به گزارش رکنا، پاسخ را باید در واکنش مغز به تهدید جستجو کرد. وقتی اتفاقی جدی، خطرناک و غیر قابل پیش بینی در اطراف ما رخ می دهد، مغز تلاش می کند هرچه سریع تر اطلاعات بیشتری به دست بیاورد تا بتواند وضعیت را پیش بینی کند. برای مغز، جنگ یک مسئله حل نشده است؛ اتفاقی که نمی داند لحظه بعد چه شکلی خواهد داشت بنابراین هر خبر جدید برای چند لحظه این احساس را ایجاد می کند که اطلاعات بیشتری داریم و شاید کنترل بیشتری بر وضعیت پیدا کرده ایم اما این آرامش معمولاً کوتاه است. خبر بعدی می رسد، ابهام تازه ای ایجاد می شود و مغز دوباره به دنبال اطلاعات می رود. به این ترتیب چرخه ای شکل می گیرد: اضطراب، جستجوی خبر، آرامش کوتاه، بازگشت ابهام و دوباره جستجوی خبر.
دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه، در توضیح این چرخه می گوید: گاهی ما خبر را فقط برای اینکه چیزی بفهمیم دنبال نمی کنیم؛ خبر را می خوانیم تا برای چند دقیقه احساس کنیم هنوز می توانیم اتفاقات اطرافمان را پیش بینی و کنترل کنیم. همین نکته توضیح می دهد چرا ممکن است فرد بارها یک صفحه خبری را باز کند، حتی وقتی احتمال دارد خبر تازه اضطراب او را بیشتر کند.
از طرف دیگر، مغز انسان به طور طبیعی نسبت به اطلاعات مربوط به خطر حساس است. در شرایط عادی ممکن است دهها خبر را ببینیم و بی تفاوت از کنارشان عبور کنیم، اما در زمان جنگ، کلماتی مانند حمله، انفجار، موشک یا هشدار می توانند توجه ما را در کسری از ثانیه به خود جلب کنند. مغز نمی خواهد این اطلاعات را از دست بدهد، چون از نگاه سیستم دفاعی بدن، ممکن است همین اطلاعات برای تشخیص خطر مهم باشند. به همین دلیل است که گاهی فرد با شنیدن صدای یک اعلان، تقریباً به شکل خودکار گوشی را بر می دارد. او الزاماً دنبال سرگرمی نیست؛ مغزش دنبال پاسخ به یک سؤال است: الان چه اتفاقی افتاده؟

مشکل از جایی آغاز می شود که این جستجوی اطلاعات از یک رفتار آگاهانه به رفتاری تکراری و اجباری تبدیل شود. فرد هر چند دقیقه تلفنش را بررسی می کند، یک خبر را در چند کانال مختلف می خواند، فیلم های جنگ را بارها تماشا می کند و حتی هنگام خواب احساس می کند باید از اتفاقات جدید با خبر باشد. در چنین شرایطی، چیزی که قرار بود به فرد کمک کند خطر را بهتر بشناسد، خودش می تواند به بخشی از چرخه اضطراب تبدیل شود.
وی اضافه می کند: این رفتار در روانشناسی و رسانه با مفهوم «doomscrolling» یا غرق شدن در اخبار منفی شناخته می شود؛ یعنی فرد با وجود اینکه می داند دنبال کردن مداوم اخبار منفی حالش را بدتر می کند، باز هم به جستجوی آن ادامه می دهد. دلیلش هم تا حدی قابل فهم است: فرد تصور می کند اگر اطلاعات بیشتری داشته باشد، برای اتفاق بعدی آماده تر خواهد بود اما اینجا یک پارادوکس مهم شکل می گیرد: ما برای اینکه کمتر بترسیم، بیشتر خبر می خوانیم؛ و گاهی بیشتر خبر خواندن، بیشتر ما را در معرض ترس قرار می دهد.
وی تاکید می کند: در شرایط جنگی، مسئله این نیست که مردم نباید خبر بخوانند. برعکس، دسترسی به اطلاعات معتبر برای تصمیم گیری و حفظ امنیت ضروری است. مسئله، مرز میان آگاه بودن و غرق شدن در خبرهاست. وقتی فرد می تواند در زمان مشخص اخبار معتبر را بررسی کند و بعد گوشی را کنار بگذارد، مصرف خبر هنوز تحت کنترل اوست. اما وقتی اضطراب او را وادار می کند هر چند دقیقه یک بار صفحه را تازه کند، دیگر مسئله فقط خبر نیست؛ مسئله، تلاش مغز برای پیدا کردن اطمینانی است که شاید هیچ خبری نتواند به طور کامل فراهم کند.
دکتر مریم سامانی معتقد است در چنین شرایطی باید یک سؤال ساده اما جدی از خود بپرسیم: آیا این خبری که همین الان می خواهم بخوانم واقعاً اطلاعات جدیدی به من می دهد، یا فقط می خواهم برای چند دقیقه اضطرابم را آرام کنم؟ همین مکث کوتاه می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند؛ چون هدف، بی خبر ماندن نیست، بلکه انتخاب آگاهانه میزان و زمان دریافت خبر است.
سالم ترین رفتار در شرایط جنگی، نه بی خبری و نه غرق شدن در اخبار است؛ بلکه مصرف آگاهانه خبر است: چند منبع معتبر، در زمان های مشخص، بدون دنبال کردن بی پایان تصاویر خشونت آمیز و خبرهای تکراری. چون مغز برای زنده ماندن به اطلاعات نیاز دارد، اما برای آرام ماندن به فاصله هم نیاز دارد.
تلنگر روانشناسی: گاهی چیزی که هر پنج دقیقه یک بار چک می کنیم، دیگر خبر نیست؛ تبدیل شده به مسکن کوتاه مدت برای اضطراب ما.
پایان خبر / رکنا / کدخبر 1245601


