بلاگ‌پارس

بررسی قتل عام 5 عضو یک خانواده در پونک به دست دو برادر از نگاه جامعه شناس + فیلم
خانه » اخبار » بررسی قتل عام 5 عضو یک خانواده در پونک به دست دو برادر از نگاه جامعه شناس + فیلم

بررسی قتل عام 5 عضو یک خانواده در پونک به دست دو برادر از نگاه جامعه شناس + فیلم

فهرست مطالب

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، اخبار انواع  قتل و جنایت در جامعه افزایش یافته و می‌توان رد پای خشونت کنترل نشده را در بسیاری از پرونده‌های جنایی مشاهده کرد از جمله پرونده‌ی عامل قتل عام 5 عضو خانواده تهرانی در پونک (لینک خبر آخری)  که رکنا به شکل اختصاصی در مورد آن پرداخته است. در این واقعه متهم در اعترافات خود ریشه این جنایت هولناک را مجموعه‌ای از فشارهای روانی، آوارگی و اختلافات مالی بر سر ارثیه پدری دانست. به گفته او، فشارهای خانوادگی برای محروم کردن وی از سهم ارث و بیرون راندنش از خانه، در نهایت او را در آستانه فروپاشی روانی قرار داده است.

بررسی قتل عام 5 عضو یک خانواده در پونک به دست دو برادر از نگاه جامعه شناس + فیلم

دکتر رضا کردبچه، جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی رکنا با بررسی ریشه‌های جامعه‌شناختی خشونت و جنایت، اظهار کرد: خشونت در جامعه پدیده‌ای چندعاملی است و نمی‌توان وقوع آن را صرفاً به یک علت نسبت داد. به گفته او، فقر و محرومیت نسبی، ضعف نهادهای میانجی و ناامیدی و پریشانی نسبت به آینده از مهم‌ترین عواملی هستند که باید در تحلیل این پدیده مورد توجه قرار گیرند.

فقر و محرومیت نسبی؛ یکی از زمینه‌های خشونت

کردبچه در تشریح نخستین عامل خشونت در جامعه گفت: «نخستین علت اصلی خشونت در جامعه، بحث تله محرومیت نسبی است. با نوعی فقر همگانی و محرومیت نسبی در جامعه مواجه هستیم؛ به این معنا که افراد برای تأمین زندگی و گذران امور روزمره خود با دشواری‌های زیادی روبه‌رو هستند. این شرایط می‌تواند موجب شود که افراد در برخی موقعیت‌ها و به شکل‌های مختلف، به خشونت روی بیاورند یا برای دستیابی به ثروتی بادآورده و مالی که قرار است از راه نامشروع به دست آورند، مرتکب رفتارهای خشونت‌آمیز شوند.

این جامعه‌شناس با اشاره به تأثیر فقر و مسائل اقتصادی بر خشونت در جامعه تصریح کرد: «بحث فقر و مسائل اقتصادی» از عوامل اصلی قابل بررسی در این زمینه است. در شرایط اقتصادی دشوار، افراد ممکن است با وجود اشتغال و انجام یک کار هشت‌ساعته، نتوانند درآمدی متناسب با هزینه‌های زندگی خود داشته باشند. در چنین شرایطی، فرد ممکن است از صبح تا پایان یک روز کاری تلاش کند، حقوق دریافت کند، اما تمام درآمد او صرف تأمین معاش شود و امکان پس‌انداز یا برخورداری از یک زندگی مطلوب برایش وجود نداشته باشد.

کردبچه تأکید کرد: این وضعیت اقتصادی و فشارهای ناشی از آن، یکی از عوامل مهمی است که باید در بررسی ریشه‌های خشونت و آسیب‌های اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.

نبود نهادهای میانجی برای کنترل خشم

این جامعه‌شناس، دومین عامل مؤثر بر خشونت را ضعف یا نبود نهادهای میانجی در جامعه عنوان کرد و گفت: ما در جامعه به نهادهایی نیاز داریم که بتوانند خشم، پریشانی و اضطراب افراد را کنترل و مدیریت کنند، اما چنین نهادهایی به اندازه کافی وجود ندارند.

کردبچه با اشاره به نقش سازمان‌های مردم‌نهاد (NGOها) در این زمینه اظهار کرد: نقش سازمان‌های مردم‌نهاد در جامعه کمرنگ شده است و افراد نمی‌توانند به‌راحتی به نهادهایی مراجعه کنند که حداقل امکان بیان و تخلیه خشم خود را در آنها داشته باشند.

وی افزود: اگر هم چنین نهادهایی وجود داشته باشند، هزینه استفاده از خدمات روان‌شناختی و روان‌پزشکی بسیار بالاست. برای مثال، هزینه یک جلسه مشاوره روان‌شناختی یا روان‌پزشکی ممکن است به دو یا سه میلیون تومان در ساعت برسد؛ بنابراین برای بسیاری از افراد، به‌ویژه اقشار متوسط جامعه، امکان پرداخت چنین هزینه‌هایی وجود ندارد.

این جامعه‌شناس ادامه داد: فردی که با مشکلات اقتصادی، اضطراب و فشارهای روانی مواجه است، ممکن است توانایی مالی مراجعه منظم به روان‌شناس یا روان‌پزشک را نداشته باشد. به همین دلیل، نبود نهادهای میانجی و حمایتی که بتوانند افراد را در مدیریت خشم و مشکلات روانی یاری کنند، یکی از عوامل مهم در این زمینه است.

به گفته او، نهادهای میانجی باید بتوانند افراد جامعه را که دچار خشم و پریشانی هستند، هدایت و راهنمایی کنند و به آنها کمک کنند تا احساسات و هیجانات خود را در مسیرهای مناسب مدیریت کنند.

ناامیدی نسبت به آینده و تشدید پریشانی اجتماعی

کردبچه سومین عامل را ناامیدی و پریشانی افراد نسبت به آینده دانست و گفت: ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که با انواع بحران‌ها مواجه است؛ از بحران جنگ گرفته تا بحران اقتصادی و تورم که هر روز آن را تجربه می‌کنیم.

وی افزود: این شرایط باعث می‌شود افراد نسبت به آینده خود احساس امنیت نداشته باشند. هنگامی که فرد نمی‌تواند آینده روشنی برای خود متصور شود، احساس پریشانی، اضطراب و انواع آسیب‌های ناشی از آنومی در جامعه افزایش می‌یابد. نبود امنیت نسبت به آینده باعث می‌شود که احساس پریشانی، اضطراب و انواع آسیب‌های ناشی از آنومی به سراغ افراد بیاید.

کردبچه با اشاره به مفهوم «آنومی» در جامعه‌شناسی، بر اهمیت بررسی تأثیر بحران‌های اجتماعی و اقتصادی بر رفتار افراد تأکید کرد و گفت: مجموعه این عوامل می‌تواند در شرایطی به بروز رفتارهای خارج از کنترل منجر شود.

صحنه قتل در پونک

جنایت خانوادگی؛ ضرورت بررسی ریشه‌های اجتماعی

این جامعه‌شناس در واکنش به طرح موضوع یک پرونده جنایی خانوادگی، که در آن دو برادر به‌دلیل اختلافات مالی و با هدف دستیابی به اموال خانواده متهم به قتل اعضای خانواده خود شده‌اند، گفت: این نوع جنایت‌ها بسیار قابل تأمل و نیازمند مطالعه دقیق جامعه‌شناختی هستند.

کردبچه افزود: باید بررسی کرد که چگونه ممکن است اعضای یک خانواده دست به چنین جنایتی بزنند و چه عواملی در شکل‌گیری این رفتار نقش داشته‌اند.

وی با بیان اینکه نمی‌توان درباره علت قطعی وقوع چنین پرونده‌ای بدون بررسی جزئیات اظهارنظر کرد، گفت: دقیقاً درباره این خانواده، علت اصلی وقوع جنایت مشخص نیست. ممکن است مجموعه‌ای از عوامل، از جمله اختلافات خانوادگی، مسائل مالی، فشارهای روانی و ضعف سازوکارهای کنترل خشم، در وقوع چنین اتفاقی نقش داشته باشند. با این حال، برای اظهار نظر دقیق درباره این پرونده، باید جزئیات آن به‌طور کامل بررسی شود.

کردبچه در پاسخ به این پرسش که آیا ریشه بسیاری از این جنایت‌ها به فقر بازمی‌گردد، اظهار کرد: اگر سه عامل فقر و محرومیت نسبی، نبود نهادهای میانجی و ناامیدی نسبت به آینده را در کنار یکدیگر قرار دهیم، می‌توانیم به درک بهتری از زمینه‌های وقوع خشونت در جامعه دست پیدا کنیم.

وی افزود: در کشورهای توسعه‌یافته که افراد با چنین سطحی از نیاز مالی مواجه نیستند، آمار برخی جرائم پایین‌تر است. عامل محرومیت نسبی، فقر و تورم اقتصادی، تأثیر بسیار مهمی بر مناسبات اجتماعی و اقتصادی دارد.

ضرورت ریشه‌شناسی جرائم جوانان

این جامعه‌شناس با اشاره به جرائم خیابانی، از جمله کیف‌قاپی و موبایل‌قاپی، بر ضرورت توجه به ریشه‌های اجتماعی این رفتارها تأکید کرد.

کردبچه گفت: در حال حاضر شاهد وقوع جرائمی مانند کیف‌قاپی و موبایل‌قاپی در سطح جامعه هستیم که در بسیاری از موارد، جوانان ۱۷ تا ۲۱ ساله درگیر آن هستند. پرسش این است که چرا این نسل نباید هدایت شود و چرا هنگامی که یک کیف‌قاپ یا موبایل‌قاپ دستگیر می‌شود، صرفاً با زندانی کردن او مسئله را پایان‌یافته تلقی می‌کنیم؟

وی افزود: فرد مدتی را در زندان سپری می‌کند و پس از آزادی، ممکن است دوباره همان رفتار را تکرار کند. دلیل این مسئله آن است که ریشه‌های وقوع جرم و خاستگاه اجتماعی آن به‌طور دقیق بررسی نمی‌شود.

این جامعه‌شناس تصریح کرد: «ما فقط با یک مسکن قوی می‌خواهیم مسئله را درمان کنیم و به پایان برسانیم، اما وقتی دردهای جامعه دائمی هستند، مسکن‌های قوی نمی‌توانند آن را درمان کنند.»

او بر ضرورت هدایت نسل جوان، شناسایی خاستگاه جرائم و توجه به عوامل زمینه‌ای بروز آنها تأکید کرد و گفت: برخورد صرفاً کیفری با جرائم، بدون بررسی ریشه‌های اجتماعی، اقتصادی و روانی آنها، نمی‌تواند به حل پایدار این مسائل منجر شود.

مشارکت اجتماعی و نقش نهادهای مردمی در کاهش خشونت

کردبچه در بخش دیگری از سخنان خود، مشارکت اجتماعی و حضور مردم در فعالیت‌های جمعی را از عوامل مؤثر بر تقویت همبستگی اجتماعی دانست.

وی با اشاره به دیدگاه امیل دورکیم، جامعه‌شناس قرن نوزدهم، گفت: «همبستگی اجتماعی باعث می‌شود که افراد بیشتر با یکدیگر در تماس و ارتباط باشند و این امر موجب تقویت همبستگی و پیوند میان افراد می‌شود.»

این جامعه‌شناس با اشاره به برگزاری گردهمایی‌ها، رویدادهای ورزشی، سمینارها و فعالیت‌های فرهنگی و هنری اظهار کرد: فعالیت‌هایی مانند گردهمایی‌ها، مسابقات دوومیدانی و انواع رویدادهای اجتماعی که در جامعه برگزار می‌شوند، می‌توانند نقش مهمی در افزایش ارتباط میان افراد و تقویت همبستگی اجتماعی داشته باشند.

او افزود: بسیاری از این فعالیت‌ها با مشارکت خود مردم و با دخالت کمتر دولت و حاکمیت برگزار می‌شوند. همین حضور و مشارکت مردم در فعالیت‌های جمعی می‌تواند به تقویت ارتباطات اجتماعی کمک کند.

کردبچه ادامه داد: برنامه‌هایی که با مشارکت هنرمندان، سینماگران و فعالان اجتماعی برگزار می‌شوند، می‌توانند نقش مهمی در ایجاد ارتباط میان افراد و کاهش فشارهای عاطفی داشته باشند. افراد در این برنامه‌ها می‌توانند به شکل‌های مختلف، از طریق فعالیت‌های هنری، اجتماعی و فرهنگی، احساسات و هیجانات خود را بیان کنند. این فعالیت‌ها می‌توانند به تخلیه بار عاطفی ناشی از فشارهای اجتماعی و کاهش خشونت کمک کنند.

این جامعه‌شناس تأکید کرد: اگر امکان فعالیت اجتماعی و مشارکت مردم فراهم شود، این برنامه‌ها می‌توانند به‌عنوان مجراهایی برای کنترل و هدایت خشم در جامعه عمل کنند.

«اتاق‌های خشم»؛ مجراهایی برای تخلیه هیجانات

کردبچه در ادامه با اشاره به تجربه برخی کشورها در زمینه مدیریت خشم، از «اتاق‌های خشم» به‌عنوان یکی از نمونه‌های مجراهای تخلیه هیجانات نام برد.

وی توضیح داد: در برخی کشورها، فضاهایی تحت عنوان اتاق خشم وجود دارد که افراد می‌توانند در آنها خشم خود را از طریق فریاد زدن یا شکستن اشیای مشخص تخلیه کنند. در این اتاق‌ها، افراد می‌توانند برای مدتی مشخص هر چیزی را که در اختیارشان قرار دارد، بشکنند و خشم خود را تخلیه کنند؛ بدون اینکه به فرد دیگری آسیب برسانند.

این جامعه‌شناس  ادامه داد: حتی در ایران نمونه‌هایی از این اتاق‌ها ایجاد شده است. در این فضاها، افراد می‌توانند وارد اتاق شوند، فریاد بزنند و اشیای مشخصی را بشکنند تا بخشی از خشم خود را تخلیه کنند.این روش‌ها در جامعه نقش بسیار مهمی دارند، اما متأسفانه به آنها توجه کافی نشده است.

وی با اشاره به پیامدهای احتمالی کنترل‌نشدن خشم گفت: اگر فردی نتواند خشم خود را از طریق مجراهای مناسب تخلیه و مدیریت کند، ممکن است این خشم در موقعیت‌های روزمره، مانند یک تصادف کوچک یا درگیری خیابانی، به رفتار خشونت‌آمیز منجر شود. برای مثال، ممکن است فردی که خشم خود را کنترل نکرده است، پس از یک تصادف کوچک با راننده یا رهگذری درگیر شود و به او آسیب برساند. چنین اتفاقی ممکن است به‌سادگی رخ دهد، اما پیامدهای آن می‌تواند بسیار جدی باشد.

این جامعه‌شناس تأکید کرد: ایجاد مجراهای کنترل و هدایت خشم، از جمله اتاق‌های خشم و فضاهایی که افراد می‌توانند در آنها هیجانات خود را به شکل کنترل‌شده تخلیه کنند، از اهمیت زیادی برخوردار است.

کردبچه در پایان گفت: تقویت نهادهای اجتماعی، فراهم کردن امکان مشارکت مردم در فعالیت‌های جمعی و ایجاد سازوکارهای مناسب برای کنترل و هدایت خشم، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به کاهش فشارهای اجتماعی و پیشگیری از بروز برخی رفتارهای خشونت‌آمیز کمک کند.

 



پایان خبر / رکنا / کدخبر 1250040

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *