به گزارش خبرگزاری رکنا، کتاب و کتابخوانی برای رشد و پرورش فکر کودکان ضروری است، اما کتاب باید استانداردهایی را داشته باشد تا بتواند موجب رشد کودکان و نوجوانان شود و هر کتابی را نمیتوان برای کودکان مناسب دانست. پیدا کردن کتاب با کیفیت برای مادرها و پدرها میتواند از طریق مشاوره گرفتن با کتابفروشان و مروجان کتاب، استفاده از فهرست شورای کتاب کودک و همچنین بررسی دورههای مختلف لاکپشت پرنده انجام شود.
حقوق کودکان یکی از مسائلی است که باید کودکان و بزرگسالان درباره آن آگاه شوند. در این گفتوگو از محمدمهدی سیدناصری حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان درباره چرایی اهمیت نوشتن درباره کودکان سوالاتی پرسیده شد و در نهایت به ضرورت پرداختن به مساله حقوق کودکان در کتاب و ادبیات تاکید شد.
چرا پرداختن به حقوق کودک موضوعی مهم برای کودکان است و کودکان چه نیازی به دانستن مسائل حقوقی دارند؟
شاید نقطه آغاز این تصمیم، مواجهه با یک واقعیت ساده اما عمیق بود: کودک، در بسیاری از جوامع، بیش از آنکه به عنوان «صاحب حق» دیده شود، به عنوان «موضوع مراقبت بزرگسالان» تعریف میشود. این تفاوت ظاهراً کوچک، پیامدهای بسیار بزرگی دارد. وقتی کودک را صرفاً موجودی نیازمند حمایت بدانیم، ممکن است درباره او تصمیم بگیریم، برای او برنامهریزی کنیم و حتی به نام مصلحت او، صدایش را نادیده بگیریم؛ اما هنگامی که کودک را صاحب حق بدانیم، ناچاریم نوع نگاه خود را تغییر دهیم.
کودک را نباید مجموعهای از امتیازات اعطاشده از سوی بزرگسالان تلقی کرد. حق، چیزی نیست که بزرگسال به کودک «هدیه» بدهد
تصمیم من برای نوشتن درباره حقوق کودک، از همین نقطه شکل گرفت؛ از این پرسش که آیا ما واقعاً کودک را میبینیم یا فقط درباره او تصمیم میگیریم؟
کودک، یک انسان کامل با کرامت ذاتی است؛ انسانی که البته به دلیل شرایط سنی، جسمی، روانی و اجتماعی خود نیازمند حمایت ویژه است. بنابراین حقوق کودک را نباید مجموعهای از امتیازات اعطاشده از سوی بزرگسالان تلقی کرد. حق، چیزی نیست که بزرگسال به کودک «هدیه» بدهد؛ حق، از شان انسانی کودک ناشی میشود و وظیفه خانواده، جامعه و دولت، تضمین و حمایت از آن است.
از سوی دیگر، کودکی صرفاً یک مرحله زیستی نیست؛ کودکی زیربنای شخصیت، سلامت روان، توانایی اجتماعی، اعتمادبهنفس، قدرت تصمیمگیری و حتی کیفیت مشارکت اجتماعی فرد در بزرگسالی است. بسیاری از آسیبهایی که در بزرگسالی مشاهده میکنیم، ریشههایی دارند که باید در سالهای نخست زندگی جستوجو کرد.
به همین دلیل، نوشتن درباره حقوق کودک برای من صرفا یک انتخاب ادبی یا موضوع پژوهشی نبود؛ نوعی مواجهه با یک مساله بنیادی اجتماعی بود. معتقدم هر جامعهای را میتوان تا حد زیادی از نحوه رفتار آن با کودکانش شناخت. اگر کودک در امنیت، احترام، عدالت و فرصت رشد زندگی کند، در حقیقت جامعه در حال سرمایهگذاری بر آینده خود است.
در نگاه شما، مهمترین سوبرداشت درباره مفهوم «حقوق کودک» چیست؟ چرا گاهی تصور میشود صحبت از حقوق کودک به معنای تضعیف اقتدار والدین یا رها کردن کودک در تصمیمگیریهای خود است؟
این یکی از جدیترین سوبرداشتهاست. حقوق کودک هرگز به معنای حذف نقش والدین، تضعیف خانواده یا تبدیل کودک به موجودی بدون چارچوب نیست. اتفاقاً حقوق کودک زمانی معنا پیدا میکند که رابطه میان کودک و بزرگسال بر پایه کرامت، مسئولیت و حمایت شکل بگیرد.
تربیت سالم، بر ایجاد مرزهای روشن، آموزش مسئولیتپذیری، گفتوگو و احترام استوار است، نه تحقیر، ترساندن و خشونت
کودک به دلیل سن و مرحله رشد خود نمیتواند تمام مسئولیتهای یک انسان بالغ را برعهده بگیرد. بنابراین، برخورداری از حق با استقلال کامل و بیقیدوشرط یکسان نیست. در حقوق کودک، مساله اصلی ایجاد تعادل میان «حمایت» و «مشارکت» است.
ما باید از یک نگاه سنتی که در آن کودک صرفاً فرمانبردار تلقی میشود، به سمت رابطهای حرکت کنیم که در آن کودک شنیده میشود، متناسب با سن و میزان بلوغش در تصمیمهای مربوط به زندگی خود مشارکت میکند و در عین حال از حمایت والدین و نهادهای مسئول برخوردار است.
برای مثال، وقتی درباره حق کودک برای اظهارنظر صحبت میکنیم، به این معنا نیست که هر تصمیم کودک الزاماً باید اجرا شود. معنایش این است که نظر کودک نباید بیاهمیت تلقی شود. میان «شنیدن» و «تسلیم شدن» تفاوت جدی وجود دارد.
همچنین باید میان «تربیت» و «خشونت» مرزبندی روشنی ایجاد کنیم. گاهی برخی رفتارهای آسیبزا با عنوان تربیت، تنبیه یا مصلحت کودک توجیه میشوند. در حالی که تربیت سالم، بر ایجاد مرزهای روشن، آموزش مسئولیتپذیری، گفتوگو و احترام استوار است، نه تحقیر، ترساندن و خشونت.
از این منظر، دفاع از حقوق کودک نه در برابر خانواده، بلکه برای تقویت خانواده سالم است. خانوادهای که در آن کودک احساس امنیت و احترام میکند، معمولاً زمینه مناسبتری برای رشد عاطفی و اجتماعی او فراهم میسازد.
![]()
از منظر علمی و اجتماعی، نادیده گرفتن حقوق کودک چه پیامدهایی برای خود کودک و در سطح گستردهتر برای جامعه دارد؟
نادیده گرفتن حقوق کودک را نباید صرفاً یک تخلف اخلاقی یا حقوقی دانست؛ این مساله پیامدهای گسترده روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی و حتی توسعهای دارد.
جامعهای که میخواهد توسعه پایدار داشته باشد، نمیتواند نسبت به کیفیت کودکی شهروندان خود بیتفاوت باشد
کودکی که در محیطی ناامن، خشونتآمیز، تحقیرکننده یا سرشار از تبعیض رشد میکند، ممکن است در شکلگیری اعتماد، تنظیم هیجان، برقراری روابط سالم و احساس ارزشمندی با مشکلات جدی مواجه شود. البته نباید درباره همه کودکان یک حکم قطعی صادر کرد؛ انسانها ظرفیتهای متفاوتی برای سازگاری و بازسازی دارند. اما علم رشد کودک به ما نشان میدهد که کیفیت محیط اولیه زندگی، در مسیر رشد فرد اهمیت بسیار زیادی دارد.
از سوی دیگر، حقوق کودک با موضوعاتی مانند آموزش، سلامت، فقر، عدالت اجتماعی، بزهدیدگی، کار کودک، ازدواج زودهنگام، خشونت، بهرهکشی، فضای مجازی و دسترسی برابر به فرصتها ارتباط مستقیم دارد.
پیش از آنکه کودک قربانی خشونت، فقر، ترک تحصیل یا بهرهکشی شود، باید عوامل خطر را شناسایی و کنترل کنیم
اگر کودکی از آموزش باکیفیت محروم شود، مساله فقط از دست رفتن یک فرصت آموزشی نیست؛ این محرومیت میتواند در آینده بر اشتغال، درآمد، سلامت و مشارکت اجتماعی او اثر بگذارد. اگر کودک در معرض خشونت قرار گیرد، پیامد آن صرفاً یک تجربه تلخ در دوران کودکی نیست؛ این تجربه میتواند بر سلامت روان و کیفیت روابط آینده او نیز اثر بگذارد.
بنابراین، حقوق کودک در نهایت یک مساله توسعهای است.
جامعهای که میخواهد توسعه پایدار داشته باشد، نمیتواند نسبت به کیفیت کودکی شهروندان خود بیتفاوت باشد. سرمایه انسانی هر جامعه از کودکی ساخته میشود. وقتی درباره کودک صحبت میکنیم، در واقع درباره آینده جامعه، کیفیت شهروندی، سلامت اجتماعی و حتی ظرفیت توسعه کشور صحبت میکنیم.
به همین دلیل، حمایت از حقوق کودک نباید صرفاً در قالب فعالیتهای موردی و واکنشی دنبال شود. ما نیازمند سیاستگذاری پیشگیرانه هستیم؛ یعنی پیش از آنکه کودک قربانی خشونت، فقر، ترک تحصیل یا بهرهکشی شود، باید عوامل خطر را شناسایی و کنترل کنیم.
به نظر شما فاصله میان قانون و واقعیت اجتماعی چگونه شکل میگیرد و برای کاهش آن چه باید کرد؟
وجود قانون ضروری است، اما قانون به تنهایی کافی نیست. حقوق کودک زمانی در جامعه تحقق پیدا میکند که میان قانون، سیاست عمومی، نهادهای اجرایی، آموزش عمومی و فرهنگ اجتماعی هماهنگی ایجاد شود.
یکی از مهمترین اقدامات، حقوقی کردن نگاه جامعه به کودک بدون خشک و قضایی کردن رابطه با کودک است
ممکن است در اسناد قانونی و سیاستی، حقوق مشخصی برای کودکان به رسمیت شناخته شده باشد، اما اگر خانوادهها نسبت به این حقوق آگاهی نداشته باشند، اگر متخصصان آموزش کافی ندیده باشند، اگر نظام حمایت اجتماعی دسترسی موثر و بههنگام نداشته باشد و اگر سازوکارهای نظارت و پاسخگویی ضعیف باشند، فاصله میان «حق روی کاغذ» و «حق در زندگی واقعی» باقی خواهد ماند.
به اعتقاد من، یکی از مهمترین اقدامات، حقوقی کردن نگاه جامعه به کودک بدون خشک و قضایی کردن رابطه با کودک است. یعنی والدین، معلمان، پزشکان، مددکاران، قضات، پلیس، مدیران و حتی رسانهها باید بدانند در مواجهه با کودک چه مسئولیتی دارند.
حقوق کودک یک مساله تکنهادی نیست؛ حقوق کودک یک مسئولیت مشترک و بینبخشی است
در این میان، رسانهها نقش بسیار مهمی ایفا میکنند. رسانه نباید فقط زمانی به کودک بپردازد که حادثهای رخ داده است. کودک نباید صرفاً در قالب «قربانی» وارد قاب رسانه شود. ما به روایتهایی نیاز داریم که کودک را به عنوان یک انسان، یک شهروند در حال رشد و صاحب کرامت نشان دهد.
همچنین آموزش والدین باید جدیتر گرفته شود. بسیاری از آسیبها الزاماً ناشی از سونیت نیستند؛ گاهی از فقدان آگاهی، فشار اقتصادی، الگوهای تربیتی نادرست یا انتقال نسلی خشونت ناشی میشوند. بنابراین، سیاست حمایتی باید به جای سرزنش صرف خانواده، تا حد امکان به خانواده کمک کند که توانمندتر شود.
در نهایت، اجرای حقوق کودک نیازمند یک نگاه بینبخشی است. وزارتخانهها، دستگاه قضایی، نظام آموزشی، نظام سلامت، نهادهای اجتماعی، رسانهها و سازمانهای مردمنهاد نمیتوانند جدا از یکدیگر عمل کنند. حقوق کودک یک مساله تکنهادی نیست؛ حقوق کودک یک مسئولیت مشترک و بینبخشی است.
اگر بخواهید هدف اصلی کتاب یا نوشته خود درباره حقوق کودک را در یک پیام جمعبندی کنید، میخواهید مخاطب پس از خواندن آن به چه نتیجهای برسد؟
اگر بخواهم تمام انگیزهام برای نوشتن درباره حقوق کودک را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم: میخواستم کودک را از حاشیه گفتوگوی اجتماعی به متن آن بازگردانم. هدف من این نیست که مخاطب پس از خواندن درباره حقوق کودک فقط با مجموعهای از قوانین، مواد حقوقی یا اصطلاحات تخصصی مواجه شود. هدف اصلی این است که نگاه ما به کودک تغییر کند.
نوشتن درباره حقوق کودک برای من در اصل نوشتن درباره آینده است؛ آیندهای که قرار است توسط همین کودکانی ساخته شود
میخواهم وقتی درباره کودک صحبت میکنیم، قبل از آنکه بپرسیم «چه باید از او بخواهیم؟»، از خود بپرسیم «چه حقی دارد؟»؛ پیش از آنکه درباره آینده او تصمیم بگیریم، بپرسیم «آیا صدایش را شنیدهایم؟»؛ و پیش از آنکه رفتار او را قضاوت کنیم، شرایطی را که در آن رشد کرده است ببینیم.
حقوق کودک در نهایت درباره یک مفهوم بسیار بنیادی است؛ کرامت انسانی.
کودک به این دلیل که کوچکتر است، انسان کمارزشتری نیست. وابستگی او به بزرگسالان، از شأن انسانی او کم نمیکند. ناتوانی نسبی او در تصمیمگیری، به معنای بیحقی او نیست. برعکس، همین نیاز به حمایت است که مسئولیت بزرگسالان و نهادهای اجتماعی را بیشتر میکند. فکر میکنم یکی از مهمترین نشانههای بلوغ یک جامعه این است که بتواند میان قدرت و مسئولیت تفاوت بگذارد. بزرگسال نسبت به کودک قدرت بیشتری دارد؛ اما این قدرت باید با مسئولیت بیشتری همراه باشد.
دفاع از کودک، صرفاً دفاع از یک گروه سنی نیست؛ دفاع از انسانی است که هنوز فرصت کامل برای بیان قدرت و ظرفیت خود پیدا نکرده و در عین حال، یکی از مهمترین سرمایههای آینده جامعه است
بنابراین، نوشتن درباره حقوق کودک برای من در اصل نوشتن درباره آینده است؛ آیندهای که قرار است توسط همین کودکانی ساخته شود که امروز درباره آنها تصمیم میگیریم.
اگر امروز کودکان را با احترام، عدالت و امنیت پرورش دهیم، فردا با شهروندانی مواجه خواهیم بود که خودشان احترام، عدالت و امنیت را بازتولید میکنند. اما اگر خشونت، تبعیض، تحقیر و بیتوجهی را به عنوان بخشی از تجربه کودکی عادی کنیم، نباید انتظار داشته باشیم جامعه آینده از چرخه این آسیبها بهسادگی رهایی پیدا کند.
شاید به همین دلیل است که تصمیم گرفتم درباره حقوق کودک بنویسم؛ چون دفاع از کودک، صرفاً دفاع از یک گروه سنی نیست؛ دفاع از انسانی است که هنوز فرصت کامل برای بیان قدرت و ظرفیت خود پیدا نکرده و در عین حال، یکی از مهمترین سرمایههای آینده جامعه است.
و شاید مهمتر از همه، باید به این باور برسیم که کیفیت یک جامعه را فقط با ساختمانها، شاخصهای اقتصادی یا پیشرفتهای فناورانه نمیتوان سنجید؛ یکی از صادقانهترین معیارها این است که ببینیم کودک در آن جامعه چقدر دیده میشود، چقدر شنیده میشود و تا چه اندازه در امنیت و کرامت رشد میکند./ ایرنا
پایان خبر / رکنا / کدخبر 1245216
