زنگ تفریح، گوشهی حیاط مدرسه، دو نفر که یک ساندویچ را نصف میکنند و از ته دل میخندند؛ دوستی معمولاً همینقدر ساده شروع میشود. اگر معلم از شما انشا درباره دوست خواسته، اینجا چهار نمونهی کامل دربارهی دوستی و دوست خوب برای پایههای مختلف، بهعلاوهی نکتههای نوشتن و جملههای ادبی آماده، پیدا میکنید.
چند نکته برای نوشتن انشا درباره دوست
موضوع دوستی آنقدر آشناست که خطر کلیشهای شدنش زیاد است. این نکتهها کمک میکنند انشای شما متفاوت شود:
- ساختار را فراموش نکنید: در مقدمه بگویید دوستی برایتان چه معنایی دارد. در بدنه از یک دوست واقعی یا ویژگیهای دوست خوب بنویسید و در نتیجه، پیام اصلی را با یک جملهی ماندگار جمع کنید.
- یک ماجرای مشخص بیاورید: روزی که دوستتان جزوهاش را به شما داد، قهری که با یک شوخی تمام شد یا اردویی که با هم رفتید، از ده جملهی کلی دربارهی وفاداری قویتر است.
- دوست خوب را با مثال تعریف کنید: به جای «دوست خوب باوفاست» بنویسید وفاداری او در چه موقعیتی خودش را نشان داد.
- آرایهها را به کار ببرید: تشبیه (دوست مثل چراغی در راه تاریک است) و تشخیص (دوستیها هم تشنه میشوند و آب میخواهند) به انشای پایههای بالاتر عمق میدهند.
- از دو طرف نگاه کنید: فقط ننویسید دوستتان برای شما چه کرده؛ بنویسید شما چطور میتوانید دوست بهتری باشید.
- اسم واقعی لازم نیست: اگر دوست ندارید نام دوستتان در کلاس خوانده شود، از یک نام دیگر استفاده کنید یا فقط بنویسید «دوستم». مهم این است که ماجرا و احساس شما واقعی باشد، نه اینکه همه بفهمند دربارهی چه کسی نوشتهاید.
انشا درباره دوست برای پایه سوم تا ششم ابتدایی (کوتاه)
به نام خدا
بهترین دوست من سارا است. ما از کلاس اول با هم همکلاسی هستیم و همیشه کنار هم مینشینیم.
روز اول مدرسه من خیلی میترسیدم و گریه میکردم. سارا جلو آمد، یک مداد رنگی صورتی به من داد و گفت: «بیا با هم نقاشی کنیم.» از همان روز دوست شدیم. سارا خیلی مهربان است. وقتی یک روز مریض شدم و به مدرسه نرفتم، عصر به خانهمان زنگ زد و درسهای آن روز را برایم گفت. ما زنگ تفریح با هم طناببازی میکنیم و گاهی خوراکیهایمان را با هم قسمت میکنیم. اگر هم دعوایمان بشود، زود آشتی میکنیم، چون نمیتوانیم بدون هم بازی کنیم.
به نظر من دوست خوب مثل یک گنج است. من خدا را شکر میکنم که دوستی مثل سارا دارم و قول میدهم همیشه برایش دوست خوبی باشم.
انشا درباره دوست برای پایه هفتم تا نهم
به نام خدا
میگویند دوست را در روز سختی میشود شناخت. من این جمله را بارها شنیده بودم، اما معنایش را وقتی فهمیدم که خودم در یک روز سخت گیر افتادم.
پاییز پارسال در مسابقهی علمی مدرسه شرکت کرده بودیم و من مسئول ساختن مدل آتشفشان گروه بودم. شب قبل از مسابقه، مدل از روی میز افتاد و تکهتکه شد. نیمهشب بود و من فقط به آبروریزی فردا فکر میکردم. به امیر پیام دادم؛ نه برای کمک، فقط برای اینکه غصهام را به کسی گفته باشم. ده دقیقه بعد، زنگ خانه را زدند. امیر با پدرش آمده بود، با یک جعبه چسب و مقوا و یک کیسه گچ. تا ساعت دو صبح نشستیم و مدل را دوباره ساختیم.
آن شب امیر حتی یک بار هم نگفت «حواست کجا بود؟» یا «چرا مواظب نبودی؟». فقط با حوصله تکهها را کنار هم میگذاشت و هر چند دقیقه یک شوخی میکرد تا من دوباره خندهام بگیرد. وقتی رنگ قرمز گدازه را روی دهانهی آتشفشان میکشید، گفت: «ببین، این یکی از قبلی هم قشنگتر شد!» و راست میگفت.
فردا رتبهی اول را نیاوردیم، اما من چیزی بردم که از هر رتبهای مهمتر بود: فهمیدم دوست واقعی کسی نیست که فقط در زنگ تفریح کنارت بخندد؛ کسی است که نیمهشب، بیآنکه از او بخواهی، با کیسهی گچ پشت در خانهات بایستد.
از آن روز سعی میکنم من هم برای دوستانم همینطور باشم. دوستی مثل یک خیابان دوطرفه است؛ اگر فقط از یک طرف ماشین رد شود، کمکم راه بسته میشود. دوست خوب داشتن نعمت است، اما دوست خوب بودن، هنری است که باید هر روز تمرینش کرد.

انشا درباره دوستی برای دبیرستان (ادبی و توصیفی)
به نام خدا
دوستی باغی است که هیچکس آن را یکشبه نکاشته. بذرش شاید یک سلام ساده باشد، یک لبخند در راهروی مدرسه یا یک «میشه پاککنت رو قرض بگیرم؟»؛ اما برای اینکه سبز شود و سایه بدهد، باید فصلها از آن مراقبت کرد.
در بهار دوستی، همهچیز تازه است. حرفها تمامی ندارند و هر روز کشف تازهای در راه است: هر دو یک کتاب را دوست داریم، هر دو از ریاضی میترسیم، هر دو آرزو داریم روزی دریا را ببینیم. این روزها شکوفهها خودشان باز میشوند و باغبان کاری جز تماشا ندارد.
اما دوستی تابستان هم دارد؛ روزهای داغ دلخوری، وقتی حرفی نسنجیده گفته میشود و برگها از تشنگی زرد میشوند. در این فصل، دوستی آب میخواهد: یک عذرخواهی، یک پیام کوتاه، یا شکستن غروری که مثل دیواری بلند میان دو باغ قد کشیده است. بسیاری از دوستیها نه از طوفان، که از بیآبی همین تابستانها خشک میشوند.
و دوستی واقعی، پاییز و زمستانش را هم تاب میآورد. وقتی راهها جدا میشوند، یکی به شهری دیگر میرود و دیگری درگیر کار و درس میشود، شاخهها شاید عریان به نظر برسند، اما ریشه زیر برف زنده است. کافی است یک روز، بعد از مدتها، صدای آشنایی پشت تلفن بپرسد «یادته؟» تا تمام باغ دوباره جوانه بزند.
من امروز در این باغ ایستادهام و به درختهایی نگاه میکنم که هر کدام نام یکی از دوستانم را دارند. میدانم سهم من فقط تماشا نیست؛ باید آب بدهم، هرس کنم و صبور باشم. چون باغ دوستی، مثل هر باغ دیگری، به باغبانش وفادار است.
انشا درباره دوست خوب با مقدمه و نتیجهگیری ادبی
به نام خدا
مقدمه: هر آدمی در زندگیاش به آینهای نیاز دارد که خودش را در آن ببیند؛ آینهای که نه بیدلیل تعریف کند و نه بیرحمانه بشکند. دوست خوب همین آینه است.
بدنه: دوست خوب چند ویژگی مهم دارد. اول اینکه صادق است؛ اگر اشتباه کنیم، به جای تأیید کردن یا پشت سر حرف زدن، رودررو و با مهربانی به ما میگوید. دوم اینکه امانتدار است و رازهایمان را مثل گنجی پیش خودش نگه میدارد. سوم اینکه در موفقیت ما حسادت نمیکند و از ته دل خوشحال میشود. و از همه مهمتر، در روزهای سخت کنار ما میماند. انتخاب دوست هم به اندازهی داشتن دوست اهمیت دارد، چون آدمها کمکم شبیه دوستانشان میشوند. دوستی که ما را به درس خواندن، ورزش و مهربانی تشویق کند، ما را بالا میبرد و دوستی که به کارهای نادرست دعوتمان کند، آرامآرام پایین میکشد.
نتیجه: سعدی در گلستان چه زیبا گفته است: «دوست آن باشد که گیرد دست دوست / در پریشانحالی و درماندگی». دوست خوب چراغی است که در تاریکی راه، کنار ما راه میرود؛ پس بیایید هم در یافتن چنین چراغی دقت کنیم و هم خودمان برای دیگران چنین روشناییای باشیم.
جملات ادبی برای انشا درباره دوست و دوستی
- دوست واقعی کسی است که سکوتت را هم میفهمد.
- دوستی پلی است که دو دل را بیآنکه فاصلهها را پاک کند، به هم میرساند.
- دوست خوب مثل ستاره است؛ همیشه دیده نمیشود، اما میدانی که هست.
- خنده با دوست دو برابر میشود و غم با او نصف.
- دوستی گلدانی است که اگر آبش ندهی، با هیچ بهانهای سبز نمیماند.
- دوست، خانهای است که در آن لازم نیست نقاب بزنی.
- یک دوست وفادار از صد آشنای خوشزبان ارزشمندتر است.
- بهترین هدیه برای دوست، وقتی است که بیمنت کنارش میگذرانی.
دوستی همیشه هم با هم بودن نیست. اگر دوستی دارید که به شهر دیگری رفته، شاید در میان این متنهای دلتنگی و دوری جملهای پیدا کنید که حال دلتان را بگوید. و اگر دنبال سرگرمی برای دورهمی با دوستان هستید، چند چیستان با جواب میتواند حسابی همه را به خنده بیندازد.
انشا درباره دوست را چگونه شروع کنیم؟
با یک خاطره یا تصویر کوتاه شروع کنید؛ مثلاً اولین روزی که با دوستتان آشنا شدید. شروع با یک سؤال هم جذاب است: «دوست واقعی را از کجا بشناسیم؟»
ویژگیهای دوست خوب در انشا چه باشد؟
صداقت، رازداری، همراهی در روزهای سخت، حسادت نکردن و تشویق به کارهای خوب از مهمترین ویژگیها هستند. برای هر کدام یک مثال کوتاه بیاورید تا انشا باورپذیر شود.
نتیجهگیری انشا درباره دوستی چه بنویسیم؟
پیام اصلی را در یکی دو جمله بیاورید، مثلاً اینکه دوستی مراقبت میخواهد، و با تصمیمی شخصی تمام کنید؛ مثل اینکه خودتان هم برای دیگران دوست بهتری باشید.
نمونه انشا درباره موضوعهای دیگر هم لازم دارید؟ فهرست کامل را در صفحه جامع نمونه انشا ببینید.


