به گزارش رکنا به نقل از ایرنا، امضای «توافقنامه دفاعی مشترک میان ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی» با واکنشهای گستردهای در سراسر جهان مواجه شد. بسیاری از تحلیلگران این ائتلاف امنیتی جدید را گامی تازه در راستای تحول در معماری امنیتی منطقه غرب آسیا و خاورمیانه تفسیر کردند.
در عین حال این تلقی در افکار عمومی ایجاد شد که با توجه به درگیریهای جاری در منطقه و تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در کنار نگرانیهای امنیتی عربستان سعودی از جانب متحدان منطقهای تهران، این پیمان امنیتی ممکن است تحولی در راستای مقابله با جمهوری اسلامی ایران باشد.
محمدعلی سبحانی، سفیر پیشین ایران در قطر، لبنان و اردن در گفتوگو با ایرنا، امضای توافقنامه اخیر موسوم به «پیمان مکه» میان ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی را نه یک اقدام بازدارنده علیه تهران، بلکه ظرفیتی برای ساختارشناسی امنیتی درونزا و زمینهای برای پایان دادن به نبرد جاری میان ایران و آمریکا ارزیابی کرد.
وی با تاکید بر اینکه ایجاد هرگونه الگوی امنیتی پایدار بدون حضور قدرتهای اصلی منطقه نظیر ایران و مصر ناقص خواهد بود، خواستار پیشدستی دیپلماتیک تهران برای تبدیل این پیمان به یک ترتیبات جامع منطقهای شامل تمامی کشورهای خلیج فارس و خاورمیانه شد.
در ادامه گفتوگوی محمد علی سبحانی، مدیرکل پیشین خاورمیانه وزارت امور خارجه و سفیر جمهوری اسلامی ایران در کشورهای لبنان، اردن و قطر، مطالعه میکنید.
![]()
ایران، پاکستان و ترکیه میتوانند نگاه مشابهی به همکاری منطقهای داشته باشند
با توجه به نبرد جاری در منطقه و تجاوزات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، امضای پیمان امنیتی مشترک میان ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی با تحلیلهای متفاوتی روبرو شده است. برخی کارشناسان بر این باورند که این اقدام با هدف ایجاد بازدارندگی در برابر ایران شکل گرفته است. آیا شما چنین تحلیلی را قرین به واقعیت میدانید؟
پیمانی که در مکه به امضا رسیدهاست، اگر بتوان نام آن را پیمان گذاشت، ابعاد مختلفی دارد و نمیتوان به همین سادگی که درباره آن قضاوت کرد. همانقدر که این پیمان میتواند حاوی این پیام باشد که مثلا «ایران به عربستان امر و نهی نکند»، به همان میزان نیز مسئله باید از زاویه دیگری دیده شود.
اولاً روابط جمهوری اسلامی ایران با ترکیه در سطح بسیار بالایی قرار دارد و میان ایران و ترکیه پیمان امنیتی برقرار است. ثانیاً روابط پاکستان با ایران آنقدر گسترده، صمیمانه و در سطح بالا است و مسائل، مشترکات و تهدیدهای دو کشور آنقدر به یکدیگر نزدیک است که ایران، پاکستان و ترکیه میتوانند نگاه مشابهی به همکاریها نسبت به یکدیگر، بهویژه در چارچوب همکاریهای منطقهای داشته باشند.
بنابراین، من معتقدم که ایران هیچ تهدیدی از این پیمان دریافت نخواهد کرد؛ زیرا به هر حال این جنگی که هماکنون جاری است سرانجام به پایان خواهد رسید و یک مصالحه قابل قبول به وجود خواهد آمد. وقتی چنین مصالحهای شکل بگیرد، طبیعتاً اهداف چنین پیمانی میتواند با اهداف ایران همسو باشد.
سبحانی: پیمان دفاعی مکه میتواند خشت اول معماری امنیتی درونزای منطقهای باشد
پیشنهاد من این است که ایران از همین حالا اعلام کند که اگر این پیمان با هدف برقراری امنیت در کل منطقه است و اگر هدفی برای افزایش همکاریهای اقتصادی، محیط زیستی و سیاسی-امنیتی جهت تأمین امنیت منطقه خلیج فارس و خاورمیانه دارد، که خود آنها نیز از همین عناوین استفاده کردهاند، چرا ایران و مصر در کنار این سه کشور حضور نداشته باشند؟
ایران و مصر در کنار این سه کشور، مهمترین کشورهایی هستند که دارای فرهنگ مشترک بوده و بزرگترین کشورهای اسلامی در این منطقه محسوب میشوند. این کشورها میتوانند در کنار یکدیگر امنیت منطقه و یک هژمونی منطقهای اسلامی را به وجود آورند تا بتوان مشکلات موجود را در پشت صحنه حل و فصل کرد.
بنابراین، من فکر نمیکنم هدف این نشست یا این پیمان، ایران باشد. هدف منطقی این نشست میتواند پایان دادن به جنگ ایران و آمریکا و مهار و کنترل اسرائیل باشد؛ چرا که اسرائیل با مداخلههای خود در کل منطقه، از ایران گرفته تا سوریه و لبنان، و با تهدیدهایی که علیه ترکیه و عربستان انجام میدهد، امروز همه این کشورها را با عناوین و اشکال گوناگون و به شکلی بسیار صریح و سریع تهدید میکند.
به نظر میرسد بیش از هر هدف دیگری، این نشست و این تفاهمنامه با هدف کمک به پایان دادن به جنگ ایران و آمریکا شکل گرفته است و این پیامی است که میتواند برای ایران و آمریکا داشته باشد.
همانطور که میدانیم، پاکستان مهمترین میانجی میان ایران و آمریکا است. ترکیه نیز دارای پیمان امنیتی با ایران است و بهترین و دوستانهترین پیامها، چه در طول جنگ، چه پس از آن و چه در حال حاضر، میان ایران و ترکیه رد و بدل شده است. نگاه هر دو طرف همواره نگاهی حمایتی بوده و هست.
ایران باید طرح موضوعات مشترک را مبنای سیاستگذاری خود در قبال این پیمان قرار دهد
واکنش ایران به چنین پیمانی چه باید باشد؟
ترجیح من این است که اولاً ایران چنین اتفاقی را تهدیدی برای خود نداند – که واقعاً هم میتواند نداند – و ثانیاً ایران میتواند از همین حالا با طرح موضوعات مشترکی که در منطقه داریم، اعم از موضوعات امنیتی، اقتصادی و محیط زیستی، اعلام آمادگی کند.
با توجه به گفتوگوهایی که آغاز شده و یادداشت تفاهمی که میان ایران و آمریکا به امضا رسیده است، که به نظر میرسد با وجود همه اختلافنظرها، در کلیت هر دو طرف به دنبال حل مسئله هستند، ایران باید این رویکرد را مبنای سیاستگذاری و موضعگیری خود در ارتباط با این پیمان قرار دهد.
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز در پیامی که به نظر میرسید در واکنش به این پیمان باشد، نوشت که «زمان آن فرا رسیده است که تنها به خود متکی باشیم و برادری واقعی را در پیش بگیریم» و تاکید کردند که «هنگامی که مسلمانان در کنار یکدیگر متحد و یکپارچه باشند، میتوانند در هر چالشی از سوی بیگانگان بدخواه با قدرت و قاطعیت ایستادگی کنند». فکر میکنید که این پیام به معنای تمایل تهران با توفیق چنین پیمانی باشد؟
پیشنهاد من این است که ایشان با قاطعیت این سیاست را اعلام کرده و تصریح کنند که ما حاضریم به همراه مصر در کنار یکدیگر قرار گیریم. تاکید من بر مصر به این دلیل است که این کشور در کنار ایران و سه کشور عضو پیمان قدرتها و بازیگران واقعی و تاثیرگذار منطقه هستند
اگر این کشورها کنار هم قرار گیرند و به یک توافق دست یابند، میتوانند به عنوان یک قدرت قابل اتکا در سطح جهان، مشکلات و چالشهای پیشآمده برای منطقه خاورمیانه را حل و فصل کنند.
باید ترتیبات امنیتی مشترک در منطقه شکل بگیرد
تحلیل دیگری نیز از سوی برخی تحلیلگران خارجی درباره این پیمان مطرح شد؛ مبنی بر اینکه امضای این توافق حاوی پیامی به آمریکا است که کشورهای جنوب خلیج فارس از چتر امنیتی ایالات متحده ناامید شدهاند و به دنبال تنوعبخشی به ائتلافهای امنیتی و تلاش برای حفظ امنیت خود رفتهاند. نظر شما درباره این تحلیل چیست؟
اجازه دهید من این موضوع را به شکل دیگری بیان کنم؛ مسئله اصلی، ظرفیتسازی در منطقه است. سیاست دولتهای مختلف در ایران، بهویژه دولتهای اصلاحطلب، همواره بر این بوده است که برای قویتر شدن، توافقات و پیمانهای منطقهای شکل گیرد و خلاء ترتیبات درونزای امنیتی منطقه از بین برود.
به عنوان مثال، طرح پیشنهادی ما برای خلیج فارس، طرح ۲+۶ بود؛ یعنی ۶ کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس به اضافه ایران و عراق که تمامی کشورهای حاشیه خلیج فارس را تشکیل میدهند، نشستهای مشترک داشته باشند و با هم توافق کنند؛ مشابه همان روندی که هماکنون میان ایران و عمان در جریان است. به هر حال، درباره ترتیبات مربوط به تنگه هرمز میان ایران و عمان باید توافق و تفاهمی صورت گیرد.
اختلافات و نقطهنظرهای متفاوتی وجود دارد، اما هرچه زودتر این گفتگوها و پروسهها آغاز شود، منطقه خاورمیانه زودتر به منطقهای غیرامنیتی یا منطقهای تبدیل خواهد شد که امنیت آن توسط خود کشورهای منطقه تأمین میشود.
در جنگ اخیر معلوم شد که غیر از ایران هیچ کشوری نقشی در امنیت واقعی منطقه ندارد
تحولات و نبرد اخیر میان ایران و آمریکا چه نکتهای را درباره معماری فعلی امنیتی منطقه آشکار کرد؟
در این جنگ اخیر میان ایران و آمریکا معلوم شد که غیر از ایران، هیچ کشور دیگری نقشی در تأمین امنیت منطقه ندارد. این مسئلهای نیست که با نشستهای اینچنینی به تنهایی حل شود؛ راه حل واقعی، راهکاری است که بتواند همه طرفها را راضی کند، یعنی یک پیمان همهجانبه و برد-برد میان تمامی بازیگران منطقهای.
البته این سه کشور (ترکیه، پاکستان و عربستان) دلایل اقتصادی هم دارند. پاکستان به ویژه روابط اقتصادی بسیار خوبی با عربستان دارد و این موضوع برایش حائز اهمیت است. ترکیه نیز به همین شکل دنبال این است که منطقه به سمت امنیت حرکت کند.
بنابراین، ما باید این اتفاق را به عنوان زمینهای برای ایجاد یک ظرفیت کاملتر ارزیابی کنیم. به نظر میرسد این یک نوع ظرفیتسازی است و این ظرفیتسازی هرچقدر واقعیتر و جدیتر باشد، طبیعتاً نیاز به مداخله دیگران و قدرتهای فرامنطقهای را کاهش میدهد.
تجربه بحران قطر و عربستان نشان داد که ظرفیتهای بومی خاورمیانه جایگزینناپذیر است
همانطور که در دهه ۱۹۸۰ و در جریان جنگ نفتکشها نیز هیچ نیروی منطقهای وجود نداشت که امنیت را تامین کند و در نهایت نیروهای آمریکایی به صورت گسترده وارد منطقه شدند.
زمان بنده که در قطر سفیر بودم، میان عربستان و قطر یک بحران امنیتی به وجود آمد. در آن زمان هم هیچ بازیگری نتوانست به آنها کمک کند، مگر خود کشورهای منطقه و نقش و لنگرگاهی که ایران به واسطه ظرفیت، حضور و توانمندی استراتژیک خود در منطقه داشت. در کنار آن، مقداری عقلانیت که از سوی قطر و عربستان به خرج داده شد، باعث گردید تا مشکل خود را حل کنند.
این تجربه نشان میدهد که ایجاد هرگونه ظرفیت منطقهای – که در زمانهای بحران یک خط تماس مشترک میان همه کشورهای مهم و تمام بازیگران منطقه ایجاد کند – با هیچ ظرفیت دیگری قابل مقایسه نیست.
به نظر من دولتهای ترکیه، پاکستان و عربستان نیز چنین درکی از مسائل دارند. بنده چند روز پیش مصاحبهای از نخستوزیر سابق قطر، آقای شیخ حمد بن جاسم میخواندم که ایشان هم دقیقاً همین نکته را به شکل خاصی مطرح کرده بودند؛ مبنی بر اینکه کشورهای منطقه باید به یکدیگر متکی باشند و به هم اعتماد کنند.
البته این اتکا و اعتماد به یکدیگر به معنای کنار گذاشتن روابط خارجی با سایر نقاط جهان نیست، بلکه به این معناست که برای حل مشکلات مشترک منطقه از همین حالا ظرفیتسازی کنند. این نشستها و توافقات میتواند زمینه ایجاد آن ظرفیت را فراهم آورد.
اما این ظرفیت زمانی تکمیل میشود که: ۱. کشورهای بزرگ منطقه، در درجه اول ایران، حضور جدی و موثر داشته باشند. ۲. مصر حضور موثر و جدی داشته باشد. ۳. سایر کشورهای منطقه که از نظر موقعیت و قدرت حائز اهمیت هستند – مثلاً قطر که قدرت اقتصادی بسیار مهمی است – در این پیمان حضور داشته باشند تا پاسخگو بوده و مشکلات را حل کنند.
توصیه من به دستگاه دیپلماسی و تصمیمگیران ایران این است که بهگونهای عمل کنند که قدرتهای ماورای منطقه نتوانند از این حرکت سوءاستفاده کنند. راهکار آن هم این است که ایران نشست این سه کشور را به عنوان مقدمهای برای یک توافق منطقهای بزرگتر و فراگیرتر ارزیابی و دنبال کند.
پایان خبر / رکنا / کدخبر 1238038



