آه از مرگ نترسیم بترسیم از آن
که شرف را نفروشیم به دنیای زبون
بگذریم از غلط قاتل رهبر؟ هرگز
وقت بیچارگی شمر و یزید است اکنون
یا لثارات الخامنهای
که شرف را نفروشیم به دنیای زبون
بگذریم از غلط قاتل رهبر؟ هرگز
وقت بیچارگی شمر و یزید است اکنون
یا لثارات الخامنهای
برسانید به آن دشمن دین و وطنم
که حریف تو در این معرکه شمشیر من است
من که حرفی به جز این با تو ندارم بزنم
حرف من، مشت گرهکرده و تکبیر من است
آی فریاد بزن که منم ایران حسین
عزت ما و اماننامهٔ دشمن؟ هیهات
به یزیدان زمانه، به پلیدان جهان
دست بیعت بدهد غیرت میهن؟ هیهات
ای که آتش به جهان میزنی ای خصم بدان
که سرانجام تو با شعلهٔ خود دود شوی
عاقبت میرسد آن لحظه که منجی برسد
عاقبت میرسد آن لحظه که نابود شوی





