[بند اول]
دیشب توی کافه
تو اومدی، من نه
امشب توی کافه
یه نگاه، یه لبخند
دیشب توی کافه
تو اومدی، من نه
امشب توی کافه
یه نگاه، یه لبخند
تو با اون پیرهن روشن
من با حال نصفهنیمه
گفتی: «حوصله داری؟»
گفتم: «نه، ولی میری توی رگ من»
همش ادا درمیاری
مثل اینکه عشق تو عکسه
منم با اخم خسته
فهمیدم تهش یه بازیه
[پیشکورس]
ولی بازم
قلبم میپره
وقتی رد میشی
از کنار میز من
نمیخوام
ولی میکشم
به سمتت
مثل یه آهنربا
[کورس]
دروغ نگو، دلت با منه
دروغ نگو، دلت با منه
بازم همون بازی لعنتی
دروغ نگو، دلت با منه
[بند دوم]
تو پیام میدی: «کجایی؟»
منم دیر جواب میدم
بذار فکر کنی سردم
بذار فکر کنی برندهای
ولی زیر این سکوت من
یه آشوب تمیزه
هر بار اسمم رو میگی
انگار شهر میریزه
[پیشکورس]
ولی بازم
قلبم میپره
وقتی رد میشی
از کنار میز من
نمیخوام
ولی میکشم
به سمتت
مثل یه آهنربا
[بریج]
تو گفتی: «یه شب ساده»
ولی ساده کجا بود؟
منو انداختی وسط
یه دل بیقرار و خوب
ساکت میمونم، اما
چشمام لو میدن منو
آخرش میفهمی
کی برده، کی باخته… تو





