از همون حرفای سادت دلم دیوونه شد
تا که گفتم عاشقم، دنیای من ویرونه شد
من فقط خوبی میدیدم از تو و رفتار تو
عشق تو بی سر و صدا صاحب این خونه شد
هرچی من اومدم سمتت فاصله کمتر نشد
حال این عاشق، بعد تو یه روزم بهتر نشد
تو که هیچوقت مال من نبودی، یار دلمی
توی تاریکی این شبا، تو ماهِ کاملمی
همه میگن بگذرم ازت، نمیدونن که تو
مثل خون توی رگامی، تو خود وجودمی
تا که گفتم عاشقم، دنیای من ویرونه شد
من فقط خوبی میدیدم از تو و رفتار تو
عشق تو بی سر و صدا صاحب این خونه شد
هرچی من اومدم سمتت فاصله کمتر نشد
حال این عاشق، بعد تو یه روزم بهتر نشد
تو که هیچوقت مال من نبودی، یار دلمی
توی تاریکی این شبا، تو ماهِ کاملمی
همه میگن بگذرم ازت، نمیدونن که تو
مثل خون توی رگامی، تو خود وجودمی
هفت سال گذشت و من همون آدم سابقم
فکر نکن خسته شدم، من هنوزم عاشقم
نه واسه صورت زیبات، من درگیر اخلاقتم
تو خبر نداری چند ساله که من تو لَکِتَم
همه کار کردم برات تا خون بشم تو رگات
فقط خواستم بدونی که پای این رفاقَتَم
تو که هیچوقت مال من نبودی، یار دِلَمی
توی تاریکیِ این شبا، تو ماهِ کاملمی
همه میگن بگذرم ازت، نمیدونن که تو
مثل خون توی رگامی، تو خود وجودمی
تو که هیچوقت مال من نبودی، یار دلمی
توی تاریکی این شبا، تو ماه کاملمی
همه میگن بگذرم ازت، نمیدونن که تو
مثل خون توی رگامی، تو خود وجودمی





