شب شد، فرمون رو محکمتر بگیر
چشات تو آینه میگن: «کجا بریم؟»
صورتت تو سایه، نگات پرِ ستاره
دل من روشن، رو حالت زوم شده
[کورس]
بیا تو شبای لامینور من
بیا تو ضرب تند این دل
تو فقط بگو: «بیا»، راه رو بلدم
منو ببر نزدیکتر به چشات (آره)
بیا تو شبای لامینور من
جاده بلنده، حوصلهمون کم
اگه بگی: «بمون»، میمونم اصلاً
تا صبح بچرخیم تو رویات، خانوم
[بند دوم]
ضبط تا ته، بسه حرف اضافه
میرقصه دستت رو شیشه سمت من
میگی: «آرومتر»، میگم: «بیا جلوتر»
میخندی، میلرزه فرمون زیر دستم
[کورس]
بیا تو شبای لامینور من
بیا تو ضرب تند این دل
تو فقط بگو: «بیا»، راه رو بلدم
منو ببر نزدیکتر به چشات
بیا تو شبای لامینور من
جاده بلنده، حوصلهمون کم
اگه بگی: «بمون»، میمونم اصلاً
تا صبح بچرخیم تو رویات، خانوم
[بند سوم]
نور شهر از روی چشات میپره
هی نگاه میکنی، هی گم میکنم خط
میگی: «تو جدیای؟» میگم: «بدجور»
میذاری دستت رو زخمهای قدیمم؛ قطع!
[کورس]
بیا تو شبای لامینور من
بیا تو ضرب تند این دل
تو فقط بگو: «بیا»، راه رو بلدم
منو ببر نزدیکتر به چشات
بیا تو شبای لامینور من
جاده بلنده، حوصلهمون کم
اگه بگی: «بمون»، میمونم اصلاً
تا صبح بچرخیم تو رویات، خانوم
[بریج]
اگه فردا هیچی یادمون نموند
همین امشب، همینه قانونمون
تو بگو: «وایسا رو همین سرعت»
من فقط میخوام گیر کنم تو چشات، بدجور (آره)
[کورس پایانی]
بیا تو شبای لامینور من
بیا تو ضرب تند این دل
تو فقط بگو: «بیا»، راه رو بلدم
منو ببر نزدیکتر به لبهات (نزدیکتر)
بیا تو شبای لامینور من
جاده بلنده، حوصلهمون کم
اگه بگی: «بمون»، میمونم اصلاً
تا صبح بچرخیم تو رویات، خانوم





