اعتمادآنلاین: مردی که ۱۰ سال قبل به خاطر تعرض به همسرش دست به انتقام زده و مردی را کشته است به پرداخت دیه محکوم شد.

به گزارش 10 سال قبل مردی خود را به پلیس معرفی کرد و گفت فردی را کشته است. او گفت: من رحیم را کشتم چون به همسرم تعرض کرده است. ماموران به محل گاوداری که جسد قرار داشت رفتند و جسد را پیدا و به پزشکی قانونی منتقل کردند.
تحقیقات نشان داد مقتول که رحیم نام دارد مردی افغانستانی است و مدتی قبل به ایران آمده و با متهم که سعید نام دارد آشنایی داشته است. با توجه به اقرار صریح متهم، کیفرخواست علیه او صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی با توجه به اینکه اولیای دم حضور نداشتند و شناسایی نشده بودند دادستان درخواست دیه کرد اما متهم گفت توانایی پرداخت دیه را ندارد، به این ترتیب او به قصاص محکوم شد.
با گذشت 10 سال از ماجرا، متهم که همچنان در زندان مانده بود به کمک خواهرش درخواست تعیین تکلیف کرد و پرونده برای رسیدگی به این موضوع به شعبه 4 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
در جلسه رسیدگی که چندی پیش برگزار شد متهم به دادگاه آورده شد. او گفت: 10 سال پیش رحیم سراغ من آمد و من برایش کار پیدا کردم. خانه هم اجاره کرد و نزدیک ما زندگی میکرد. بعد از مدتی متوجه تغییر رفتار همسرم شدم چون تازه بچه به دنیا آورده بود فکر کردم شاید این مساله روی او تاثیر گذاشته اما افسردگیاش شدید شده بود تا اینکه یک روز گفت رحیم برای او مزاحمت ایجاد میکند و ناراحتیاش به این دلیل است.
متهم ادامه داد: من با رحیم صحبت کردم و گفتم دست از سر زندگی من بردارد و با او قطع رابطه کردم تا اینکه یک روز به خانه رفتم و دیدم خیلی حال همسرم بد است؛ رحیم به او تعرض کرده بود و زنم اصلاً وضعیت خوبی نداشت. من کلانتری رفتم و موضوع را گفتم و شکایت هم کردم.
او افزود: بعد سر کار رفتم و دیدم رحیم هم در گاوداری است. او به جای اینکه از کاری که کرده شرمنده باشد، حرفهای خیلی بدی به من زد. قلداری کرد و گفت که من زن تو را دوست دارم و او را از چنگ تو بیرون میآورم. من بهشدت عصبانی شدم و چند ضربه چاقو به او زدم. بعد فرار کردم. ترسیده بودم ولی بعد خودم را تسلیم ماموران کردم و گفتم آدم کشتهام.
متهم گفت: از وقتی بازداشت شدم زنم و بچههایم به افغانستان برگشتند و دیگر کسی نبود که پیگیر کار من شود تا اینکه مدتی قبل خواهرم به ایران آمد. او کارم را پیگیری و درخواست کرد تعیین تکلیف شوم.
قاضی گفت: تو در جلسه قبلی دادگاه که 10 سال پیش برگزار شد گفتهای دیه را قبول نداری، چرا؟
متهم پاسخ داد: من درست تفهیم نشدم که دادستان چه درخواستی کرده است. به من گفتند میتوانی دیه بدهی من گفتم نه. در حالی که نمیدانستم با حکم قصاص روبهرو هستم.
قاضی پرسید: حالا چطور؟
متهم گفت: من 10 سال است در زندان هستم و در این مدت هرچه داشتم هم از دست دادم. با این حال درخواست دارم دیه را تقسیط کنید تا بتوانم بپردازم. بیرون بیایم کار میکنم و دیه را میدهم.
در پایان قضات وارد شور شدند و با درخواست اعسار متهم موافقت کردند و با توجه به اینکه او مدت 10 سال است در زندان به سر میبرد بهزودی آزاد خواهد شد.





