مسعود ابراهیمی: بعد از اینکه به تهران آمدید، چه اتفاقی افتاد؟ نیروهای انتظامی چطور شما را پیدا کردند؟
مصطفی جهانگیری: همه می دانستند خانه پدر همسرم، خانه مادرم و خانه خواهرم کجاست. من هم مطمئن بودم که بالاخره برای پیدا کردن من به این آدرس ها مراجعه می کنند.
به بچه های خواهرم گفته بودم اگر کسی سراغ من آمد، آدرس خانه پدر همسرم را در خانی آباد بدهند. من نمی توانستم خود افسانه را معرفی کنم، چون بعدها ممکن بود بچه هایم از من بپرسند چرا برای نجات مادرشان کاری نکردم یا او را تحویل دادم.
در نهایت هم افرادی که دنبال ما بودند، چون افسانه را می شناختند، یکی از بستگان ما را در خیابان خانی آباد پیدا کردند. آن ها زن داداشم و همسر دایی ام را همراه خودشان آوردند و از طریق آنها به محل حضور من رسیدند. آن زمان من در خانه پدر همسرم بودم و همان جا ما را بازداشت کردند.
مسعود ابراهیمی: پیش از این حادثه، چند بار به خانه آن دوست رفت و آمد داشتید؟
مصطفی جهانگیری: خیلی کم. در واقع همان سفر، اولین باری بود که به دعوت خودش به کیش رفتیم. من هم برای نخستین بار بود که همراه همسر و بچه ها به کیش سفر می کردم و همه چیز با دعوت خود او انجام شد.
مسعود ابراهیمی: فرزندانتان هم در آن سفر همراه شما بودند؟
مصطفی جهانگیری: بله، بچه ها هم با ما بودند.
مسعود ابراهیمی: آنها متوجه اتفاقی که در ویلا افتاد شده بودند؟
![]()
مصطفی جهانگیری: درگیری را دیده بودند، اما از اینکه آن ماجرا به قتل منجر شده بود اطلاعی نداشتند. سنشان هم خیلی کم بود. محمد حدود دو یا سه سال داشت و فرزند دیگرم هم حدود هفت یا هشت ساله بود.
مسعود ابراهیمی: قبل از این حادثه، هیچ وقت احساس نکرده بودید که آن فرد نسبت به همسرتان رفتار یا نیت خاصی داشته باشد؟
مصطفی جهانگیری: نه، اصلا. هیچ وقت چنین موضوعی مطرح نشده بود و هیچ صحبتی درباره این مسائل وجود نداشت.
مسعود ابراهیمی: یعنی پیش آمده بود که او با همسرتان تنها باشد یا همسرتان با او تنها بماند؟
مصطفی جهانگیری: بله، پیش آمده بود؛ اما هیچ وقت ذهنم به چنین موضوعی نمی رفت. من همیشه در زندگی، چه در روابط شخصی و چه حتی با مشتری هایم، حرمت ها را حفظ کرده ام و اعتقاد دارم بزرگ ترین سرمایه انسان، اعتماد دیگران است. همیشه فکر می کردم همان طور که خودم به این اصول پایبند هستم، دیگران هم همین نگاه را دارند و هرگز تصور نمی کردم چنین اتفاقی رخ بدهد.
قسمت سوم این گفتگو فردا ساعت 21 و 30 شب منتشر خواهد شد.
قسمت اول گفت و گو را اینجا کلیک کنید/ فرار از کیش با دستان خونین افسانه نوروزی
پایان خبر / رکنا / کدخبر 1229437


