بلاگ‌پارس

زمان پخش سریال زندگی مریخ از شبکه تماشا
خانه » اخبار » زمان پخش سریال زندگی مریخ از شبکه تماشا

زمان پخش سریال زندگی مریخ از شبکه تماشا

فهرست مطالب

سم تایلر با بازی جان سیم، کارآگاهی است که زندگی حرفه‌ای‌اش در سال ۲۰۰۶ جریان دارد. تصادفی که برای او اتفاق می‌افتد، همه‌چیز را تغییر می‌دهد. وقتی به هوش می‌آید، خود را در سال ۱۹۷۳ می‌بیند؛ دوره‌ای که نه با محیط زندگی‌اش آشناست و نه می‌تواند توضیحی برای حضورش در آن پیدا کند.

سم در این وضعیت، ناچار است به کار پلیسی ادامه دهد. پرونده‌هایی پیش روی او قرار می‌گیرند که باید آنها را بررسی کند، درحالی‌که هنوز نمی‌داند چه اتفاقی برای خودش افتاده است. او از یک طرف به دنبال سرنخ‌هایی برای حل پرونده‌هاست و از طرف دیگر، نشانه‌هایی را دنبال می‌کند که شاید بتوانند به پرسش اصلی‌اش پاسخ دهند.

این دو مسیر، در تمام داستان به یک اندازه پیش نمی‌روند. گاهی رسیدگی به یک پرونده بخش اصلی روایت را در اختیار می‌گیرد و گاهی وضعیت نامعلوم سم دوباره در مرکز توجه قرار می‌گیرد. با این حال، پرسش درباره علت حضور او در گذشته از بین نمی‌رود. مخاطب هم در جریان تحقیقات پلیسی با شخصیت اصلی همراه می‌شود و هم تلاش می‌کند از میان اتفاقات، توضیحی برای موقعیت غیرعادی او پیدا کند.

محیطی که قواعد خودش را دارد

بخش مهمی از داستان در اداره پلیسی می‌گذرد که سم پس از بیدار شدن در گذشته به آن ملحق می‌شود. او با محیطی روبه‌روست که در آن بسیاری از روش‌های مورد استفاده‌اش در سال ۲۰۰۶ جایگاه روشنی ندارند. همکاران تازه‌اش نیز نه از گذشته او خبر دارند و نه دلیلی می‌بینند که به برداشت‌ها و پیشنهادهایش اعتماد کنند.

سال ۱۹۷۳ در این مجموعه فقط پس‌زمینه‌ای برای بازسازی ظاهر یک دوره تاریخی نیست. تفاوت زمان‌ها در شیوه رسیدگی به پرونده‌ها، رابطه مأموران با یکدیگر و انتظاراتی که از یک کارآگاه دارند، خودش را نشان می‌دهد. سم با تجربه‌ای متعلق به آینده وارد اداره‌ای می‌شود که منطق کاری آن را نمی‌شناسد؛ در نتیجه، دانسته‌هایش همیشه به او کمک نمی‌کنند و گاهی فاصله‌اش با همکاران را بیشتر می‌کنند.

این انتخاب در پیشبرد داستان هم نقش دارد. اگر سم تنها به گذشته منتقل می‌شد و می‌توانست بدون مانع از روش‌های آشنای خود استفاده کند، بخش مهمی از تعارض‌های روایت از میان می‌رفت. او باید برای انجام وظایفش با شرایط تازه کنار بیاید، درحالی‌که هنوز نمی‌تواند درباره وضعیت شخصی خودش تصمیم روشنی بگیرد. مخاطبی که به بازنمایی دوره‌های تاریخی در سریال‌های تلویزیونی علاقه دارد، در این بخش با تصویری از تفاوت‌های فرهنگی و حرفه‌ای دو دوره روبه‌رو می‌شود؛ تفاوت‌هایی که در دل روابط و اتفاقات داستانی دیده می‌شوند، نه صرفاً در طراحی صحنه و لباس.

اختلافی که به پرونده‌ها کشیده می‌شود

یکی از محور‌های اصلی «زندگی در مریخ»، رابطه سم تایلر با جین هانت، رئیس اداره پلیس، است. هانت با بازی فیلیپ گلنیستر، در شیوه برخورد با پرونده‌ها و مأموران با سم تفاوت دارد. سم به روش‌های تحقیق و معیار‌هایی تکیه می‌کند که در زمان خودش به کار می‌آمده‌اند؛ هانت بیشتر به تجربه شخصی، غریزه و شیوه‌های جاافتاده در محیط کاری خود متکی است.

اختلاف این دو فقط به تفاوت شخصیت‌هایشان مربوط نمی‌شود. آنها از دو دوره و دو نگاه متفاوت به کار پلیسی می‌آیند و هرکدام تصور می‌کنند روش خودشان برای رسیدن به نتیجه مناسب‌تر است. سم نمی‌تواند به‌آسانی همکارانش را با شیوه‌های پیشنهادی‌اش همراه کند و هانت نیز قرار نیست صرفاً به دلیل حضور یک کارآگاه ناآشنا، قواعد کاری خود را تغییر دهد.

این تعارض، هم بر روند رسیدگی به پرونده‌ها اثر می‌گذارد و هم رابطه دو شخصیت را پیش می‌برد. در چنین شرایطی، سم برای حل مشکلات حرفه‌ای خود باید با هانت همکاری کند؛ کسی که در عین تفاوت‌های جدی با او، رئیس مستقیمش است. بازی جان سیم و فیلیپ گلنیستر نیز بخش مهمی از این رابطه را شکل می‌دهد. تقابل دو بازیگر، اختلاف میان دو روش کاری را در موقعیت‌های داستانی قابل مشاهده می‌کند و به تعارض‌های اداره پلیس محدود نمی‌ماند.

از این نظر، داستان سم فقط درباره کارآگاهی نیست که به زمان گذشته رفته است. او باید در محیطی که به آن تعلق ندارد، جایگاه حرفه‌ای خود را پیدا کند و در همان حال، با مسئله‌ای روبه‌رو بماند که هنوز توضیح روشنی برای آن ندارد.

زمان پخش سریال زندگی مریخ از شبکه تماشا

پرسشی که با حل هر پرونده کنار نمی‌رود

در یک سریال پلیسی متعارف، معمولاً پرونده‌ای مطرح می‌شود، سرنخ‌ها کنار هم قرار می‌گیرند و در پایان، تکلیف ماجرا روشن می‌شود. «زندگی در مریخ» از این الگو برای پیشبرد بخشی از داستان استفاده می‌کند، اما معمای اصلی آن به پایان یک پرونده وابسته نیست.

سم از همان ابتدا نمی‌داند چرا در سال ۱۹۷۳ بیدار شده است. احتمال سفر در زمان، وضعیت کما و این احتمال که تجربه‌های او توضیح دیگری داشته باشند، پرسش‌هایی هستند که ذهن او را درگیر می‌کنند. سریال پاسخ این پرسش را به‌سرعت در اختیار مخاطب نمی‌گذارد؛ به همین دلیل، تماشای آن تنها به دنبال کردن سرنخ‌های یک پرونده محدود نمی‌شود.

ابهام موجود در داستان، جایگاه اتفاقات را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. مخاطب باید تصمیم بگیرد تا چه اندازه تجربه سم را واقعی بداند و چگونه رفتار‌ها و نشانه‌هایی را که می‌بیند، تفسیر کند. با این حال، سریال همه جزئیات را به معمای ذهنی شخصیت اصلی تقلیل نمی‌دهد. پرونده‌های جنایی و رابطه سم با همکارانش همچنان بخش مهمی از روایت هستند و داستان شخصی او در کنار آنها پیش می‌رود.

برای مخاطبی که به سریال‌های معمایی علاقه دارد، این ساختار یک تفاوت مشخص ایجاد می‌کند: حل شدن یک پرونده لزوماً به معنای روشن شدن وضعیت شخصیت اصلی نیست. سم ممکن است در انجام وظیفه‌اش به نتیجه برسد، اما همچنان نداند چرا در این زمان و مکان قرار گرفته است. همین فاصله میان مسئله‌های حرفه‌ای و معمای شخصی، داستان را در طول قسمت‌ها دنبال‌کردنی نگه می‌دارد.

از ترانه دیوید بویی تا شکل‌گیری یک مجموعه دنباله‌دار

از اطلاعات موجود درباره این سریال می‌توان به پیشینه شکل‌گیری آن و ارتباط عنوانش با آثار دیوید بویی اشاره کرد. نام «زندگی در مریخ» از ترانه‌ای به همین نام از این خواننده و آهنگساز بریتانیایی گرفته شده که در بخش‌هایی از سریال نیز شنیده می‌شود. ایده اولیه مجموعه در سال ۱۹۹۸ شکل گرفت و سازندگان در مراحل ابتدایی، نام موقت «فورد گرانادا» را برای آن در نظر گرفته بودند؛ نامی برگرفته از یک مدل خودرو که در بریتانیای آن دوره شناخته‌شده بود. در ادامه، عنوان «زندگی در مریخ» جایگزین آن شد؛ نامی که با موقعیت غیرعادی شخصیت اصلی داستان نیز تناسب دارد.

نسخه اصلی بریتانیایی این مجموعه در دو فصل و مجموعاً ۱۶ قسمت ساخته شد و در سال ۲۰۰۶ جایزه امی بین‌المللی بهترین سریال درام را به دست آورد. موفقیت آن زمینه ساخت اقتباس‌هایی در کشور‌های دیگر را فراهم کرد. در بریتانیا نیز داستان با مجموعه «Ashes to Ashes» ادامه یافت؛ سریالی که جین هانت را در مرکز روایت خود قرار می‌دهد. عنوان این مجموعه هم از ترانه‌ای دیگر از دیوید بویی گرفته شده است. ادامه داستان با محوریت هانت، نشان می‌دهد که جهان پلیسی «زندگی در مریخ» به سرگذشت سم تایلر محدود نماند و امکان روایت داستانی دیگر را نیز فراهم کرد.

زندگی در مریخ

«زندگی در مریخ» برای چه مخاطبی مناسب است؟

اگر از یک سریال پلیسی انتظار دارید هر قسمت به پرونده‌ای مستقل اختصاص داشته باشد و در پایان همان قسمت همه‌چیز روشن شود، باید در نظر داشته باشید که «زندگی در مریخ» خط داستانی دیگری را هم دنبال می‌کند. پرونده‌های جنایی بخشی از روایت‌اند، اما وضعیت سم تایلر و تلاش او برای فهمیدن علت حضورش در سال ۱۹۷۳ در طول مجموعه ادامه دارد.

سریال برای مخاطبانی که علاوه بر روند کشف جرم، به شخصیت‌پردازی و معما‌های طولانی‌مدت علاقه دارند، زمینه بیشتری برای دنبال کردن داستان فراهم می‌کند. رابطه سم و هانت نیز از بخش‌های مهم مجموعه است؛ رابطه‌ای که اختلاف روش‌های کاری، تفاوت تجربه‌ها و دشواری همکاری دو شخصیت را به جریان اصلی روایت پیوند می‌دهد.

بازسازی منچستر دهه ۱۹۷۰ و تفاوت فضای کاری پلیس در دو دوره، بخش دیگری از داستان است. با این حال، نقطه شروع و پیگیری اصلی همچنان همان پرسش درباره سم تایلر باقی می‌ماند: او چگونه به گذشته آمده و چه توضیحی برای آنچه تجربه می‌کند، وجود دارد؟ سریال این پرسش را در کنار پرونده‌ها پیش می‌برد و از پاسخ دادن فوری به آن خودداری می‌کند. «زندگی در مریخ» پنجشنبه و جمعه ۲۳ و ۲۴ مهرماه، ساعت ۲۴، در باکس شبانه «سریال‌باز» شبکه تماشا روی آنتن می‌رود.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *