باشگاه روزنامهنگاران ایران: بعد از مصاحبه یاشار سلطانی درباره چهار تراستی نفتی، حملات به او افزایش یافت و برخی رسانهها یا فعالان رسانه خواستار برخورد با او شدند. اما سئوال این است که چرا به جای برخورد با فساد با افشاگر فساد برخورد میشود؟

یک بار ماجرا را مرور کنیم. روزنامهی همشهری از چهار تراستی بزرگ نفت نام برد و به نقل از یک نماینده مجلس از فساد آنها سخن گفت.
بعد از آن یاشار سلطانی، سند یا ادعایی درباره پرونده تراستیها مطرح کرد.
انتظار طبیعی این بود و هست که مدیران مرتبط درباره اصل موضوع پاسخ بدهند که چه تصمیمی گرفته شده؟ چه کسی آن را گرفته؟ پول کجاست؟ چه کسی مسئول بوده و اسناد چه میگویند؟
اما ناگهان زمین بازی عوض میشود. بهجای پاسخ، درباره افشاگر حرف زده میشود؛ انگیزهاش چیست؟ چه کسی پشت اوست؟ خودش چه منافعی دارد؟ و در نهایت، کسانی که باید پاسخگو باشند، خودشان در جایگاه «قربانی یک جریان رسانهای» قرار میگیرند.
از همین لحظه، اصل پرونده از مرکز توجه خارج میشود و دعوا از «چه اتفاقی برای منابع عمومی افتاده؟» تبدیل میشود به «چه کسی علیه چه کسی است؟»
این الگو یک پرسش را مطرح میکند که اگر تخریب اعتبار پرسشگر کافی نیست، چرا باید پرسشگر را خاموشکرد؟
اگر یاشار سلطانی دروغ گفته، دروغش را با سند ثابت کنید. اگر عددی اشتباه است، عدد درست را منتشر کنید. اگر پولی بازگشته، سند بازگشتش را نشان دهید. اگر تصمیمی قانونی بوده، مجوز قانونی آن را ارائه کنید.
اما اگر پاسخ یک افشاگری اقتصادی، ابتدا تخریب او و سپس تلاش برای پرونده سازی علیه او باشد، مسئله به حاشیه بردن تراستیها است. زیرا این میتواند به سازوکار بقای فساد تبدیل شود.
نباید هزینه پرسشگری بالا برود تا در چنین فضایی مدیری که باید درباره عملکردش توضیح دهد، فرصت پیدا کند بهجای پاسخگو، در نقش قربانی ظاهر شود و زمان بخرد . افکار عمومی را خسته کند.
افشاگر را از افشاگری جدا کنیم. ممکن است یاشار سلطانی درست بگوید یا ممکن است اشتباه کرده باشد. حتی ممکن است درباره انگیزهها، روابط یا عملکرد خودش هزار سؤال وجود داشته باشد؛ همه در جای خود قابل بررسی است؛ اما هیچکدام پاسخ پرسش اصلی نیست.
اگر ادعایی درباره فروش نفت، نحوه انتخاب تریدرها و تراستیها، میزان تخفیف، بازگشت منابع یا مسئولیت مدیران مطرح شده، پاسخ آن باید با عدد، سند، قرارداد، گردش مالی و مشخصکردن مسئول تصمیم داده شود. نه با حاشیهسازی برای پرسشگر؛ نه با تبدیل پاسخگو به قربانی؛ و نه با خاموشکردن کسی که سؤال را مطرح کرده است.



