بلاگ‌پارس

حقایق جنجالی ترین پنالتی تاریخ دربی ها برای نخستین بار فاش شد
خانه » اخبار » حقایق جنجالی ترین پنالتی تاریخ دربی ها برای نخستین بار فاش شد

حقایق جنجالی ترین پنالتی تاریخ دربی ها برای نخستین بار فاش شد

فهرست مطالب

فرشید اسماعیلی

با این حال، نام این بازیکن همچنان با پنالتی جنجالی دربی فروردین ۱۳۹۸ گره خورده است؛ ضربه چیپی که سرنوشت مسابقه استقلال و پرسپولیس و همچنین مسیر حرفه ای اسماعیلی را تغییر داد. طی سال های گذشته روایت های مختلفی درباره نقش مهدی رحمتی، گادوین منشا، پاتوسی و تصمیم کادر فنی مطرح شد، اما این پرونده هیچ گاه برای هواداران بسته نشد.

اسماعیلی پس از سال ها سکوت، همزمان با دریافت تندیس زیباترین گل ماه فوتبال ایران، درباره آن مسابقه و بخش های ناگفته دوران بازی اش صحبت کرد.

از گل ماه تا آغاز فوتبال حرفه ای

فرشید اسماعیلی:

متولد چهارم اسفند ۱۳۷۲ هستی؟

۳۲ سال سن زیادی است؟ چون متولد ماه های پایانی سال هستم، معمولا در فوتبال مرا متولد سال ۷۳ حساب می کنند. حضور در اردوهای ملی برای متولدین ماه های پایانی یک امتیاز بود و ما همیشه از این موضوع استفاده می کردیم.

درباره گلی که این ماه زدی توضیح می دهی؟

پیش از گل، در دقیقه ۸۵ به فرشید باقری و میلاد باقری گفتم این بازیکن گل می زند، اما آنها حرفم را جدی نگرفتند. آخرین موقعیت همان پرتاب اوت بود. داور هم به کمک هایش گفت کاملا تمرکز کنند، چون بازی رو به پایان است. توپ روی زمین خراب به شکل خاصی جهش کرد و من پس از چرخش، ضربه را زدم.

این زیباترین گل دوران فوتبالت بود؟

گل زیبایی بود، اما به نظرم گل دربی از آن قشنگ تر بود.

همکاری با عبدالله ویسی چطور است؟

با مربیان زیادی کار کرده ام، اما مرام و شخصیت آقای ویسی برایم بسیار ارزشمند است. یکی از دلایل حضورم در ذوب آهن، خود ایشان بود. مربی آرام و با شخصیتی است و اجازه می دهد بازیکن کارش را انجام دهد.

رونالدو هم اخیرا گلی شبیه گل تو زد.

صبح روز مسابقه در اینستاگرام گل او را دیدم و با خودم گفتم در ۴۱ سالگی چه گل زیبایی زده است. همان عصر اتفاق مشابهی برای من رخ داد. درباره آینده هم برنامه دارم، اما در لحظه زندگی می کنم و نمی توانم بدانم چند سال دیگر چه شرایطی خواهم داشت.

از بندرلنگه تا پیراهن استقلال

در بندرلنگه متولد شدم، اما پدر و مادرم اهل روستای دنگز در شهرستان لارستان استان فارس هستند و با افتخار خودم را بچه روستا می دانم. پس از فوت پدرم به بندرلنگه رفتم و زیر نظر عبدالرحمان صفا وارد مدرسه فوتبال شدم.

از ۱۰ سالگی به اردوهای تیم ملی دعوت شدم. در ۱۲ سالگی پیشنهاد بازی در شیراز را پذیرفتم و بعد از حضور در تست های استانی فجر سپاسی، به لیگ کشور رسیدم. در رده جوانان، در یک مسابقه برابر تیم بزرگسالان فجر یک گل زدم و یک پاس گل دادم. مرحوم یاوری همان زمان مرا به تیم بزرگسالان برد. ۱۷ ساله بودم و در بیشتر مسابقات بازی می کردم.

خدمت سربازی را در فجر گذراندم. در اردوی تیم ملی امید، مجید صالح از وضعیت قراردادم پرسید. وقتی گفتم قراردادم رو به پایان است، گفت قرارداد جدیدی امضا نکن، چون قرار است به استقلال بروم و تو را هم با خودم می برم. اینگونه راهی استقلال شدم.

از ابتدا استقلالی بودی؟

بله، هوادار استقلال بودم. در نخستین فصل حضورم در فجر رباط پاره کردم، هرچند از پرسپولیس هم پیشنهاد داشتم.

در مجموع دو بار رباط دادم، سه بار بینی ام شکست و برای آسیب های دیگر نیز چند مرتبه تحت عمل جراحی قرار گرفتم. همان سال همزمان عضو تیم ملی جوانان بودم و پرسپولیس با مدیریت رویانیان و حضور گل محمدی به جذب من علاقه داشت، اما در آخرین مسابقه فصل دچار مصدومیت شدم.

اگر مصدوم نمی شدی، به پرسپولیس می رفتی؟

واقعا نمی دانم. شاید این اتفاق رخ می داد، اما نمی توان درباره آن با قطعیت صحبت کرد.

برای بازیکنان جوان مهم است به تیمی بروند که میان آنها و مربی اعتماد و آرامش وجود داشته باشد. حتی اگر مبلغ قرارداد بالا باشد، بدون آرامش نمی توان عملکرد خوبی داشت.

پس از دوره درمان، یک فصل دیگر در فجر بازی کردم و سپس به تیم ملی امید رفتم. مجید صالح مرا برای استقلال انتخاب کرد. در آن زمان جاسم کرار هم پست من بود و به دلیل کیفیت بالای او، حدود شش هفته در فهرست ۱۸ نفره قرار نمی گرفتم.

یک روز جاسم کرار در تمرین صبح حاضر نشد. پیش از مسابقه با سپاهان بود و همان زمان از ترکیب کنار گذاشته شد. مهدی رحمتی، حنیف عمران زاده و امید ابراهیمی از کادر فنی خواستند به من فرصت بدهند. پرویز مظلومی چندان به بازیکنان جوان اعتماد نداشت، اما بعدها با خنده گفت خودش مرا کشف کرده است.

در اصفهان برابر سپاهان، در دقیقه ششم با ضربه چیپ گل زدم. مسابقه بعدی دربی بود و به خانواده ام گفته بودم احتمالا بازی می کنم. دو روز پیش از دربی، فرزاد مجیدی هنگام خواندن اسامی به من گفت به جایگاه بالا بروم؛ یعنی در فهرست بازیکنان مسابقه نیستم. با وجود گلزنی در بازی قبل، در جمع ۱۸ نفر قرار نگرفتم. بعد از آن مسابقه به تدریج اعتماد کادر فنی را به دست آوردم.

فصل بعد علی منصوریان سرمربی شد. برای تمدید قرارداد به باشگاه رفتم و او گفت با حضور بختیار، داریوش، جباری و جباروف احتمالا به فهرست ۱۸ نفره هم نمی رسم. با این حال، پیشنهاد کرد اگر در تیمش بازی کنم، ۳۰ درصد به قرارداد اضافه کند. با هم دست دادیم، اما هنوز آن مبلغ پرداخت نشده است.

فصل را با مصدومیت آغاز کردم و تیم نیز هماهنگ نبود. از هفته پنجم به میدان رفتم.

دیدن تصاویرت با پیراهن استقلال چه حسی دارد؟

احساس می کنم الماسی در اختیارم بود و قدرش را ندانستم. استقلال برای من یک الماس ارزشمند بود. امیدوارم اگر شرایط فراهم شد، هواداران دوباره مرا بپذیرند و بتوانیم عملکرد خوبی داشته باشیم. به نظرم بزرگ ترین اشتباهم جدا شدن از استقلال بود.

حاشیه های هواداری و سال های استقلال

هواداران استقلال برایم صفحات هواداری ساخته بودند، اما خودم آنها را اداره نمی کردم. یک بار در اردوی کیش عکس گرفتیم و کمتر از یک دقیقه بعد تصویر منتشر شد. بعدا فهمیدیم یکی از بازیکنان برای خودش صفحه هواداری ساخته است.

در سال های نخست ازدواج سیدحسین حسینی، گاهی هنگام عکس گرفتن او با بانوان، همسرش ناراحت می شد. با سیدحسین ارتباط نزدیکی داشتم و حتی مدتی در یک ساختمان زندگی می کردیم. پس از گل دربی، نوجوانی هر روز به محل تمرین می آمد و اجازه نمی داد کسی برای عکس گرفتن کنار من قرار بگیرد. او را حتی در فرودگاه هم دیدم و حدود دو سه سال این رفتار ادامه داشت.

فعالیت چندانی در اینستاگرام ندارم و شاید این موضوع هم نقطه ضعف و هم نقطه قوت من باشد. درخواست های هواداران در پیام های خصوصی بسیار متنوع است. این روزها افراد زیادی کمک مالی می خواهند و تا جایی که توانسته ام به آنها کمک کرده ام، هرچند چنین کارهایی بهتر است بدون مطرح شدن انجام شود.

زمان اوسمار از پرسپولیس با من تماس گرفتند و پرسیدند آیا جرات حضور در این تیم را دارم یا نه. آن زمان در آستانه رفتن به قطر بودم و موضوع را رسانه ای نکردم.

در فوتبال ایران جابه جایی میان دو تیم بزرگ با حساسیت زیادی همراه است، اما در فوتبال جهان این اتفاق عادی تر است. بازیکنی که در استقلال یا پرسپولیس جایی ندارد، باید تیمی را انتخاب کند که برای قهرمانی یا سهمیه رقابت می کند. تفاوت تیم های بزرگ با تیم های پایین تر، از تمرین و امکانات تا نگاه بازیکنان، بسیار زیاد است.

روایت تازه از پنالتی جنجالی دربی

چه کسی قرار بود پنالتی دربی را بزند؟

در جلسه آنالیز پیش از مسابقه، شفر پرسید چه کسی پنالتی می زند. هیچ بازیکنی داوطلب نشد. من دستم را بالا بردم و گفتم می زنم. شفر هم گفت انتخاب اول فرشید و انتخاب دوم پاتوسی است.

در جریان مسابقه خودم پنالتی گرفتم و چون از قبل مسئولیت آن ضربه را پذیرفته بودم، توپ را برداشتم. برخلاف شایعات، هیچ باندبازی یا دخالت خاصی از سوی مهدی رحمتی وجود نداشت. شفر در جلسه آنالیز به منشا گفته بود پنالتی نمی زند و روز بازی نیز رحمتی از او خواست پشت توپ قرار نگیرد.

آن پنالتی حدود هشت دقیقه طول کشید. اگر تصمیم شفر چیز دیگری بود، باید همان زمان اعلام می کرد. پیش از حضور پاتوسی، ضربات ایستگاهی و کرنرها را من می زدم، اما بعد از آن مسابقه دیگر به این ضربات نزدیک نشدم. جلسه آنالیز دقیقا برای تعیین همین مسئولیت هاست.

من توپ را برداشتم و آن اتفاق رخ داد؛ اتفاقی که مسیر فوتبالم را تغییر داد. ناراحتم که مربی شهامت نداشت بگوید خودش از من خواسته پنالتی بزنم. او در حضور بازیکنان گفت من انتخاب نخست هستم، اما بعد از بازی در مصاحبه اعلام کرد پنالتی زن اصلی پاتوسی بوده است. پس از مسابقه نیز مطالبی درباره من و فرشید باقری مطرح کرد که علاقه ای به بازگو کردن آنها ندارم.

در فینال جام حذفی در اهواز، شفر مدیریت باشگاه را برای تمدید قرارداد من تحت فشار گذاشت تا بتوانم روی نیمکت بنشینم. اگر مبلغ قرارداد را ۲۰۰ هزار دلار در نظر بگیریم، آن را تا یک میلیون دلار افزایش دادند. به نظرم برخی رفتارهای او مقابل هواداران بیشتر نمایشی بود.

او به راحتی از ماجرای دربی فاصله گرفت و فشار را روی من گذاشت. ابتدا گفت رحمتی دخالت کرده و همین موضوع باعث صدور بیانیه باشگاه شد. حتی زمانی که اجازه ورود شفر به باشگاه تهرانسر داده نمی شد، من از خودرو پیاده شدم و خواستم به او احترام بگذارند تا بتواند وارد باشگاه شود و با بازیکنان خداحافظی کند. اگر بازیکن بدی بودم، چرا برای انتقال به بنی یاس امارات من را می خواست؟

آیا مردم فقط همان پنالتی را به یاد دارند؟

نمی دانم چرا گل ها و پاس گل های دیگرم فراموش شده است. پس از آن مسابقه، دوباره مقابل پرسپولیس پنالتی زدم. بسیاری از بازیکنان در مسابقات حساس از قبول این مسئولیت فرار می کنند. در یک دربی دیگر از بازیکنان خواستم فرد دیگری پشت توپ بایستد، اما کسی جلو نیامد و باز هم خودم پنالتی را زدم.

هواداران استقلال حتی در ورزشگاه آزادی من را هو کردند و البته فشار آن مسابقه را درک می کنم. بعد از آن ضربه تلاش کردم جبران کنم و در لیگ قهرمانان آسیا نیز گل و پاس گل داشتم، اما آن پنالتی همچنان در ذهن هواداران باقی ماند.

درباره تصمیم به زدن ضربه چیپ چه می گویی؟

برای نخستین بار می گویم که چهار روز پیش از مسابقه تصور می کردم پنالتی به دست می آید. در تمرین، آرمین سهرابیان را درون دروازه می گذاشتم، چون فکر می کردم بیرانوند به دلیل قد بلندش شیرجه می زند. روز تمرین روی چمن مصنوعی و در هوای بارانی بود، اما مسابقه روی چمن طبیعی برگزار شد. پایم کمی بیش از اندازه زیر توپ رفت و ضربه به شکل چیپ زده شد.

از آن صحنه خوشم نمی آید، چون مسیر حرفه ای من را عوض کرد. کری خواندن بخشی از فوتبال است، اما نباید به بی احترامی برسد. از هواداران دو تیم ناراحت نیستم، چون خودم اشتباه کردم.

شفر مربی باتجربه ای بود و باید واقعیت را می گفت. توانایی او در کار رسانه ای تا حدی جواب می داد، اما برای ساختن تیم، کار روزانه و جدیت در تمرین اهمیت بیشتری دارد.

استراماچونی، بهترین مربی دوران اسماعیلی

استراماچونی از صبح تا آغاز تمرین برای تیم وقت می گذاشت و برنامه دقیقی داشت. بازیکنان صبح و عصر تمرین می کردند و در اردوی ترکیه حتی بعضی روزها سه جلسه تمرین داشتیم. با وجود مشکلات مالی و فشارهایی که به او وارد شد، به نظرم او بهترین مربی دوران حرفه ای من بود.

تیم بسیار خوبی داشتیم و احساس می کردیم تمایلی به ادامه حضور استراماچونی در استقلال وجود ندارد. چطور می شود دستمزد مربی خوبی را پرداخت نکرد؟ بازیکنان بارها درباره رفتن او هشدار دادند، اما مدیران می گفتند چنین اتفاقی رخ نمی دهد.

به نظرم جریانی پشت استقلال و پرسپولیس وجود دارد که هدفش مشخص است. حتی به فرهاد مجیدی گفتم ابتدا به بازیکنان فشار می آورند تا تیم از هم بپاشد و بعد سرمربی را تغییر دهند. گاهی به استقلال پول نمی دادند یا هتل نامناسب انتخاب می کردند. پیش از یک دربی نیز به بازیکنان چک هایی دادند که قابل وصول نبود و همین مسئله فضای تیم را عصبی کرد.

شاید مدیرعامل از همه ماجرا خبر نداشت، اما به نظر می رسید عده ای نمی خواستند استقلال نتیجه بگیرد. اگر علاقه ای به ادامه همکاری با استراماچونی نبود، دست کم باید بخشی از قراردادش پرداخت می شد تا امکان ماندن او فراهم شود. حیف شد که آن مربی از استقلال جدا شد؛ او با بازیکنان درباره شرایط تیم صحبت می کرد و همه با انگیزه زیادی برایش بازی می کردند.

خاطرات دربی و ماجرای پادوانی

در دربی معروف، پیش از آن نه گل زده بودم و نه پاس گل داده بودم، اما در آن مسابقه هر دو را تجربه کردم. وقتی در دربی گل می زنی، تا پایان شب هنوز متوجه بزرگی اتفاق نیستی. روز بعد در تمرین تازه می فهمی چه رخ داده است. ۲۳ ساله بودم و حس عجیبی داشتم؛ دوست داشتم آن لحظه دوباره تکرار شود.

از میان مسابقات، دیدار با السد نیز فضای خاصی داشت. در آن مسابقه هم پنالتی زدم. معمولا هنگام ضربات پنالتی بسیاری از بازیکنان کنار می کشیدند، اما من می ماندم؛ انگار این مسئولیت همیشه بر عهده من بود.

درباره پادوانی چه خاطره ای داری؟

پادوانی بازیکن خارجی بسیار با معرفتی بود. بعد از هر تمرین از من می خواست با او تمرین یک به یک انجام دهم تا برای مسابقه آماده شود. تمرینی به من پیشنهاد داد که یک هفته بعد، با استفاده از همان حرکت گل زدم.

روز مصدومیتش فقط صحنه ای را به یاد دارم که هنگام عبور از کنار نیمکت، از گوشش خون آمد. تا یکی دو سال بعد می گفت نه تنها مطالباتش پرداخت نشده، بلکه هزینه غذا و فیزیوتراپی او را هم نمی دهند. این رفتار درست نبود. بهتر بود قراردادش را تمدید می کردند تا هر سال مبلغی به او پرداخت شود.

در مسابقه با تراکتور کنار زمین حاضر شده بود. می خواستم گل بزنم و آن را به پادوانی تقدیم کنم. در نیمه دوم گل زدم، اما هرچه گشتم او را پیدا نکردم. او انسان دوست داشتنی ای بود. بازیکن هنگام گلزنی معمولا نیازی به کمک ندارد، اما وقتی دچار آسیب می شود باید همه کنارش باشند.

وقتی از یک تیم بزرگ جدا می شوی، ممکن است محبوبیتت ناگهان کاهش پیدا کند. خودم در دربی گل زدم و با نام استقلال شناخته شدم، اما پس از جدایی مجبور شدم دوباره از نقطه صفر شروع کنم. خیلی از بازیکنان نمی توانند بعد از چنین جدایی ای به شرایط قبلی بازگردند.

برای ازدواج تصمیمی گرفته ای؟

مادرم اصرار دارد، اما هنوز تصمیمی نگرفته ام. بازیکنی را می شناسم که از پرسپولیس پیشنهاد داشت، اما به دلیل شرایط خانوادگی آن را نپذیرفت.

پوشیدن پیراهن استقلال و گلزنی در دربی چه لذتی داشت؟

در دوران حضورم در استقلال، عده ای می گفتند برای محبوب شدن باید عدد نشان بدهم و کری بخوانم، اما من ترجیح دادم فوتبالی رفتار کنم. متاسفانه گاهی هواداران با چند حرکت نمایشی تحت تاثیر قرار می گیرند. نمی دانم انتخاب من درست بود یا نه، اما همیشه تلاش کردم خودم باشم. فضای مجازی در فوتبال امروز تاثیر بسیار زیادی دارد.

زمانی که در نساجی بودم، از استقلال تماس گرفتند و گفتند نکونام قصد دارد مرا جذب کند. حتی قرارداد هم امضا کردم، اما متوجه شدم بخشی از هواداران با بازگشتم موافق نیستند. افرادی از فضای مجازی تماس می گرفتند و می گفتند می توانند شرایط را برایم تغییر دهند. می دانستم صفحات مختلف در اختیار چه کسانی است و به چه جریان هایی ارتباط دارند.

به نظرم فضای مجازی باعث شد نکونام از جذب من منصرف شود. برخی صفحات هواداری با انتشار مطالب جهت دار، به بازیکنان فشار می آورند و حتی پس از گلزنی من می نوشتند در حد استقلال نیستم. انتقاد منطقی قابل قبول است، اما اینکه با فشار رسانه ای نظر مربی درباره بازیکن تغییر کند، درست نیست.

دستمزد بازیکنان بیش از حد افزایش پیدا نکرده است؟

هر فوتبالیست به اندازه ارزشی که ایجاد می کند، حق دریافت دستمزد دارد. هر کسی نمی تواند فوتبالیست شود. برادرم محمد بازیکن بسیار خوبی بود، اما در ۲۰ سالگی رباط داد و به دلیل دشواری های فوتبال آن را کنار گذاشت. من سختی ها را تحمل کردم و ادامه دادم.

در برابر لقب هایی که پس از آن پنالتی به تو داده شد، چرا واکنشی نشان ندادی؟

در دوران حضورم در استقلال حتی یک بار به هواداران پرسپولیس بی احترامی نکردم. در سال های بعد نیز وقتی مقابل پرسپولیس بازی کردم، آنها رفتار نامناسبی با من نداشتند. فکر می کنم هواداران خودشان می دانند چه کسانی به رقیب بی احترامی می کنند و من هیچ گاه چنین رفتاری نداشته ام.

در سال های گذشته فضای مجازی جای حضور هواداران در تمرین و ورزشگاه را گرفته است. دیگر شور و شوق گذشته کمتر دیده می شود و مردم مانند قبل با هیجان به ورزشگاه نمی آیند.

با این حال، خاطرات گلزنی در دربی، مسابقه با السد و سال های حضور در استقلال همچنان برایم ارزشمند است. درباره آینده نیز ترجیح می دهم به جای پیش بینی چند سال بعد، روی کار و شرایط امروز تمرکز کنم.

منبع

عکس ها / نگاهی به دکوراسیون خانه زیبا و متفاوت ریحانه رضی حوری سریال تاسیان / سلیقه هنری و شلوغ پلوغ خانم بازیگر

عکس ها / نگاهی به دکوراسیون خانه زیبا و متفاوت ریحانه رضی حوری سریال تاسیان / سلیقه هنری و شلوغ پلوغ خانم بازیگر

تصاویری از خانه ریحانه رضی بازیگر مشهور ایرانی که در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده است مشاهده می کنید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1249978

ادامه مطلب »
بهترین گل عمرم را زدم!

بهترین گل عمرم را زدم!

ژوائو کانسلو کانسلو درباره این گل گفت: «این بهترین گل دوران حرفه ای من بود. گلزنی در پیراهن چنین باشگاهی، ارزش آن را بیشتر می

ادامه مطلب »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *