در روایتهای تاریخی مربوط به سرکوب لرستان در دوره رضاشاه، از کشتار، بازداشت و غارت گسترده اموال عشایر سخن گفته شده است. در این میان، نام سپهبد امیراحمدی، فرمانده نظامی آن دوره که به «قصاب لرستان» شهرت یافته، بیش از دیگران با این سرکوبها گره خورده است.
بر اساس مطالبی که کاوه بیات در کتاب «عملیات لرستان» آورده، امیراحمدی در سالهای ۱۳۰۳ تا ۱۳۰۶ فرمانده لشکر غرب کشور بود. در یکی از تلگرافهای او در سال ۱۳۰۳ درباره سرکوب لرها، بر درهم شکستن توان آنان تأکید شده و در سخنرانی دیگری نیز از «برانداختن نام لُر از صفحه لرستان» سخن گفته شده است.
اما یکی از تکاندهندهترین روایتها درباره رفتار نیروهای تحت فرمان او، در خاطرات قمرالملوک وزیری، خواننده مشهور آن دوران، نقل شده است.
قمرالملوک وزیری روایت کرده که امیراحمدی برای اجرای موسیقی، او و مرتضیخان نیداوود را به خانه خود دعوت کرده بود. پس از اجرای برنامه، امیراحمدی از پیشخدمتها خواست خورجینی را که از لرستان آورده بود، نزد او بیاورند.
به روایت وزیری، امیراحمدی از داخل خورجین یک جفت گوشواره بیرون آورد و یکی از آنها را در گوش او قرار داد. گوشواره دوم را نیز به او داد. زمانی که قمرالملوک وزیری نشست، متوجه شد تکهای سیاه و نرم به انتهای گوشواره آویزان است و دریافت که بخشی از نرمه گوش یک زن نیز همراه آن باقی مانده است.
این خاطره در کتاب «آوای مهربانی؛ یادواره قمرالملوک وزیری» نوشته زهره خالقی، صفحه ۲۳۸، نقل شده است.
روایتهای دیگری نیز درباره خشونت ارتش رضاشاه در لرستان ثبت شده است. ویلیام داگلاس، قاضی دادگاه عالی آمریکا که پس از سقوط رضاشاه به مناطق عشایری ایران سفر کرده بود، در کتاب «سرزمین شگفتانگیز و مردمی مهربان و دوستداشتنی» مشاهدات خود و روایتهای مردم منطقه را ثبت کرده است.
داگلاس در بخشی از کتاب، روایت پیرمردی لر از کشتار جوانان منطقه را نقل میکند و از خشونت شدید یکی از فرماندهان نظامی سخن میگوید. در این روایت، علاوه بر کشتار، از غارت دام، جواهرات، فرش، لباس و دیگر اموال مردم نیز صحبت شده است.
بر اساس این روایت، پس از کشتار، نیروهای ارتش اموال خانوادهها را جمعآوری کرده و با کامیون از منطقه خارج میکردند. داگلاس این مشاهدات را بهعنوان بخشی از خاطرات تلخ مردم عشایری لرستان ثبت کرده است.
اهمیت این روایتها تنها به شرح یک درگیری نظامی محدود نمیشود. آنچه در این خاطرات بازتاب یافته، تصویری از برخوردی گستردهتر با زندگی، دارایی و هویت عشایر لرستان است؛ موضوعی که آثار آن در حافظه تاریخی مردم منطقه برای سالها باقی ماند.
حتی سالها بعد، خاطرات مربوط به سپهبد امیراحمدی همچنان در لرستان زنده بود. هوشنگ امیراحمدی در گفتوگویی با حسین دهباشی نقل کرده است که هنگام فعالیت بهعنوان مهندس کشاورزی و حضور در منطقه لرستان، رئیس کارخانه قند به دلیل نام خانوادگی او به وی هشدار داده بود درباره نسبت فامیلی دور خود با سپهبد امیراحمدی صحبت نکند.
به گفته هوشنگ امیراحمدی، دلیل این هشدار آن بود که نام سپهبد امیراحمدی همچنان برای بخشی از مردم لرستان یادآور کشتار و سرکوب گسترده دوران رضاشاه بود.
روایت گوشوارهای که قمرالملوک وزیری از آن سخن گفته، در کنار دیگر خاطرات و اسناد تاریخی، تصویری دردناک از خشونتهایی ارائه میکند که در جریان سرکوب لرستان رخ داده است؛ روایتی که نشان میدهد زخمهای آن دوران تنها در میدانهای نبرد باقی نماند و برای دههها در حافظه مردم منطقه ادامه پیدا کرد.



پایان خبر / رکنا / کدخبر 1248565



