دخترِ آبادانی، تو چقدر زیبایی
با اون خندهی شیرین، دلمو میرُبایی
موهات تویِ باد جنوب، آروم میرقصه
هر بار که میبینمت، دلم بیشتر میلرزه
بویِ نخل و دریا، مونده تویِ هوات
گرمایِ جنوب انگار، مونده تویِ صدات
وقتی از کنارم رد میشی، شب روشن میشه
این دلِ بیقرارم، با تو آروم میشه
با اون خندهی شیرین، دلمو میرُبایی
موهات تویِ باد جنوب، آروم میرقصه
هر بار که میبینمت، دلم بیشتر میلرزه
بویِ نخل و دریا، مونده تویِ هوات
گرمایِ جنوب انگار، مونده تویِ صدات
وقتی از کنارم رد میشی، شب روشن میشه
این دلِ بیقرارم، با تو آروم میشه
بیا نزدیک تر به من
که دلم با تو آرومه
وقتی تو کنارمی
دلم دیگه چی کم داره؟
دخترِ آبادانی…
تو چقدر زیبایی
دختر آبادانی…
تو خودِ رویایی……
دختر آبادانی، تو چقدر زیبایی
دخترآبادانی، تو عشقِ بیهمتایی
تو چقدر زیبایی…
تو عشقِ بیهمتایی…
چراغایِ رویِ بهمنشیر، میلرزن تویِ چشات
نسیمِ نخلستونا، گم میشه تویِ موهات
من از همهی دنیا، همین لحظه رو میخوام
تو باشی و شب جنوب، من باشم و نگات
بیا نزدیک تر به من
که دلم با تو آرومه
وقتی تو کنارمی
دلم دیگه چی کم داره؟
آبادانی…
دخترِ زیبایِ شهر…
آبادانی…
بمون کنارِ من…
دخترِ آبادانی، تو چقدر زیبایی
دختر آبادانی، تو عشقِ بیهمتایی
دختر آبادانی…
تو چقد زیبایی…
جنوب با تو قشنگ تره
وقتی تو اینجایی…
دخترِ آبادانی…
تو چقدر زیبایی
دخترِ آبادانی…
تو خودِ رویایی…





