به گزارش گروه روانشناسی رکنا، این خبرها در ظاهر به حوزه های متفاوتی مربوط هستند؛ جنگ، اقتصاد، دیپلماسی، فناوری و کودکان. اما در لایه زیرین، همه آنها به یک پرسش مشترک می رسند: مردم در جهانی که هر روز غیرقابل پیش بینی تر می شود، چگونه می توانند احساس کنند هنوز بخشی از زندگی خود را کنترل می کنند؟
چرا گروه روانشناسی رکنا این خبرهای ترند را بررسی می کند؟
مردم خبرها را جدا از زندگی خود نمی خوانند. حمله به یک نفتکش در ذهن آنها ممکن است به بسته شدن تنگه هرمز، افزایش قیمت نفت و گرانی کالاها پیوند بخورد. صدور ویزا برای مقام های ایرانی می تواند امید به مذاکره بسازد، اما اگر نتیجه روشنی نداشته باشد، مردم را بیشتر در انتظار نگه دارد.
خبر مربوط به عینک های هوشمند فقط درباره یک وسیله تازه نیست؛ درباره این است که آیا انسان می تواند در فضای عمومی بدون ترس از ضبط شدن رفتار طبیعی داشته باشد. ممنوعیت شبکه های اجتماعی نیز فقط گرفتن گوشی از کودکان نیست؛ به این پرسش مربوط می شود که کودک برای تنظیم اضطراب، تنهایی و هیجان های خود چه جایگزینی دارد. گروه روانشناسی رکنا این خبرها را بررسی می کند تا اثر احتمالی آنها بر تصمیم های اقتصادی، احساس امنیت، روابط خانوادگی و رفتار اجتماعی مردم دیده شود.
خبر اول / حمله به نفتکش در تنگه هرمز؛ وقتی حادثه دریایی مستقیم به سفره مردم وصل می شود
ایران اعلام کرده است یک نفتکش با پرچم توگو به نام Trend را در تنگه هرمز هدف قرار داده اند. این نفتکش بدون مجوز و به صورت غیرقانونی قصد عبور از این مسیر راهبردی را داشته است.
آسوشیتدپرس گزارش داده است ایران از زمان آغاز درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران در ماه فوریه، کنترل عبور کشتی ها از تنگه هرمز را داشته و درباره عبور شناورهای بدون مجوز هشدار داده است.
آمریکا در حال کمک به برخی کشتی های تجاری برای عبور از منطقه گزارش شده است. کره جنوبی هم بررسی افزایش نقش واحد دریایی ضد دزدی خود در خلیج عدن را آغاز کرده، هرچند رئیس جمهور این کشور تاکید کرده است نیروهای کره جنوبی وارد جنگ ایران نخواهند شد.
چرا این خبر فقط یک حادثه دریایی نیست؟
تنگه هرمز برای مردم فقط یک مسیر روی نقشه نیست. نام آن با صادرات نفت، قیمت انرژی، تجارت و احتمال گسترش درگیری پیوند خورده است. به همین دلیل، شنیدن نام این تنگه در کنار واژه هایی مانند حمله، توقیف یا تهدید، ذهن مردم را مستقیم به قیمت نفت، بنزین، حمل و نقل و کالاهای اساسی می برد.
بیشتر مردم اطلاعات تخصصی درباره مسیرهای جایگزین انتقال نفت ندارند. مغز آنها خبر را در یک زنجیره کوتاه ترجمه می کند: حمله به نفتکش، ناامنی در تنگه، اختلال در صادرات، افزایش قیمت و سخت تر شدن زندگی. ممکن است این زنجیره در واقعیت کامل نشود، اما از لحظه انتشار خبر، اثر روانی آن آغاز می شود.
فرو ریختن مرز دور و نزدیک
در بحران های طولانی، مردم برای ادامه زندگی به یک مرز ذهنی نیاز دارند. آنها باید احساس کنند خطر هنوز در جایی مشخص و دور جریان دارد و تمام زندگی را فرا نگرفته است. وقتی کشتی های تجاری، مسیرهای انرژی و زیرساخت های اقتصادی وارد درگیری می شوند، این مرز ضعیف می شود. جنگ دیگر فقط در تصاویر نظامی دیده نمی شود؛ ممکن است در هزینه حمل و نقل، قیمت کالا یا تصمیم برای سفر ظاهر شود. این وضعیت احساس ناامنی منتشر ایجاد می کند؛ یعنی فرد دقیقا نمی داند خطر کجاست، اما تصور می کند می تواند از هر مسیری به زندگی او برسد.
چرا تکرار خبرهای جنگی همیشه به ترس بیشتر منجر نمی شود؟
بعضی مردم با هر خبر تازه مضطرب تر می شوند، اما گروهی دیگر به تدریج واکنش خود را از دست می دهند. آنها تیتر را می بینند، اما دیگر آن را جدی نمی گیرند. این کاهش واکنش همیشه نشانه آرامش یا مقاومت روانی نیست. گاهی مغز برای جلوگیری از فرسودگی، فاصله عاطفی ایجاد می کند. خطر زمانی آغاز می شود که مردم نتوانند هشدار واقعی را از صدای تکراری خبرهای هیجانی تشخیص دهند.
جامعه ممکن است هم زمان دو رفتار متضاد نشان دهد: گروهی با یک شایعه به سمت خرید و ذخیره کالا بروند و گروهی دیگر حتی در برابر هشدار معتبر نیز بی تفاوت بمانند.
پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان و رسانه ها
رسانه ها باید میان ادعای یکی از طرف های درگیر، گزارش مستقل و اطلاعات تایید نشده تفاوت روشن بگذارند. حمله به یک نفتکش به تنهایی به معنای بسته شدن تنگه هرمز یا توقف تجارت نیست.
مسئولان نیز باید درباره وضعیت تردد کشتی ها، تامین کالا و احتمال تاثیر حادثه بر بازار داخلی، اطلاعات منظم منتشر کنند. مردم به جمله جای نگرانی نیست نیاز ندارند؛ آنها باید بدانند دقیقا چه اتفاقی افتاده، چه چیزی تغییر کرده و چه چیزی همچنان عادی است.
راهکار برای مردم
مردم بهتر است پیش از خرید هیجانی یا بازنشر تصاویر، زمان و منبع آنها را بررسی کنند. فیلم یک نفتکش آتش گرفته در سال های گذشته ممکن است دوباره با عنوان حادثه امروز منتشر شود. هر حادثه دریایی مهم است، اما هر حادثه دریایی به معنای کمبود فوری کالا یا بسته شدن مسیر انرژی نیست.
تلنگر روانشناختی
وقتی حادثه ای در دریا می تواند مستقیم به نگرانی درباره سفره خانه برسد، مردم فقط اخبار جنگ را دنبال نمی کنند؛ آنها به دنبال یافتن مرزی برای امنیت زندگی خود هستند.
خبر دوم / نفت ۱۰۲ دلاری؛ قیمت پایین آمد، اما ترس از گرانی باقی ماند
قیمت جهانی نفت امروز حدود دو درصد کاهش یافته و این سومین جلسه متوالی کاهش قیمت گزارش شده است. نفت برنت به حدود ۱۰۲ دلار و ۵۳ سنت در هر بشکه رسیده و نفت وست تگزاس اینترمدیت آمریکا نیز نزدیک ۱۰۰ دلار و ۴ سنت معامله شده است.
کاهش قیمت پس از آن رخ داده که بخشی از نگرانی ها درباره اختلال طولانی در عرضه نفت عربستان کاهش یافته است. پیش تر گزارش هایی درباره توقف بارگیری نفت در بندر ینبع و آسیب دیدن خط لوله شرق به غرب عربستان منتشر شده بود. اکنون عربستان تلاش کرده است بخشی از ظرفیت این خط لوله را بازگرداند و نفت بیشتری در اختیار پالایشگاه های آسیایی قرار دهد. همین موضوع بخشی از فشار بازار را کاهش داده است. با این حال، قیمت نفت هنوز بالای ۱۰۰ دلار قرار دارد و خطرهای منطقه ای از بین نرفته اند. ادامه حملات حوثی ها، ناامنی در مسیرهای دریایی و حادثه نفتکش در تنگه هرمز همچنان می توانند بازار را تحت تاثیر قرار دهند. بنابراین خبر امروز دو بخش دارد: نگرانی درباره اختلال فوری عرضه عربستان کاهش یافته، اما علت های اصلی بی ثباتی بازار همچنان باقی هستند.
چرا کاهش قیمت مردم را آرام نمی کند؟
در شرایط عادی، کاهش قیمت نفت می تواند خبر مثبتی باشد. اما وقتی بازار برای مدتی طولانی نوسان دارد، ذهن مردم به کاهش کوتاه مدت اعتماد نمی کند. فرد به جای اینکه بپرسد قیمت امروز چقدر کاهش یافت، می پرسد افزایش بعدی چه زمانی رخ می دهد؟
مردم دیگر فقط به عدد امروز واکنش نشان نمی دهند؛ به بی اعتباری فردا واکنش نشان می دهند. خانواده ای که نگران افزایش هزینه حمل و نقل و مواد غذایی است، ممکن است با کاهش دو درصدی احساس آرامش نکند. زیرا نمی داند این کاهش پایدار است یا فقط فاصله ای کوتاه میان دو موج گرانی.
بی ثباتی چگونه تصمیم های کوچک را متوقف می کند؟
نااطمینانی اقتصادی فقط بر خریدهای بزرگ اثر نمی گذارد. خانواده ممکن است تعمیر خودرو، سفر، تغییر خانه، خرید وسیله ضروری یا آغاز یک کسب و کار کوچک را به تعویق بیندازد. مشکل همیشه نداشتن پول نیست؛ ندانستن هزینه چند هفته بعد است.
وقتی نقطه مرجع قیمت از بین می رود، فرد نمی داند خرید امروز منطقی است یا صبر کردن. برخی تصمیم نمی گیرند و برخی با عجله اقدام می کنند. گروه دوم ممکن است بیشتر از نیاز خرید کند تا احساس کند پیش از موج بعدی گرانی کاری انجام داده است. خرید در این شرایط همیشه از طمع نمی آید؛ گاهی تلاشی برای کاهش اضطراب و بازگرداندن احساس کنترل است.
ترس چگونه کمبود واقعی ایجاد می کند؟
اگر تعداد زیادی از مردم براساس احتمال کمبود اقدام به خرید اضافه کنند، تقاضا ناگهان بالا می رود. فروشگاه یا جایگاه سوخت شلوغ می شود و دیگران با دیدن صف تصور می کنند خبر پنهانی وجود دارد. به این ترتیب، ترس از کمبود رفتاری ایجاد می کند که ظاهر کمبود را واقعی می سازد. صف تشکیل شده و قفسه خالی می تواند برای مردم شبیه مدرکی باشد که نگرانی اولیه آنها را تایید می کند.
پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان
اطلاع رسانی اقتصادی باید قابل سنجش باشد. اگر افزایش قیمت نفت بر سوخت یا کالاهای داخلی تاثیر فوری ندارد، مسئولان باید سازوکار آن را توضیح دهند. عبارت بازار تحت کنترل است، بدون اعلام برنامه، زمان و شاخص روشن، اعتماد ایجاد نمی کند. مردم برای آرام شدن به وعده نیاز ندارند؛ به امکان برنامه ریزی نیاز دارند.
راهکار برای مردم
پیش از هر خرید یا تبدیل دارایی، باید مشخص شود تصمیم بر اساس نیاز واقعی است یا ترس از پشیمانی آینده. فاصله کوتاه میان شنیدن خبر و اقدام می تواند از تصمیم هیجانی جلوگیری کند. بررسی مداوم قیمت نیز همیشه کنترل بیشتری ایجاد نمی کند. گاهی فقط ذهن را در وضعیت آماده باش نگه می دارد.
تلنگر روانشناختی
مردم فقط از نفت ۱۰۲ دلاری نمی ترسند؛ از این می ترسند که هیچ عددی برای مدت کافی ثابت نماند تا بتوانند بر اساس آن زندگی خود را برنامه ریزی کنند.
خبر سوم / آمریکا به مقام های ایرانی ویزا داد؛ جنگ ادامه دارد، اما در گفت وگو کاملا بسته نشده است
دولت آمریکا اجازه داده است مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و تعدادی از مقام های ایرانی برای حضور در نشست سطح بالای مجمع عمومی سازمان ملل وارد نیویورک شوند.آمریکا به عنوان میزبان مقر سازمان ملل، براساس توافق سال ۱۹۴۷ در بیشتر موارد موظف است امکان حضور نمایندگان کشورهای عضو را فراهم کند. بنابراین صدور ویزا لزوما به معنای تغییر رابطه سیاسی یا آغاز مذاکره مستقیم نیست.
براساس گزارش ها، محدودیت های شدیدی برای رفت و آمد هیات ایرانی در نظر گرفته شده است. اعضای هیات اجازه رفت و آمد آزاد در آمریکا ندارند و خرید برخی کالاهای لوکس نیز برای آنها ممنوع خواهد بود. تعداد اعضای هیات نیز کمتر از برخی دوره های گذشته اعلام شده است.
در مقابل، آمریکا همچنان از صدور ویزا برای محمود عباس و برخی مقام های فلسطینی خودداری کرده است. این تفاوت نیز واکنش های سیاسی و انتقادهایی درباره برخورد دوگانه واشنگتن ایجاد کرده است.
اصل خبر این است که مسیر حضور دیپلماتیک ایران در سازمان ملل بسته نشده است اما هنوز هیچ اعلام رسمی درباره دیدار مستقیم ایران و آمریکا یا آغاز مذاکرات تازه منتشر نشده است.
چرا یک تصمیم اداری به خبر امیدبخش تبدیل می شود؟
در شرایط عادی، صدور ویزا برای حضور در سازمان ملل می تواند اقدامی معمول باشد. اما وقتی دو کشور درگیر تنش و جنگ هستند، حتی یک تصمیم اداری نیز معنای سیاسی پیدا می کند.
مردم از خود می پرسند آیا دیداری در راه است؟ آیا مذاکرات پنهانی آغاز شده است؟ آیا این حضور می تواند شدت جنگ را کاهش دهد؟ ذهن در شرایط مبهم، نشانه های کوچک را بزرگ می کند؛ زیرا به دنبال راهی برای پیش بینی آینده است.
امید نامطمئن چگونه مردم را فرسوده می کند؟
خبرهای منفی مداوم می توانند ناامیدی ایجاد کنند، اما رفت و برگشت میان خبرهای مثبت و منفی نوع دیگری از فشار روانی می سازد. امروز سخن از حضور در سازمان ملل است، فردا تهدید نظامی منتشر می شود و روز بعد احتمال گفت وگو مطرح می شود. مردم نه می توانند برای پایان بحران برنامه بریزند و نه ادامه قطعی آن را بپذیرند.
این وضعیت، زندگی را در حالت انتظار نگه می دارد. فرد تصمیم سفر، مهاجرت، خرید، سرمایه گذاری یا آغاز یک کار تازه را به بعد از نشست بعدی موکول می کند. نشست تمام می شود، اما تصمیم به خبر بعدی منتقل می شود. امید به جای آنکه نیروی حرکت باشد، ممکن است به دلیلی برای عقب انداختن زندگی تبدیل شود.
جامعه چرا به تفسیر نشانه ها وابسته می شود؟
وقتی اطلاعات رسمی محدود باشد، هر واژه در سخنرانی، ترتیب دیدارها و حتی زبان بدن مقام ها تحلیل می شود. کانال ها و کارشناسان از یک تصمیم ساده، سناریوهای متعدد می سازند. مردم تصور می کنند با دنبال کردن تحلیل های بیشتر به قطعیت می رسند، اما گاهی فقط تعداد احتمال ها بیشتر می شود.
ذهن خسته، میان خوش بینی شدید و ناامیدی کامل حرکت می کند.
پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان و رسانه ها
صدور ویزا نباید بدون شواهد دیگر به عنوان آغاز قطعی مذاکره یا پایان جنگ معرفی شود. در مقابل، اهمیت باز ماندن مسیر دیپلماتیک نیز نباید نادیده گرفته شود. رسانه باید روشن کند چه چیزی رخ داده، چه چیزی ممکن است رخ دهد و برای چه ادعایی هنوز مدرکی وجود ندارد.
راهکار برای مردم
مردم می توانند برای وضعیت فعلی و احتمال تغییر شرایط، دو برنامه جدا داشته باشند. داشتن برنامه برای سناریوهای مختلف، زندگی را از انتظار مطلق خارج می کند. امید سالم به معنای انتظار بی پایان نیست. امید سالم اجازه می دهد فرد بخش قابل کنترل زندگی خود را ادامه دهد.
تلنگر روانشناختی
گاهی مردم از بسته بودن راه خسته نمی شوند؛ از راهی خسته می شوند که هر روز وعده باز شدن می دهد، اما زمان آن روشن نیست.

خبر چهارم / عینک های هوشمند زیر ذره بین دادستانی فرانسه؛ آیا نگاه کردن هنوز فقط نگاه کردن است؟
دادستانی پاریس بررسی کیفری پرونده ای را آغاز کرده که به استفاده از عینک های هوشمند برای آزار جنسی و فیلمبرداری پنهانی مربوط است.
براساس گزارش رویترز، در برخی موارد از زنان بدون رضایت فیلم گرفته شده و تصاویر بعدا در فضای آنلاین منتشر شده اند. برند مورد استفاده در پرونده مشخص نشده، اما بازار عینک های هوشمند در حال گسترش سریع است. شرکت متا با همکاری EssilorLuxottica یکی از بازیگران اصلی این بازار محسوب می شود. این عینک ها معمولا هنگام ضبط، چراغ کوچکی را روشن می کنند، اما منتقدان می گویند این نشانه برای اطلاع روشن افراد حاضر کافی نیست.
کمیسیون ملی اطلاعات و آزادی های فرانسه نیز شکایت ها و پرسش هایی درباره استفاده از عینک های هوشمند در محیط کار دریافت کرده است. در استرالیا احتمال محدود کردن استفاده از این وسایل در بعضی محیط های کاری مطرح شده و برخی سینماهای بریتانیا نیز درباره ورود عینک های مجهز به دوربین محدودیت هایی ایجاد کرده اند. نگرانی اصلی این است که فرد مقابل ممکن است اصلا نداند دوربین روشن است و فرصتی برای اعلام رضایت یا مخالفت نداشته باشد.
چرا این فناوری احساس امنیت را تغییر می دهد؟
دوربین تلفن همراه معمولا قابل مشاهده است. وقتی کسی تلفن را مقابل فرد می گیرد، امکان واکنش وجود دارد. عینک هوشمند این نشانه روشن را از بین می برد.
انسان در فضای عمومی می داند که دیده می شود، اما فرض می کند نگاه دیگران موقت است. ضبط پنهانی این قرارداد نانوشته را می شکند. یک لحظه عادی می تواند ذخیره، بازنشر و از زمینه اصلی جدا شود. در نتیجه، فرد ممکن است رفتار، پوشش، حالت صورت و نحوه حرف زدن خود را بیش از اندازه کنترل کند. او دیگر فقط با افراد حاضر در کافه یا محیط کار روبرو نیست؛ احتمال می دهد مخاطبانی ناشناس بعدها تصویر او را ببینند.
وقتی فضای عمومی به صحنه اجرا تبدیل می شود
مغز برای حضور طبیعی در جمع به حدی از اعتماد نیاز دارد. اگر فرد مجبور باشد دائما اطراف خود را برای پیدا کردن دوربین بررسی کند، بخشی از توجه او از گفت وگو و تجربه لحظه جدا می شود. او در جمع حضور دارد، اما ذهنش نگهبانی می دهد. جمله ها و رفتارهایش را برای مخاطبی احتمالی و نامرئی ویرایش می کند.
این وضعیت می تواند به خودسانسوری، کاهش حضور اجتماعی و احساس ناامنی منجر شود. فناوری فقط لحظه را ثبت نمی کند؛ پیش از ضبط، رفتار انسان را تغییر می دهد.
انتقال مسئولیت از استفاده کننده به قربانی
یکی از انتقادهای مهم این است که شرکت ها با قرار دادن یک چراغ کوچک، مسئولیت را بر دوش مردم می گذارند یعنی فرد باید متوجه چراغ شود، احتمال ضبط را تشخیص دهد و از محل فاصله بگیرد اما مسئولیت اصلی باید بر عهده کسی باشد که ضبط می کند و شرکتی که فناوری را طراحی کرده است. رضایت نباید به توانایی قربانی برای کشف یک دوربین پنهان وابسته باشد.
پیام گروه روانشناسی رکنا
قوانین باید درباره ضبط پنهانی، انتشار تصویر بدون رضایت و استفاده از دوربین های پوشیدنی در محیط کار، درمان، آموزش و فضاهای خصوصی روشن باشند. شرکت ها نیز باید نشانه ضبط را واضح و غیرقابل غیرفعال کردن طراحی کنند. امکان گزارش سریع سوء استفاده و مسدود کردن حساب منتشرکننده نیز ضروری است.
راهکار برای مردم
در صورت مشاهده ضبط مشکوک، افراد بهتر است از مدیر محل یا مسئول امنیت کمک بگیرند و از درگیری خطرناک خودداری کنند. اگر تصویری بدون رضایت منتشر شد، نشانی صفحه، زمان انتشار و تصاویر مربوط به تخلف باید برای پیگیری حفظ شود. در عین حال، هر عینک یا نگاه نباید به تهدید قطعی تبدیل شود. مراقبت دقیق با ترس دائمی تفاوت دارد.
تلنگر روانشناختی
وقتی مردم ندانند یک نگاه ساده چه زمانی به فایل دائمی تبدیل می شود، فقط حریم خصوصی آسیب نمی بیند؛ آزادی رفتار طبیعی نیز کوچک تر می شود.
خبر پنجم / ممنوعیت شبکه های اجتماعی برای زیر ۱۳ ساله ها؛ محافظت از کودک یا انتقال مشکل به حساب مخفی؟
کمیسیون اروپا پیشنهاد قانون تازه ای را مطرح کرده است که براساس آن، کودکان زیر ۱۳ سال اجازه استفاده از شبکه های اجتماعی را نخواهند داشت. برای نوجوانان ۱۳ تا ۱۵ سال، ایجاد حساب باید با کنترل یا رضایت والدین همراه باشد. این پیشنهاد پلتفرم هایی مانند اینستاگرام، تیک تاک، یوتیوب و سایر خدمات اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد.
پلتفرم ها باید برخی ویژگی های اعتیادآور مانند پیمایش بی پایان، پیشنهادهای شخصی براساس ردیابی رفتار و تماس ناخواسته افراد غریبه را برای کودکان حذف کنند. همراهان هوش مصنوعی و چت بات هایی که نوجوانان را هدف قرار می دهند نیز باید به صورت پیش فرض خاموش باشند.
شرکت ها ملزم خواهند شد شیوه های جدی تری برای تشخیص سن کاربران به کار بگیرند. در صورت رعایت نکردن قانون، جریمه می تواند تا شش درصد درآمد سالانه جهانی شرکت برسد. این پیشنهاد هنوز قانون نهایی نیست و باید به تصویب کشورهای عضو اتحادیه اروپا و پارلمان اروپا برسد. برخی شرکت های فناوری نیز هشدار داده اند که احراز سختگیرانه سن ممکن است اطلاعات هویتی بیشتری از کاربران جمع آوری کند و خود به تهدیدی برای حریم خصوصی تبدیل شود.
چرا مسئله فقط مدت استفاده نیست؟
کودک همیشه برای سرگرمی سراغ شبکه اجتماعی نمی رود. بعضی کودکان هنگام تنهایی، اضطراب، فشار درسی یا تعارض خانوادگی به گوشی پناه می برند. در این شرایط، شبکه اجتماعی نقش تنظیم کننده هیجان را پیدا می کند. کودک هنوز نمی تواند احساس دشوار را بشناسد و درباره آن صحبت کند؛ بنابراین با ویدئو و پیمایش بی پایان، موقتا از آن فاصله می گیرد.
اگر برنامه حذف شود اما احساس باقی بماند، مشکل ممکن است به رفتار دیگری منتقل شود. کودک حساب پنهانی می سازد، سن نادرست وارد می کند یا از دستگاه دوست خود استفاده می کند.
ممنوعیت چه زمانی موثر است؟
محدودیت می تواند کودکان را از محتوای خشونت آمیز، آزار آنلاین، تماس افراد ناشناس و مقایسه اجتماعی مداوم دور کند. اما زمانی موثرتر است که با آموزش و جایگزین همراه باشد. کودک باید یاد بگیرد بی حوصلگی، ناراحتی و اضطراب خود را بدون فرار دائمی به صفحه تحمل و مدیریت کند. اگر این مهارت شکل نگیرد، قانون فقط محل رفتار را تغییر می دهد.
نوجوان چرا در برابر کنترل شدید مقاومت می کند؟
نوجوانی دوره تلاش برای استقلال است. وقتی محدودیت بدون توضیح و مشارکت نوجوان اعمال شود، ممکن است رفتار ممنوع شده جذاب تر شود. این واکنش به معنای بی ضرر بودن شبکه های اجتماعی نیست. نشان می دهد شیوه تعیین مرز اهمیت دارد. مرز موثر فقط نمی گوید ممنوع است؛ توضیح می دهد چرا، تا چه زمانی و چه جایگزینی وجود دارد.
نقش الگویی والدین
والدی که هنگام غذا، گفت وگو و استراحت دائما تلفن خود را بررسی می کند، نمی تواند انتظار داشته باشد کودک ممنوعیت را عادلانه بداند. خانواده نمی تواند از کودک بخواهد رفتاری را تنظیم کند که بزرگسالان خانه نیز قادر به تنظیم آن نیستند. زمان بدون گوشی باید به یک قاعده خانوادگی تبدیل شود، نه فقط تنبیهی برای کودک.
پیام گروه روانشناسی رکنا
شرکت های فناوری نباید تمام مسئولیت را بر دوش والدین بگذارند. طراحی اعتیادآور، اعلان های مداوم و پیشنهاد محتوای شدیدتر، انتخاب کاملا آزاد کودک نیست. سیاست گذاران نیز نباید ممنوعیت را پایان مسئله بدانند. آموزش سواد رسانه ای، تنظیم هیجان و امنیت آنلاین باید وارد برنامه مدارس شود.
راهکار برای خانواده ها
خانواده ها بهتر است زمان ها و مکان های بدون گوشی تعیین کنند و خود بزرگسالان نیز به آن پایبند باشند. فعالیت جایگزین واقعی، ارتباط با همسالان و امکان گفت وگوی امن باید در اختیار کودک قرار گیرد. پرسش مهم فقط این نیست که کودک چند ساعت آنلاین است. باید پرسید هنگام آنلاین شدن از چه احساس یا موقعیتی فاصله می گیرد.
تلنگر روانشناختی
گرفتن گوشی می تواند صفحه را خاموش کند؛ اما تنهایی، اضطراب یا نیاز به دیده شدن کودک را خاموش نمی کند.
خبر ششم / Claude در ساخت نسل بعدی خود کمک می کند؛ هوش مصنوعی هنوز مستقل نشده، اما ترس انسان واقعی است
شرکت آنتروپیک اعلام کرده است مدل هوش مصنوعی Claude اکنون در بخشی از فرایند پژوهش و توسعه نسل بعدی خود مشارکت دارد.
براساس اطلاعات منتشر شده، سهم Claude در فعالیت های مستقیم پژوهش و توسعه مدل از تقریبا صفر در ماه فوریه به حدود ۲۶ درصد در ماه اوت رسیده است. این مدل همچنین در بخش بزرگی از وظایف تحقیقاتی به عنوان ابزار کمکی مورد استفاده قرار می گیرد.
با این حال، Claude به صورت مستقل نسل بعدی خود را طراحی و راه اندازی نمی کند. پژوهشگران انسانی اهداف را تعیین می کنند، نتایج را بررسی می کنند و درباره استفاده از خروجی تصمیم می گیرند. آنتروپیک گفته است حدود ۳۰ هزار عامل هوش مصنوعی را از نظر رفتار ایمن زیر نظر دارد و قصد دارد از ارزیابان مستقل نیز برای بررسی فرایند استفاده کند.
اهمیت خبر در این است که یک مدل هوش مصنوعی دیگر فقط پاسخ دهنده به کاربران نیست؛ می تواند در کدنویسی، آزمایش، بررسی نتایج و سرعت بخشیدن به ساخت مدل های بعدی مشارکت کند.
این وضعیت، بحث درباره بهبود بازگشتی هوش مصنوعی را جدی تر کرده است؛ یعنی زمانی که سیستم های هوشمند بتوانند سرعت توسعه نسل های بعدی را افزایش دهند. با این حال، عبارت هوش مصنوعی خودش را می سازد هنوز توصیف دقیقی از وضعیت فعلی نیست.
چرا مغز به ماشین نیت انسانی می دهد؟
وقتی یک سیستم حرف می زند، پیشنهاد می دهد و خطای خود را اصلاح می کند، انسان به راحتی برای آن قصد و اراده تصور می کند. گفته می شود هوش مصنوعی می خواهد قوی تر شود یا تصمیم گرفته انسان را کنار بزند.
این زبان، خبر را جذاب می کند، اما تفاوت میان توانایی فنی و هدف آگاهانه را از بین می برد. خطر دیگر این است که مردم هم زمان با انسانی دیدن ماشین، ارزش انسان را فقط با سرعت تولید و پردازش مقایسه کنند.
ترس اصلی فقط از دست دادن شغل نیست
شغل برای بسیاری از مردم فقط منبع درآمد نیست. بخش مهمی از هویت، اعتبار، رابطه اجتماعی و احساس مفید بودن آنهاست. وقتی هوش مصنوعی بخشی از کار پژوهشگر، نویسنده یا برنامه نویس را انجام می دهد، فرد فقط نگران حقوق ماه آینده نیست. ممکن است بپرسد دانشی که سال ها برای به دست آوردنش تلاش کرده، هنوز چه ارزشی دارد؟ این ترس، ترس از بی اثر شدن است.
حتی پیش از حذف واقعی یک شغل، روایت های تکراری درباره برتری ماشین می توانند انگیزه یادگیری را کاهش دهند. دانشجو ممکن است بگوید دیگر درس خواندن فایده ندارد و نیروی متخصص تصور کند مهارت هایش به زودی بی ارزش خواهند شد. در این حالت، فناوری هنوز انسان را کنار نگذاشته است؛ اما تصور کنار گذاشته شدن، انسان را از حرکت بازداشته است.
مسئله مهمتر؛ مسئول تصمیم نهایی کیست؟
اگر هوش مصنوعی در ساخت مدل بعدی مشارکت کند، فقط توانایی آن مهم نیست. باید روشن شود چه کسی خروجی را بررسی می کند، معیار توقف چیست و اگر سیستم خطایی ایجاد کرد، مسئولیت بر عهده چه کسی خواهد بود.
جمله انسان همچنان نظارت می کند کافی نیست. نوع نظارت، حدود اختیار مدل و امکان بررسی مستقل باید توضیح داده شود. اعتماد زمانی شکل می گیرد که مسئولیت روشن باشد.
پیام گروه روانشناسی رکنا
شرکت های هوش مصنوعی باید درباره توانایی ها، محدودیت ها، خطاها و شیوه نظارت انسانی اطلاعات قابل بررسی منتشر کنند.
دولت ها نیز باید پیش از تغییر گسترده بازار کار، برای آموزش مجدد کارکنان و حمایت از مشاغل آسیب پذیر برنامه داشته باشند. نمی توان از مردم خواست فقط با سرعت تغییر سازگار شوند، در حالی که زیرساختی برای این سازگاری وجود ندارد.
راهکار برای مردم
انسان نباید فقط در سرعت انجام کار با ماشین رقابت کند. قضاوت، مسئولیت پذیری، اخلاق، فهم موقعیت و ارتباط انسانی همچنان بخش هایی هستند که ارزش حرفه ای فرد را می سازند. هوش مصنوعی می تواند برای گسترش توانایی استفاده شود، اما مسئولیت تصمیم نهایی نباید به ابزار واگذار شود.
تلنگر روانشناختی
ترسناک ترین لحظه زمانی نیست که ماشین بخشی از کار انسان را انجام می دهد؛ زمانی است که انسان پیش از حذف شدن، خودش باور می کند دیگر ارزشی ندارد.
جمع بندی گروه روانشناسی رکنا
شش خبر ترند امروز، شش نوع فشار روانی متفاوت را آشکار می کنند. حمله به نفتکش در تنگه هرمز، فاصله ذهنی میان جنگ و زندگی روزمره را کاهش می دهد. نفت ۱۰۲ دلاری، قدرت برنامه ریزی اقتصادی خانواده ها را فرسوده می کند. صدور ویزای مقام های ایرانی نیز امید و ترس را هم زمان فعال می کند و مردم را میان جنگ و مذاکره در انتظار نگه می دارد.
عینک های هوشمند، مرز میان نگاه و ضبط را از بین می برند و آزادی رفتار طبیعی در فضای عمومی را تهدید می کنند. ممنوعیت شبکه های اجتماعی نشان می دهد محافظت از کودک فقط با بستن حساب او کامل نمی شود و باید نیاز روانی پشت استفاده از گوشی نیز دیده شود. مشارکت Claude در ساخت نسل بعدی خود نیز ترس عمیق تری از بیکاری را آشکار می کند؛ ترس از اینکه انسان در آینده بی اثر و کم ارزش شود.
مطالبه گروه روانشناسی رکنا از مسئولان، رسانه ها و شرکت های فناوری روشن است: مردم پیش از توصیه به آرام ماندن، به اطلاعات دقیق، مسئولیت پذیری و امکان واقعی برنامه ریزی نیاز دارند. در خبرهای جنگی باید ادعا از واقعیت جدا شود. در اقتصاد باید مسیر تاثیر قیمت ها توضیح داده شود. در دیپلماسی نباید هر نشانه کوچک به وعده پایان بحران تبدیل شود. در فناوری نیز نباید بار محافظت از حریم خصوصی، کودکان و مشاغل فقط بر دوش کاربران قرار گیرد.
مردم همیشه از خود تغییر نمی ترسند. بیشتر از تغییری می ترسند که زمان، مسیر و پیامد آن برایشان روشن نیست.
ستون فشار روانی خبر، ترندترین اخبار روز را زیر ذره بین روانشناسی قرار می دهد تا نشان دهد پشت حوادث سیاسی، تصمیم های اقتصادی و پیشرفت های فناوری، مردمی زندگی می کنند که هزینه روانی ابهام، تاخیر و اطلاع رسانی ناقص را می پردازند.
ضربه آخر
خبر فقط نمی گوید چه اتفاقی افتاده است.
خبر به مردم می گوید جهان تا چه اندازه امن است، فردا تا چه اندازه قابل پیش بینی است و انسان هنوز چقدر بر زندگی خود اختیار دارد.
این ستون آثار احتمالی اخبار بر روان و رفتار اجتماعی را بررسی می کند و به معنای تشخیص بالینی وضعیت افراد یا کل جامعه نیست.
پایان خبر / رکنا / کدخبر 1250214
