چه رسمی داری ای دوره زمونه
که هر روزت یه جا عاشقکشونه
هزاران سال که میجنگه آدم
نمیدونه گرفتار جنونه
زمونه، آی زمونه، آی زمونه
که هر روزت یه جا عاشقکشونه
هزاران سال که میجنگه آدم
نمیدونه گرفتار جنونه
زمونه، آی زمونه، آی زمونه
یکی با فرق زخمی توی محراب
یکی غرق به خون، لبتشنهٔ آب
یکی پاهاشو رو مین جا گذاشته
یکی پاشیده خونش روی مهتاب
نفسهای بهار و گاز خردل
رو خاک آسمون رگبار تاول
همیشه عاشق از جونش گذشته
که عشق آسان نبود از روز اول
هنوزم کار دنیا قیلوقاله
هنوزم صلح آدمها محاله
هنوز آدم نمیشناسه خدا رو
هنوزم قلب عاشق پایماله
زمونه، آی زمونه، آی زمونه
یکی با فرق زخمی توی محراب
یکی غرق به خون، لبتشنهٔ آب
یکی پاهاشو رو مین جا گذاشته
یکی پاشیده خونش روی مهتاب





