چای ریخته شده، تخمه وسط است و جمع کمکم ساکت میشود؛ همان لحظهای که یکی باید یک بازی پیشنهاد بدهد. بازی من تا حالا دقیقاً برای همین لحظههاست: وسیله نمیخواهد، چند ثانیهای یاد گرفته میشود و معمولاً با خاطرههایی تمام میشود که هیچکس انتظارش را نداشت.
این بازی همان «Never Have I Ever» معروف است که حالا در دورهمیهای ایرانی هم جا افتاده. در ادامه قوانینش را گفتهایم و نزدیک به صد جمله آماده و تمیز را دستهبندی کردهایم تا وسط بازی دنبال سوژه نگردی.
قوانین بازی من تا حالا؛ چطور بازی کنیم؟
همه بازیکنها دور هم مینشینند و ده انگشتشان را بالا نگه میدارند. نفر اول جملهای میگوید که با «من تا حالا…» شروع میشود و کاری را نام میبرد که خودش هیچوقت انجام نداده است. هر کس آن کار را تجربه کرده، یک انگشتش را پایین میآورد و اگر دوست داشت، ماجرایش را تعریف میکند. بعد نوبت نفر بعدی است و آخرین کسی که انگشت بالا دارد، برنده میشود.
اگر انگشتشماری حوصلهتان را سر برد، به جایش با تخمه، شکلات یا کارت امتیاز بدهید. جملهها را هم میشود از قبل روی کاغذ نوشت و از کاسه بیرون کشید. یک قانون طلایی هم دارد: هر کس میتواند بدون توضیح «پاس» بدهد و هیچکس نباید برای خجالت دادن دیگری جمله بسازد. اگر جمعتان اهل هیجان بیشتری است، بعد از چند دور سراغ سوالات جرات و حقیقت یا یک دور صندلی داغ بروید.
جملههای خندهدار بازی من تا حالا
اینها بهترین شروع بازی هستند؛ تقریباً همه حداقل یکیشان را تجربه کردهاند.
- من تا حالا برای کسی دست تکان ندادهام که بعد بفهمم با نفر پشت سریام بوده.
- من تا حالا جلوی آینه برای یک بحث خیالی تمرین نکردهام.
- من تا حالا در حمام یک کنسرت کامل اجرا نکردهام.
- من تا حالا به یک در شیشهای برخورد نکردهام.
- من تا حالا دنبال گوشیام نگشتهام در حالی که دستم بوده.
- من تا حالا دنبال عینکم نگشتهام در حالی که روی سرم بوده.
- من تا حالا با یک حیوان خانگی جدیجدی درد دل نکردهام.
- من تا حالا در خواب حرف نزدهام.
- من تا حالا لباسم را پشتورو نپوشیدهام و تا عصر نفهمیدهام.
- من تا حالا در مهمانی وانمود نکردهام که اسم کسی یادم است.
- من تا حالا وسط یک فیلم ترسناک از خنده غش نکردهام.
- من تا حالا کلید را داخل خانه جا نگذاشتهام و در را پشت سرم نبستهام.
- من تا حالا به گارسونی که گفت «نوش جان» جواب ندادهام «شما هم همینطور».
- من تا حالا از شنیدن صدای خودم در پیام صوتی شوکه نشدهام.
- من تا حالا در آسانسور آهنگ پخششده را زیر لب همراهی نکردهام.
- من تا حالا یک گیاه آپارتمانی را از بیآبی خشک نکردهام.
- من تا حالا از ترس سوسک روی صندلی نپریدهام.
من تا حالاهای سفر و جاده
برای جمعهایی که خاطره سفر زیاد دارند، این دسته حسابی بازی را طولانی میکند.
- من تا حالا سوار هواپیما نشدهام.
- من تا حالا قطار یا اتوبوسم را از دست ندادهام.
- من تا حالا در یک شهر غریب گم نشدهام.
- من تا حالا شب را در چادر نخوابیدهام.
- من تا حالا طلوع آفتاب را از بالای کوه ندیدهام.
- من تا حالا چمدانم را آنقدر سنگین نبستهام که زیپش باز نشود.
- من تا حالا ساعتها در ترافیک جاده شمال نماندهام.
- من تا حالا در دریا شنا نکردهام.
- من تا حالا آسمان پرستاره کویر را ندیدهام.
- من تا حالا سوغاتی کسی را فراموش نکردهام.
- من تا حالا تنهایی سفر نکردهام.
- من تا حالا در سفر یک غذای محلی عجیب را امتحان نکردهام.
- من تا حالا در ماشین یک آهنگ را آنقدر تکرار نکردهام که همه اعتراض کنند.
- من تا حالا از ایران خارج نشدهام.
- من تا حالا وسیلهای را در هتل یا مسافرخانه جا نگذاشتهام.
- من تا حالا با قطار شبانه سفر نکردهام.
- من تا حالا آنقدر عکس سفر نگرفتهام که حافظه گوشی پر شود.

جملههای مدرسه و دانشگاه
خاطرههای مدرسه همیشه برندهاند؛ مخصوصاً وقتی همکلاسیهای قدیمی دور هم جمع شده باشند.
- من تا حالا سر کلاس خوابم نبرده است.
- من تا حالا تکلیفم را صبح همان روز در سرویس مدرسه ننوشتهام.
- من تا حالا معلم را اشتباهی «مامان» یا «بابا» صدا نزدهام.
- من تا حالا از درسی تجدید نشدهام.
- من تا حالا ناظم مدرسه را در خیابان ندیدهام که بخواهم قایم شوم.
- من تا حالا سر کلاس آنقدر نخندیدهام که بیرونم کنند.
- من تا حالا نماینده کلاس نبودهام.
- من تا حالا روی میز مدرسه یادگاری ننوشتهام.
- من تا حالا خودم را به مریضی نزدهام که مدرسه نروم.
- من تا حالا در اردوی مدرسه گم نشدهام.
- من تا حالا شب امتحان کل کتاب را یکجا نخواندهام.
- من تا حالا زنگ تفریح لقمه دوستم را نخوردهام.
- من تا حالا در مسابقه علمی یا ورزشی مدرسه جایزه نگرفتهام.
- من تا حالا در سرود یا نمایش مدرسه شرکت نکردهام.
- من تا حالا برای معلمی کارت تشکر ننوشتهام.
- من تا حالا روز اول دانشگاه سر کلاس اشتباهی ننشستهام.
من تا حالاهای غذا و آشپزی
این دسته معمولاً اعترافهای بامزهای از آشپزخانه بیرون میکشد.
- من تا حالا تهدیگ را قبل از رسیدن به سفره ناخنک نزدهام.
- من تا حالا غذای سوخته را به اسم «دودی» به کسی ندادهام.
- من تا حالا نصفهشب یواشکی سراغ یخچال نرفتهام.
- من تا حالا سوشی نخوردهام.
- من تا حالا آنقدر فلفل نخوردهام که اشکم دربیاید.
- من تا حالا شکر را با نمک اشتباه نگرفتهام.
- من تا حالا خودم کیک تولد درست نکردهام.
- من تا حالا وسط زمستان زیر برف بستنی نخوردهام.
- من تا حالا بعد از سفارش غذا حسرت بشقاب بغلی را نخوردهام.
- من تا حالا یک بسته کامل چیپس را تنهایی تمام نکردهام.
- من تا حالا آبگوشت را با گوشتکوب نکوبیدهام.
- من تا حالا میوهای را که اسمش را نمیدانستم امتحان نکردهام.
- من تا حالا رژیمی نگرفتهام که روز دوم تمام شود.
- من تا حالا پیتزا را با چنگال و چاقو نخوردهام.
- من تا حالا چای را آنقدر داغ سر نکشیدهام که زبانم بسوزد.
- من تا حالا شب یلدا آنقدر انار نخوردهام که دستم قرمز شود.
جملههای گوشی، چت و تکنولوژی
نسل گوشی به دست، در این دسته کمتر انگشتی بالا نگه میدارد!
- من تا حالا پیامی را برای آدم اشتباه نفرستادهام.
- من تا حالا پیامی را نخوانده رها نکردهام که بعد کلاً یادم برود جواب بدهم.
- من تا حالا تا صبح سریال ندیدهام.
- من تا حالا رمز گوشی خودم را فراموش نکردهام.
- من تا حالا گوشیام را توی آب نینداختهام.
- من تا حالا از یک عکس قدیمیام در شبکههای اجتماعی خجالت نکشیدهام.
- من تا حالا وانمود نکردهام که گوشیام آنتن نمیدهد.
- من تا حالا پیام صوتی پنجدقیقهای نفرستادهام.
- من تا حالا ناخواسته با دوربین جلوی گوشی عکس نگرفتهام.
- من تا حالا یک روز کامل بدون گوشی سر نکردهام.
- من تا حالا یک آهنگ را صد بار پشت سر هم گوش ندادهام.
- من تا حالا با بازی آنلاین شب را صبح نکردهام.
- من تا حالا یک پیام را ده بار ننوشته و پاک نکردهام.
- من تا حالا شارژر کسی را قرض نگرفتهام که پس ندهم.
- من تا حالا برای یک استوری بیست بار عکس نگرفتهام.
من تا حالاهای خانواده و دورهمی
برای مهمانیهای خانوادگی، این جملهها هم بیخطرند و هم کلی خاطره بیرون میکشند.
- من تا حالا وسط دورهمی خانوادگی خوابم نبرده است.
- من تا حالا شب یلدا تا صبح بیدار نماندهام.
- من تا حالا لباس خواهر یا برادرم را بدون اجازه نپوشیدهام.
- من تا حالا هدیهای را که گرفتهام به کس دیگری هدیه ندادهام.
- من تا حالا در خانهتکانی چیزی پیدا نکردهام که سالها دنبالش بودم.
- من تا حالا زنگ گوشی را ده بار پشت سر هم خاموش نکردهام.
- من تا حالا سر کنترل تلویزیون با کسی بحث نکردهام.
- من تا حالا تولد یک عزیز را فراموش نکردهام.
- من تا حالا لباسی نخریدهام که حتی یک بار هم نپوشیده باشم.
- من تا حالا یک کار ساده را آنقدر عقب نینداختهام که بزرگ شود.
- من تا حالا خودم موهایم را کوتاه نکردهام.
- من تا حالا در بازی خانوادگی تقلب نکردهام.
- من تا حالا عکس بچگیام را به کسی نشان ندادهام که از خنده ریسه برود.
- من تا حالا در عید دیدنی آنقدر شیرینی نخوردهام که دیگر جا نداشته باشم.
یک پیشنهاد کوچک: جملهها را با سن و حالوهوای جمع هماهنگ کنید. هدف این است که همه بخندند و خاطره تعریف کنند، نه اینکه کسی معذب شود.
سؤالهایی که زیاد میپرسید
بازی من تا حالا چند نفره است؟
حداقل با سه نفر میشود بازی کرد، اما با پنج تا ده نفر از همه جذابتر است؛ چون جملهها بیشتر میشوند و خاطرههای متفاوتتری شنیده میشود.
اسم انگلیسی بازی من تا حالا چیست؟
این بازی در انگلیسی «Never Have I Ever» نام دارد و معمولاً با همین قانون انگشت پایین آوردن یا امتیاز دادن بازی میشود.
چطور بازی من تا حالا را جذابتر کنیم؟
جملهها را دستهبندی کنید، برای هر دور یک موضوع مثل سفر یا مدرسه بگذارید و از بازیکنی که انگشتش را پایین آورده بخواهید ماجرا را در یک دقیقه تعریف کند.
دنبال سؤالها و بازیهای بیشتری هستید؟ همه فهرستها را در صفحه جامع سوالات چالشی و بازیهای گروهی ببینید.



