثل کاری که پدربزرگ و مادربزرگم کرده بودن؟
So romantic, but we fought the whole time\
چقدر عاشقانه بود، اما تمام مدت با هم دعوا میکردیم
Should have seen the signs, yeah\
باید نشونهها رو میدیدم، آره
Talking with my mother\
داشتم با مادرم حرف میزدم
She said, “Where’d you find this guy?”\
اون گفت: «این مرد رو از کجا پیدا کردی؟»
Said, “Some people fall in love\
گفتم: «بعضیها عاشق میشن
With the wrong people sometimes”\
و گاهی هم عاشق آدمهای اشتباهی میشن»
Some mistakes get made\
بعضی وقتها اشتباهاتی پیش میاد
That’s alright, that’s okay\
اشکالی نداره، همهچیز روبهراهه
You can think that you’re in love\
ممکنه فکر کنی عاشق شدی
When you’re really just in pain\
در حالی که در واقع فقط داری رنج میکشی
Some mistakes get made\
بعضی وقتها اشتباهاتی پیش میاد
That’s alright, that’s okay\
اشکالی نداره، مهم نیست
In the end it’s better for me\
در نهایت، این اتفاق به نفع من تموم شد
That’s the moral of the story, babe\
اینم درس عبرت این ماجراست، عزیزم
They say it’s better to have loved and lost\
میگن بهتره عاشق شده باشی و عشقت رو از دست داده باشی
Than never to have loved at all\
تا اینکه اصلاً هیچوقت عشق رو تجربه نکرده باشی
That could be a load of shit\
شاید این حرف یه مشت چرندیات باشه
But I just need to tell you all\
اما فقط لازمه اینو به همهتون بگم
Some mistakes get made\
بعضی وقتها اشتباهاتی پیش میاد
That’s alright, that’s okay\
اشکالی نداره، همهچیز روبهراهه
You can think that you’re in love\
ممکنه فکر کنی عاشق شدی
When you’re really just engaged\
در حالی که در واقع فقط نامزد کردی
Some mistakes get made\
بعضی وقتها اشتباهاتی پیش میاد
That’s alright, that’s okay\
اشکالی نداره، مهم نیست
In the end it’s better for me\
در نهایت، این اتفاق به نفع من تموم شد
That’s the moral of the story\
اینم درس عبرت این ماجراست
Some mistakes get made\
بعضی وقتها اشتباهاتی پیش میاد
That’s alright, that’s okay\
اشکالی نداره، همهچیز روبهراهه
Some mistakes get made\
بعضی وقتها اشتباهاتی پیش میاد
That’s alright, that’s okay\
اشکالی نداره، مهم نیست
مفهوم کلی ترانه
این ترانه دربارهی یه رابطهی عاشقانهی شکستخوردهست که راوی در ابتدا فکر میکرد عشق واقعی رو پیدا کرده، اما بهمرور متوجه میشه که شناخت درستی از طرف مقابلش نداشته و چیزی که عشق تصور میکرده، بیشتر با درد، وابستگی و دعوا همراه بوده. حتی خاطراتی که زمانی رمانتیک به نظر میرسیدن، مثل رنگ کردن خونه با الهام از پدربزرگ و مادربزرگش، حالا به یادآور روزهای تلخ تبدیل شدن. راوی با لحنی تلخ و در عین حال شوخطبعانه میپذیره که آدمها گاهی در انتخاب شریک عاطفی اشتباه میکنن و ممکنه درد رو با عشق اشتباه بگیرن. جملهی «بعضی وقتها اشتباهاتی پیش میاد» در واقع راهیه برای کنار اومدن با گذشته و سرزنش نکردن خود. در بخش پایانی هم به این باور معروف اشاره میکنه که «عاشق شدن و از دست دادن بهتر از اینه که هیچوقت عاشق نشده باشی»، اما خودش با تردید میگه شاید این حرف چرندی بیش نباشه. پیام اصلی ترانه اینه که هر رابطهی شکستخوردهای لزوماً فاجعه نیست؛ گاهی تجربهای دردناک به ما کمک میکنه خودمون و تفاوت عشق واقعی با وابستگی و رنج رو بهتر بشناسیم.





