به گزارش گروه روانشناسی رکنا، راز این تفاوت همیشه در زیبایی نیست.روانشناسی محیط سال هاست تلاش می کند بفهمد چرا بعضی فضاها احساس امنیت، آرامش و تعلق ایجاد می کنند و بعضی دیگر، با وجود ظاهر جذاب، می توانند خسته کننده یا حتی فشارآور باشند. خانه از این نظر یک محیط معمولی نیست؛ جایی است که انسان بخش بزرگی از زندگی خود را در آن می گذراند و در آن استراحت می کند، رابطه برقرار می کند، کار می کند، خاطره می سازد و خودش را بازسازی می کند. پژوهشگران حتی پیشنهاد کرده اند که خانه را فقط به عنوان یک ساختمان نبینیم. خانه یک محیط روانشناختی است که با هویت، روابط، حریم شخصی، احساس کنترل و تجربه هیجانی فرد گره خورده است.خانه زیباست یا خانه ای که با ما جور است؟یکی از اشتباهات رایج این است که فکر کنیم هرچه خانه زیباتر، مدرن تر و گران تر باشد، حتما آرامش بیشتری هم ایجاد می کند. اما روانشناسی محیط چنین فرمول ساده ای ارائه نمی دهد.ممکن است یک خانه از نظر طراحی بسیار چشمگیر باشد، اما ساکن آن احساس کند هیچ گوشه ای متعلق به خودش نیست. ممکن است همه چیز بیش از حد رسمی و دست نخورده باشد. ممکن است فرد نتواند نور، صدا، چیدمان یا میزان حضور دیگران را مطابق نیاز خودش تنظیم کند.در چنین شرایطی، زیبایی ظاهری لزوما به معنای آرامش روانی نیست.
در یک مرور پژوهشی درباره روانشناسی خانه، پژوهشگران به این نکته اشاره کرده اند که افراد برای فضای زندگی خود فقط به دنبال یک ظاهر زیبا نیستند؛ آنها برای اتاق ها و خانه خود کیفیت هایی مانند آرامش، صمیمیت، تعلق، خلوت و بهره وری را نیز می خواهند. یعنی خانه مطلوب برای همه یک شکل ندارد.خانه خوب خانه ای نیست که در عکس مجله دکوراسیون زیباتر به نظر برسد؛ خانه خوب خانه ای است که بتواند با نیازهای روانی و سبک زندگی ساکنانش هماهنگ شود.
مغز از اینکه بتواند محیطش را کنترل کند، خوشش می آید
یکی از مفاهیم مهم در این میان احساس کنترل است.وقتی بدانیم می توانیم نور اتاق را کم کنیم، پنجره را باز کنیم، صندلی مان را جابه جا کنیم، در را ببندیم، وسایل مورد نیازمان را در جای مشخص بگذاریم یا برای خودمان یک گوشه خلوت درست کنیم، احساس می کنیم تا اندازه ای بر محیط اطرافمان مسلط هستیم.این احساس به ظاهر ساده، از نظر روانشناختی اهمیت زیادی دارد.
پژوهش های روانشناسی نشان داده اند احساس توانایی برای اثر گذاشتن بر محیط و ایجاد نتیجه مطلوب، با بهزیستی انسان ارتباط دارد. کنترل فقط یک ویژگی دکوراسیونی نیست؛ یکی از نیازهای مهم روانی انسان است. به همین دلیل است که گاهی تغییر کوچک در خانه، بیشتر از خرید یک وسیله گران قیمت حال ما را بهتر می کند مثلا ممکن است جابه جا کردن میز کار به نقطه ای که نور مناسب تری دارد، قرار دادن یک صندلی راحت کنار پنجره یا اختصاص دادن یک قفسه به وسایل شخصی، بیشتر از خرید یک وسیله تزئینی جدید احساس رضایت ایجاد کند. چون در اینجا فقط چیزی به خانه اضافه نکرده ایم؛ بخشی از رابطه خودمان با محیط را تغییر داده ایم.

خانه ای که حریم ندارد، همیشه آرامش ندارد
آرامش فقط به سکوت مربوط نیست.گاهی چیزی که انسان نیاز دارد، امکان تنها بودن است.حتی در خانه ای که اعضای خانواده یکدیگر را دوست دارند، نبودن حریم شخصی می تواند خسته کننده باشد. اینکه فرد بتواند گاهی در را ببندد، در گوشه ای بنشیند، تلفن خود را پاسخ دهد، مطالعه کند یا حتی برای مدتی بدون تعامل اجتماعی باشد، بخشی از تنظیم رابطه او با محیط است.
یک مرور نظام مند بر ۷۱ مطالعه درباره حریم خصوصی در مسکن نشان داد که حریم خصوصی در خانه ابعاد فیزیکی، اجتماعی و روانشناختی دارد و به عواملی مانند فضای شخصی، تراکم، قلمرو شخصی، تعاملات اجتماعی و نحوه شخصی سازی فضا مربوط می شود. پس اگر کسی می گوید من خانه ام را دوست دارم، ولی هیچ وقت در آن آرام نمی شوم، شاید مسئله فقط رنگ دیوار یا مدل مبل نباشد.شاید خانه برای او جایی برای زندگی هست، اما جایی برای تنظیم رابطه اش با دیگران نیست.
چرا شخصی بودن خانه مهم است؟
خانه وقتی بیشتر شبیه خانه می شود که نشانه هایی از زندگی صاحبش را در خود داشته باشد.عکس خانوادگی، کتاب هایی که واقعا می خوانیم، یک صندلی محبوب، گیاهی که خودمان از آن مراقبت می کنیم، یادگاری یک سفر یا حتی فنجانی که سال هاست استفاده می کنیم، ممکن است برای فرد معنایی داشته باشد که هیچ طراح داخلی نمی تواند از بیرون آن را تعیین کند.این وسایل لزوما ارزش مادی بالایی ندارند، اما می توانند به محیط معنا بدهند.در پژوهش های مربوط به روانشناسی خانه نیز شخصی سازی فضا و معنایی که فرد به سازماندهی محیط خود می دهد، از موضوعات مهم بررسی شده است.به زبان ساده، ما فقط در خانه زندگی نمی کنیم؛ بخشی از خودمان را هم در آن قرار می دهیم. برای همین است که گاهی یک خانه کوچک و ساده، برای صاحبش بسیار خانه است و یک خانه بسیار بزرگ، برای فرد دیگری فقط یک ساختمان است.
آیا هرچه وسایل کمتر باشد، آرامش بیشتر است؟
اینجا باید مراقب یک باور رایج باشیم.روانشناسی نمی گوید خانه خلوت همیشه بهتر است. نظم می تواند برای بعضی افراد آرامش بخش باشد، اما اگر نظم به شکل وسواس گونه، خشک یا تحمیل شده باشد، ممکن است نتیجه کاملا متفاوت شود. از طرف دیگر، آشفتگی محیط نیز در برخی شرایط می تواند فشار بیشتری ایجاد کند. برای نمونه، پژوهش های مربوط به آشفتگی خانگی نشان داده اند آشفتگی و بی ثباتی محیط خانه با برخی شاخص های عملکرد اجرایی و کنترل تلاشگرانه در کودکان ارتباط دارد؛ اما این یافته را نباید به یک قانون ساده برای همه بزرگسالان تبدیل کرد بنابراین سؤال درست این نیست که: خانه باید کاملا خلوت باشد یا پر از وسایل؟ سؤال بهتر این است: این چیدمان برای این آدم، در این مرحله از زندگی، چه تجربه ای ایجاد می کند؟ خانه باید با زندگی ما هماهنگ باشد، نه اینکه ما مجبور شویم برای هماهنگ شدن با خانه زندگی کنیم.

نور، صدا و کیفیت هوا هم بخشی از روانشناسی خانه اند
وقتی از چیدمان خانه حرف می زنیم، نباید فقط به مبل و میز و تابلو فکر کنیم. نور، صدا، دمای محیط، کیفیت هوا و حتی امکان دسترسی به فضای سبز نیز می توانند در تجربه ما از خانه نقش داشته باشند. یک مرور گسترده درباره شرایط خانه و سلامت روان، عواملی مانند کیفیت مسکن، ویژگی های ساختمان، ترکیب خانوار، محله و فضای سبز را با پیامدهای سلامت روان مرتبط دانسته است.
همچنین مرورهای جدیدتر در حوزه محیط ساخته شده نشان می دهند که پژوهشگران اکنون علاوه بر گزارش های ذهنی، شاخص های فیزیولوژیک مانند ضربان قلب، دمای پوست و فعالیت مغز را نیز برای بررسی رابطه محیط داخلی و بهزیستی بررسی می کنند بنابراین وقتی می گوییم این خانه آدم را خسته می کند، ممکن است پشت این احساس عوامل بسیار واقعی وجود داشته باشد.
دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی و استاد دانشگاه می گوید: خانه فقط مجموعه ای از اشیاء نیست؛ بخشی از زندگی روانی ماست. گاهی فرد تصور می کند برای بهتر شدن حالش باید یک تغییر بزرگ ایجاد کند؛ خانه را عوض کند، مبلمان جدید بخرد یا همه چیز را از نو بچیند. اما در بسیاری از مواقع، قبل از چنین تغییراتی بهتر است از خودش بپرسد: در خانه فعلی من چه چیزی باعث می شود احساس کنم اختیار ندارم؟
آیا جایی برای خلوت دارم؟آیا می توانم محیط را مطابق نیازم تغییر بدهم؟آیا خانه نشانه ای از خود واقعی من دارد؟ آیا در این خانه می توانم استراحت کنم، یا حتی در خانه هم احساس می کنم باید همیشه در حال انجام وظیفه باشم؟ آیا وسایل اطرافم به من کمک می کنند یا دائما از من توجه می خواهند؟
به نظر من یکی از مهمترین نکات این است که چیدمان خانه نباید فقط بر اساس «زیبایی» طراحی شود. خانه باید بتواند بخشی از نیازهای روانی فرد را هم پاسخ دهد؛ نیاز به امنیت، خلوت، تعلق، اختیار و ارتباط. برای همین ممکن است گاهی یک تغییر کوچک اما معنادار، اثر روانی بیشتری از یک بازسازی پرهزینه داشته باشد.
یک آزمایش ساده برای خانه شما
وی می گوید: امروز فقط یک اتاق را انتخاب کنید. به جای اینکه بپرسید چه چیزی زشت است؟، سه سؤال دیگر از خودتان بپرسید: کدام قسمت این اتاق به من آرامش می دهد؟کدام قسمت احساس می کنم اختیارش دست من نیست؟کدام قسمت هیچ ارتباطی با زندگی واقعی من ندارد؟ بعد فقط یک تغییر کوچک انجام دهید مثلا یک صندلی را به جایی منتقل کنید که بتوانید چند دقیقه در آن خلوت کنید. یک وسیله مزاحم را از مسیر دید بردارید. نور را تغییر دهید. میز کار را جابه جا کنید. یا یک وسیله شخصی و معنادار را در جایی قرار دهید که واقعا از دیدنش لذت ببرید.
هدف، ساختن خانه ای شبیه عکس های مجلات نیست. هدف این است که محیط، کمی بیشتر با روان شما هماهنگ شود. خانه خوب لزوما بزرگ، گران یا لوکس نیست. خانه خوب خانه ای است که در آن بتوانید تا حدی احساس امنیت، اختیار، حریم و تعلق کنید. روانشناسی محیط به ما یادآوری می کند که رابطه انسان و خانه یک رابطه یک طرفه نیست. ما خانه را می چینیم، اما خانه هم تجربه روزمره ما را شکل می دهد. به همین دلیل گاهی یک خانه ساده با چند وسیله قدیمی، نور مناسب و گوشه ای که واقعا متعلق به خودمان است، بیشتر از یک خانه لوکس به ما احساس آرامش می دهد. چون آرامش همیشه از قیمت وسایل نمی آید؛ گاهی از این می آید که وقتی در خانه هستیم، احساس کنیم اینجا واقعا جای ماست.
منابع
Graham, L. T., Gosling, S. D., & Travis, C. K. (2015). The psychology of home environments: A call for research on residential space. Perspectives on Psychological Science, 10(3), 346–356
Macedo, P. F. de, Ornstein, S. W., & Elali, G. A. (2022). Privacy and housing: Research perspectives based on a systematic literature review. Journal of Housing and the Built Environment, 37, 653–683
D’Alessandro, D., et al. (2022). Can Homes Affect Well-Being? A Scoping Review among Housing Conditions, Indoor Environmental Quality, and Mental Health Outcomes. International Journal of Environmental Research and Public Health
Friesinger, J. G., Topor, A., Bøe, T. D., & Larsen, I. B. (2019). Studies regarding supported housing and the built environment for people with mental health problems: A mixed-methods literature review. Health & Place, 57, 44–53
Leotti, L. A., Iyengar, S. S., & Ochsner, K. N. (2010). Born to choose: The origins and value of the need for control. Trends in Cognitive Sciences, 14(10), 457–463
پایان خبر / رکنا / کدخبر 1248059



