به گزارش رکنا، سهیل رحیمی درباره تغییرات روانی مردم پس از جنگ دوم گفت: «نشانههایی مانند افزایش اضطراب، پرخاشگری، افسردگی و ناامیدی در درمانجویانی که به ما مراجعه میکنند، بیشتر دیده میشود. البته بسیاری از مشکلات روانی مردم از قبل از جنگ هم وجود داشت. در سال ۱۴۰۴ یکی از مسائلی که بیش از همه خودش را نشان داد، کاهش امید بود؛ امید به بهبود شرایط، امید به کنترل گرانیهای افسارگسیخته و امید به بهتر شدن وضعیت معیشتی.»
این روانشناس با اشاره به افزایش برخی اختلالات روانی پس از جنگ گفت: «در حال حاضر ما با موارد زیادی از اضطراب جدایی، بهویژه در میان افرادی که عزیزان یا بستگانشان را در این حوادث از دست دادهاند، مواجه هستیم. همچنین اختلال استرس حاد، پرشهای ناگهانی از خواب، گوشبهزنگی شدید، اضطراب فراگیر و اختلال سازگاری را بیشتر مشاهده میکنیم؛ یعنی افرادی که نمیتوانند خودشان را با شرایط جدید وفق دهند.»
رحیمی تأکید کرد: «به نظر میرسد سطح کلی اختلالات روانی در کشور بعد از جنگ افزایش پیدا کرده است. آیا این موضوع غیرطبیعی است؟ خیر. در تمام جنگها چنین پیامدهایی دیده میشود؛ حتی در دوران دفاع هشتساله نیز شاهد این مسئله بودیم. اما این وضعیت نیازمند مداخله فوری و جدی است.»
او مهمترین اقدام را بازگرداندن امید به جامعه دانست و گفت: «تا زمانی که مردم یک دورنمایی از بهتر شدن شرایط و بهبود اوضاع کشور نبینند، حتی برای درمان خودشان هم انگیزه کافی پیدا نمیکنند. ما الان با وجود افزایش اختلالات روانی، کاهش مراجعه به کلینیکها را شاهد هستیم؛ چون بسیاری از مردم از نظر اقتصادی تحت فشار شدید هستند.»
رحیمی افزود: «گاهی فرد به ما میگوید اگر بخواهم هزینه مراجعه به روانشناس را پرداخت کنم، باید از خرید بخشی از غذای خانوادهام بزنم. این یک چالش بزرگ روانشناختی در جامعه امروز ایران است.»
![]()
اختلال استرس پس از سانحه؛ زخمی که بعد از حادثه ادامه پیدا میکند
رحیمی با توجه به اتفاقات هولناک یک سال و نیم گذشته مانند وقوع دو جنگ و اعتراضات مردمی، بیان کرد: «شاهد افزایش اختلالات استرسزا در جامعه هستیم. بسیاری از مردم دچار اختلال استرس پس از آسیب شدند، بهخصوص بعد از حوادث دیماه و پس از آن جنگ و اتفاقات مرتبط با آن. متأسفانه جنگ باعث شد این احساس ناامیدی که از قبل وجود داشت، تشدید شود. مردم هنوز چشمانداز روشنی از بهبود شرایط نمیبینند و در کنار آن، فشار اقتصادی همچنان ادامه دارد.»
این روانشناس درباره اختلال استرس پس از سانحه توضیح داد: «این اختلال زمانی ایجاد میشود که فرد آسیب یا تروما را تجربه کرده باشد. حوادث دیماه و جنگهای اخیر نمونههایی از چنین آسیبهایی هستند. اگر در مدت مناسب برای این افراد مداخلات فوری انجام نشود، ممکن است فرد دچار خلق افسرده شود، توانایی لذت بردن از زندگی را از دست بدهد و دائماً با خاطرات حادثه درگیر باشد.»
وی ادامه داد: «ممکن است فرد در خانه و در شرایط عادی ناگهان با یادآوری یک صحنه بمباران یا حادثه، همان ترس و اضطراب لحظه وقوع اتفاق را دوباره تجربه کند. بسیاری از این افراد دائماً نگران مرگ هستند، چون مرگ و آسیب را از نزدیک دیدهاند. خوابشان بهشدت مختل میشود، یادآوریهای ناخواسته از حادثه دارند، از نظر عاطفی بیثبات میشوند و ممکن است گریههای طولانی یا واکنشهای شدید هیجانی نشان دهند.»
رحیمی افزود: «بسیاری از افراد تلاش میکنند با فرار از فکر کردن به حادثه خودشان را آرام کنند؛ اما این اجتناب معمولاً مشکل را بیشتر میکند و باعث مزمن شدن اختلال میشود.»
![]()
پیشنهاد ایجاد مراکز مشاوره دولتی برای حمایت از مردم
رحیمی درباره راهکارهای کمک به مردم در شرایط فعلی گفت: «بخش مهمی از مسئولیت بر عهده دولت است. مردم به دلیل مشکلات معیشتی توان مراجعه به متخصص را ندارند. بسیاری از کلینیکها نیز با مشکلات اقتصادی مواجه شدهاند، چون حمایت کافی از این حوزه وجود ندارد.»
او پیشنهاد کرد: «دولت میتواند مراکزی را تجهیز کند که مردم بتوانند با هزینه دولتی یا بسیار پایین، خدمات روانشناختی، مشاوره و مددکاری دریافت کنند. همانطور که برخی سازمانها برای کارکنان خود واحدهای روانشناسی و مشاوره دارند، این خدمات باید در سطح گستردهتری در اختیار مردم قرار گیرد.»
این استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران هشدار داد: «اگر امروز به مشکلات روانی جامعه رسیدگی نکنیم، این اختلالات میتوانند جامعه را از نظر روانی بیثبات کنند. فردی که درگیر اضطراب شدید است، ممکن است حتی با شنیدن صدای یک هواپیمای معمولی دچار حمله اضطرابی شود، بدنش بلرزد، عرق سرد کند و دیگر نتواند کار روزانه خود را ادامه دهد. کابوسها و مشکلات خواب نیز میتوانند زندگی فرد را مختل کنند.»
خودمراقبتی لازم است، اما جای درمان و حمایت اجتماعی را نمیگیرد
رحیمی درباره توصیههایی مانند کتاب خواندن، ورزش یا کاهش دنبال کردن اخبار گفت: «نباید به شکلی صحبت کنیم که انگار مردم مقصر شرایط هستند. مردم در ایجاد این وضعیت نقشی نداشتهاند. اما ما میتوانیم روشهای خودیاری را به آنها آموزش دهیم؛ مثل استفاده از ورزش، مطالعه کتابهای مناسب، تکنیکهای آرامسازی و روشهای کاهش استرس.»
او تأکید کرد: «این روشها کمککننده هستند، اما جایگزین درمان تخصصی نیستند. ضمن اینکه همین اقدامات هم نیازمند فراهم بودن شرایط اقتصادی است. وقتی سرانه مطالعه در جامعه پایین است یا فرد توان پرداخت هزینه باشگاه ورزشی را ندارد، نمیتوان انتظار داشت این روشها به تنهایی مشکل را حل کنند.»
رحیمی در پایان گفت: «جامعه امروز بیش از هر چیز به امید نیاز دارد. همانطور که برای مشکلات معیشتی حمایت مالی لازم است، برای سلامت روان مردم هم باید سرمایهگذاری شود. اگر سلامت روان جامعه آسیب ببیند، تبعات آن بسیار گسترده خواهد بود.»
وی همچنین درباره تعرفههای خدمات روانشناسی گفت: «ما نباید خودمان را فریب بدهیم. از یک طرف مردم توان مالی ندارند و از طرف دیگر روانشناسان هم هزینههای زندگی و کار خودشان را دارند. اجاره مطبها افزایش پیدا کرده و تعرفههایی که تعیین میشود، همیشه با واقعیتهای اقتصادی هماهنگ نیست. راهحل این نیست که مردم یا متخصصان را مقصر بدانیم؛ باید یک سازوکار حمایتی واقعی برای سلامت روان جامعه ایجاد شود.»
پایان خبر / رکنا / کدخبر 1235259


