ایسنا: حجت الاسلام والمسلمین دکتر خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی می گوید در مسئله حجاب، با اقدامات انتظامی و سلبی درست نمی شود. در این موضوع به جای جرمانگاری، باید به سمت تخلفانگاری حرکت کنیم.

مصاحبه دکتر خسروپناه را در ادامه بخوانید:
آقای دکتر، ضمن سپاس از این که دعوت ما را برای حضور در خراسان پذیرفتید. علاقه مندم برای سوال نخست به موضوع کلی «فرهنگ» در موقعیت امروز بپردازیم. در شرایطی که جامعه با مسائل سخت معیشتی، اقتصادی و تهدیدهای امنیتی و جنگی مواجه است، جایگاه فرهنگ کجاست؟ آیا در این شرایط پرداختن به فرهنگ اولویت دارد یا این که باید آن را به زمان دیگری موکول کرد و آیا حکمران فرهنگی اکنون وظیفه خودش را به درستی انجام می دهد؟
همانطور که امام شهید فرمودند، فرهنگ مثل هوا میماند که همه در آن تنفس میکنند؛ مثل روحی است که در کالبد جسم ساری و جاری است. اهمیت فرهنگ هم در دوران جنگ بالاست و هم در دوره پساجنگ به نظرم چند برابر میشود. در میدان نبرد، ۳۰ درصد ماجرا جنگ نظامی و ۷۰ درصد آن جنگ شناختی، جنگ فرهنگی و جنگ هویتی است. تاریخ ایران را که مطالعه کنید، هر موقع مسئولان از هویت و فرهنگ ایرانی-اسلامی برخوردار بودند، مردم هم همراهی کردند و در آن جنگها پیروز شدیم و هر جا تهی از این هویت بودیم شکست خوردیم. در همین جنگ تحمیلی اخیر که آمریکا و رژیم صهیونیستی به صورت مستقیم وارد نبرد با ایران اسلامی شدند، اگر این فرهنگ اصیل ایرانی-اسلامی نبود، هرگز آن اتحاد، همدلی و انسجام ملی شکل نمیگرفت. مردم به خیابانها آمدند و امدادرسان رزمندگان میدان شدند؛ این اتحاد و همبستگی ثمره مستقیم فرهنگ است. اما متاسفانه وقتی حکمرانان ما با بحرانها و مشکلات اقتصادی مواجه میشوند، اولین بخشی که به آن بیمهری میکنند و بودجهاش را کاهش میدهند یا قطع میکنند، بخش فرهنگ است. این یک خطای راهبردی است؛ چراکه اگر فرهنگ عمومی رشد کند، اساساً بسیاری از آسیبهای اجتماعی و حتی بار اقتصادی دولت کم میشود.
البته این را هم بگویم که دستگاههای فرهنگی ما متاسفانه دچار جزیرهای عمل کردن هستند و گاهی در خدمت جناحهای سیاسی اصولگرا یا اصلاحطلب قرار میگیرند. وقتی فرهنگ در خدمت سیاست حزبی قرار گرفت، از سیاست ملی و خدمت به نیازهای واقعی مردم بازمیماند و این یک آسیب جدی است.
جناب خسروپناه، از این مقدمه، اجازه بدهید به مسئله «حجاب» بپردازیم. همان طور که مطلع هستید، این مسئله اکنون در صدر موضوعات مورد بحث در کشور است ضمن این که ظاهرا در حوزه حکمرانی آن اختلاف نظرهایی نیز وجود دارد. اگر موافق باشید از قانون عفاف و حجاب شروع کنیم… از نظر قانونی و سیاست گذاری در سال های اخیر چه روندی طی شده و شورای عالی انقلاب فرهنگی چه نقشی ایفا کرده است؟
بعد از این که بر سر لایحه عفاف و حجاب میان مجلس و دولت اختلافنظر پیش آمد و قانون ابلاغ نشد، رهبر شهید، پرونده را به شورای عالی امنیت ملی ارجاع دادند و در نتیجه سایر شوراها منعی برای ورود ساختاری داشتند. البته شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشتر تمامی سیاستهای کلان را تصویب و ابلاغ کرده بود و هیچ خلاء سیاستی وجود نداشت. راهبری و هدایت این حوزه نیز قانوناً به وزارت کشور محول شد، نه اجرای مستقیم؛ زیرا شورا ابزار اجرایی، بودجه میدانی یا نیروی عملیاتی ندارد. در عین حال، اگرچه لازم نبود و فقط با ۷-۸ بند و ماده جدید، کار قانون جمع می شد اما مجلس ۱.۵ سال وقت گذاشت و متنی با ۷۴ یا ۷۵ ماده تدوین کردند که واقعا نیازی نبود و خب البته انجام شد و ان شاء ا… تلاششان مقبول باشد. پس از این که کار به شورای عالی امنیت ملی ارجاع شد، این شورا اقداماتی را صورت داد از جمله این که آن ها مواجهه مستقیم با مردم را در مسئله حجاب حذف کردند و با مواردی همچون ارسال پیامک به متخلفان پیگیری شد که به نظر اثرگذار و موفق هم بود.
بالاخره مواجهه با افرادی که کشف حجاب کردهاند از دیدگاه شما چگونه باید باشد و آیا نگاه و روش یکسانی به همه این افراد وجود دارد؟
به هیچ وجه یکسان نیست. ما باید مرز روشنی میان سبک زندگی و برهنگی سازمانیافته ترسیم کنیم. آخرین پژوهشها و پیمایشهای میدانی ما نشان میدهد قریب به اتفاق بانوانی که کشف حجاب کردهاند، هیچ لجاجتی با نظام و حاکمیت ندارند. این ناشی از زیستجهان و تحول در سبک زندگی فردی آنهاست. مواجهه با این بخش از جامعه، کاملاً معرفتی، اقناعی و از جنس تعامل فرهنگی است. حتی گاهی بانوانی که پوشش متفاوتی دارند به خود بنده مراجعه میکنند و با دغدغه میگویند که ما شهید دادهایم و چرا جلوی برخی وضعیتهای زننده گرفته نمیشود. در مقابل، عدهای به صورت نیمهبرهنه یا برهنه وارد معابر میشوند؛ این دیگر سبک زندگی نیست، بلکه حرکتی هدفمند برای ضربه زدن به هویت ایرانی و اسلامی است و حاکمیت نباید در برابر این جریان سازمانیافته بیتفاوت بماند.
آیا برای حل این پدیده زمانبندی مشخصی متصور هستید و سازوکار اجرایی آن باید چگونه باشد؟
اگر یک قرارگاه ملی حکیمانه تشکیل شود و از ظرفیت فضلای مؤمن و دانشگاهیان متخصص در جامعهشناسی و روانشناسی استفاده کنیم، کار با موفقیت پیش میرود. کسی که در خیابان بیهوش میشود، اطرافیان با نیت خیر دور او جمع میشوند اما اگر تخصص پزشکی نداشته باشند ممکن است با حرکتی اشتباه جان بیمار را به خطر بیندازند.
یعنی معتقدم نیاز به یک قرارگاه ملی بر اساس اقدامات علمی است. البته ما الان، هنوز در حال جنگیم. بنابراین خیلی تصمیمها باید حکیمانه و دقیق باشد. در حل این مسئله نباید عجله کنیم چون با عجله و بدون کار علمی، نتیجه مطلوب و موفق نخواهد بود.
نگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی موافق ورود نیروهای انتظامی به این موضوع است؟
در مورد فراجا بنده از ابتدا کاملاً مخالف ورود مستقیم نیروی انتظامی و رفتارهایی نظیر ونهای گشت ارشاد بودهام و این نگاه در میان اکثر اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی هم در دولت قبل و هم در دولت فعلی وجود دارد. نیروی انتظامی مظلوم ما اکنون روزانه در حال تقدیم شهید برای امنیت کشور است و بیش از دو هزار ماموریت برای این مجموعه تعریف شده است. دستگاههای اجرایی نباید کمکاریهای خود را به دوش پلیس بیندازند؛ پلیس تخصص کافی در همه حوزه ها را ندارد. ما باید به جای جرمانگاری، به سمت تخلفانگاری حرکت کنیم و از ابزارهای هوشمند و بازدارنده مانند تذکرهای پیامکی بهره بگیریم. همچنین اصلاح را باید به صورت مرحلهای از ادارات و دستگاههای دولتی آغاز کرد، سپس به شرکتهای خصولتی و نیمهدولتی برد و در نهایت به بخشهای عمومی و خصوصی تسری داد.
با توجه به این که در آستانه بازگشایی دانشگاه ها هستیم، شاید نبود تدبیر دراین رابطه، چالش هایی در فضای دانشگاهها پدیدار کند. در این خصوص تدبیری صورت گرفته است؟
درخصوص مسائل فرهنگی و امنیتی پساجنگ ازجمله مسئله عفاف و حجاب در محیط دانشگاهها جلسات متعددی با حضور وزرا و صاحبنظران داشتیم و تدابیر خوبی نیز تدوین شده است. وزیر علوم منشوری را تدوین کرده و بنا شد این منشور به صورت رسمی به روسای دانشگاهها ابلاغ شود و خود دانشگاهها با مدیریت داخلی کار را جلو ببرند. واگذاری مدیریت مسائل دانشگاه به دستگاههای خارج از محیط دانشگاه، منحل کردن مسئله است نه حل کردن آن. بله، اگر عوامل نفوذی و سازمانیافتهای وجود دارند که اساتید یا دانشجویان را تحریک میکنند، وظیفه نهادهای مسئول است که بیرون از محیط دانشگاه آنها را شناسایی و با آن ها مطابق قانون برخورد کنند، اما محیط داخل دانشگاه باید بر اساس تدابیر علمی و دانشگاهی مدیریت شود.




