به گزارش گروه روانشناسی رکنا، در روزهای اخیر نیز گزارش های اقتصادی درباره وضعیت تولید و بازار خودرو دوباره توجه ها را به این بازار جلب کرده اند.اما پشت این عددها یک سوال روانشناسی عجیب وجود دارد:چرا قیمت یک ماشین می تواند حال روانی آدم را خراب کند؟ اگر فردا ماشین ات نصف قیمت شود، دقیقا چه چیزی را از دست داده ای؟ ماشین یا بخشی از تصویری را که از خودت ساخته ای؟ ماشین از یک وسیله به یک پیام تبدیل شده است در ساده ترین تعریف، خودرو وسیله ای برای جابه جایی است. اما در زندگی اجتماعی، اشیا فقط کاربرد ندارند؛ معنا هم دارند. لباس، خانه، ساعت، گوشی و خودرو می توانند بخشی از تصویری باشند که ما از خودمان به دیگران نشان می دهیم.خودرو ممکن است برای یک نفر نماد استقلال باشد، برای دیگری نشانه موفقیت، برای فردی دیگر نشانه امنیت و برای شخص دیگری فقط وسیله ای برای رفت و آمد.مشکل زمانی شروع می شود که ارزش روانی یک وسیله از کاربرد واقعی آن فاصله زیادی بگیرد.آن وقت دیگر فقط نمی گوییم: چه ماشینی دارم؟ ناخودآگاه می پرسیم: دیگران درباره من با دیدن این ماشین چه فکری می کنند؟
چرا مقایسه با ماشین بغل دستی اینقدر راحت اتفاق می افتد؟
انسان خودش را فقط با گذشته خودش مقایسه نمی کند؛ با دیگران هم مقایسه می کند. وقتی همسایه ماشین جدید می خرد، دوستمان خودرویش را عوض می کند یا در شبکه های اجتماعی تصاویر خودروهای گران قیمت را می بینیم، ممکن است معیار ذهنی ما برای وضعیت خوب تغییر کند.دیروز از ماشین خودمان راضی بودیم.امروز همان ماشین را داریم.اما ناگهان احساس می کنیم عقب مانده ایم.ماشین عوض نشده.معیار مقایسه ما عوض شده است.
خودرو چگونه وارد عزت نفس می شود؟
عزت نفس یعنی ارزیابی فرد از ارزشمندی خودش.طبیعی است که انسان از موفقیت هایش احساس خوبی بگیرد.اما اگر ارزشمندی شخصی بیش از حد به دارایی ها وابسته شود، تغییر ارزش دارایی می تواند روی احساس فرد نسبت به خودش هم اثر بگذارد.در این حالت، کاهش قیمت خودرو فقط یک زیان مالی تلقی نمی شود.ممکن است فرد احساس کند:من ضرر کردم .من عقب افتادم.من نتوانستم مثل بقیه پیشرفت کنم. دیگران از من جلو زدند. اینجا دیگر مسئله فقط اقتصاد نیست. اقتصاد وارد اتاق روان شده است.
چرا بعضی ها برای ماشین بیشتر از توان شان هزینه می کنند؟
یکی از پاسخ ها می تواند فشار مقایسه اجتماعی باشد.وقتی فرد احساس کند دیگران در حال پیشرفت هستند، ممکن است برای حفظ تصویر اجتماعی خود، تصمیم هایی بگیرد که از نظر مالی برایش منطقی نیست. گاهی خرید فقط برای رفع یک نیاز انجام نمی شود. برای رفع یک احساس انجام می شود: احساس عقب ماندن. احساس کمبود. احساس دیده نشدن یا حتی احساس من هم باید داشته باشم.
در این شرایط، خرید خودرو می تواند تبدیل شود به یک راه موقت برای ترمیم حال روانی اما اگر مشکل اصلی احساس کم ارزشی یا مقایسه اجتماعی باشد، خودرو فقط برای مدتی آن را می پوشاند. چون همیشه یک مدل گران تر وجود دارد.

خطرناک ترین رقیب شما ممکن است ماشین همسایه نباشد؛ اینستاگرام باشد
قبلا مقایسه ما بیشتر با آدم های اطرافمان بود.امروز ممکن است با هزاران نفر مقایسه شویم. شبکه های اجتماعی معمولا بخش انتخاب شده زندگی افراد را به ما نشان می دهند؛ خانه بهتر، سفر بهتر، ماشین بهتر و خرید بهتر. ما اما پشت صحنه را نمی بینیم. ممکن است خودرو متعلق به فرد دیگری باشد، اجاره شده باشد، با وام سنگین خریداری شده باشد یا بخش بزرگی از درآمد او را ببلعد اما مغز ما فقط تصویر را می بیند. بعد زندگی واقعی خودمان را با ویترین زندگی دیگران مقایسه می کنیم و نتیجه؟ احساس می کنیم همه جلو افتاده اند، جز ما.
ماشین می تواند احساس امنیت هم باشد
البته همه چیز به نمایش و منزلت اجتماعی مربوط نیست.برای بسیاری از افراد، خودرو با امنیت، استقلال و کنترل گره خورده است؛ به ویژه در خانواده هایی که حمل ونقل عمومی دشوار است یا فرد به دلیل شرایط جسمی یا خانوادگی به خودرو وابستگی بیشتری دارد.در چنین شرایطی، داشتن یک خودرو مناسب فقط یک انتخاب مصرفی نیست.می تواند بخشی از احساس استقلال فرد باشد.به همین دلیل، نمی توان گفت علاقه به خودرو همیشه ناشی از چشم و همچشمی است. مسئله این است که بفهمیم برای من، خودرو دقیقا چه معنایی دارد؟
اگر ماشین ات فردا ارزان شود، کدام قسمت تو ارزان شده است؟
این سوال شاید کمی بی رحمانه باشد، اما از نظر روانشناختی مهم است. فرض کنید ارزش خودروی شما ناگهان ۳۰ درصد کاهش پیدا کند. دارایی مالی شما کاهش پیدا کرده است. اما آیا ارزش شخصی شما هم کاهش پیدا کرده؟ اگر پاسخ در ذهن شما بله است، شاید بخشی از هویت شما بیش از اندازه به دارایی گره خورده باشد.
البته این به معنای بی اهمیت بودن پول نیست. ضرر مالی واقعا می تواند اضطراب ایجاد کند اما باید میان زیان اقتصادی و زیان به ارزشمندی خود تفاوت بگذاریم.

نگاه روانشناختی دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی و استاد دانشگاه
خودرو زمانی از یک وسیله به مسئله روانشناختی تبدیل می شود که ارزش آن فقط با نیاز واقعی ما سنجیده نشود و به معیار ارزشمندی، موفقیت یا جایگاه اجتماعی تبدیل شود.
در این شرایط، فرد ممکن است دائما خودش را با دیگران مقایسه کند و احساس کند هرچه دارد کافی نیست. اما مسئله مهم تر این است که معیار کافی بودن مدام حرکت می کند.امروز یک خودرو برای فرد نشانه موفقیت است.فردا مدل بالاتر می آید پس از آن شاسی بلند بهتر. بعد خودروی خارجی و این مسابقه پایانی ندارد.
اگر آرامش ما به این وابسته باشد که از نفر بعدی جلوتر باشیم، آرامش عملا به چیزی تبدیل می شود که همیشه یک قدم از ما جلوتر است.
قبل از خرید خودرو یک سوال روانشناسی بپرسید
قبل از اینکه بپرسید: کدام ماشین بهتر است؟
یک سوال دیگر بپرسید: من این ماشین را برای زندگی خودم می خواهم یا برای تصویری که می خواهم دیگران از من داشته باشند؟
اگر پاسخ اول باشد، احتمالا انتخاب شما بیشتر بر اساس نیاز، توان مالی، ایمنی و کیفیت خواهد بود. اگر پاسخ دوم باشد، شاید بخشی از تصمیم شما را مقایسه اجتماعی هدایت می کند و این دو انتخاب ممکن است ظاهرا یکسان باشند، اما از نظر روانشناختی کاملا متفاوت اند.
در ایران، خودرو فقط خودرو نیست. برای یک نفر ابزار زندگی است. برای دیگری سرمایه است. برای یکی نشانه استقلال. برای دیگری نماد موفقیتو برای فردی دیگر شاید تبدیل شده باشد به ترازویی که هر روز خودش را با آن وزن می کند.
اما یک نکته را نباید فراموش کرد: قیمت ماشین می تواند بالا و پایین شود؛ ارزش انسان نباید همراه آن بالا و پایین شود.
شاید بد نباشد دفعه بعد که قیمت خودرویی را دیدیم، فقط حساب بانکی مان را بررسی نکنیم. یک لحظه هم از خودمان بپرسیم: من واقعا ماشین می خواهم، یا احساسی را که فکر می کنم ماشین به من می دهد؟
منابع:
Festinger, L. (1954). A theory of social comparison processes. Human Relations, 7(2), 117–140
Tajfel, H., & Turner, J. C. (1986). The social identity theory of intergroup behavior. In S. Worchel & W. G. Austin (Eds.), Psychology of Intergroup Relations (pp. 7–24). Chicago: Nelson-Hall
Belk, R. W. (1988). Possessions and the extended self. Journal of Consumer Research, 15(2), 139–168
Dittmar, H. (2008). Consumer Culture, Identity and Well-Being: The Search for the “Good Life” and the “Body Perfect”. Hove, UK: Psychology Press
Kasser, T. (2002). The High Price of Materialism. Cambridge, MA: MIT Press
پایان خبر / رکنا / کدخبر 1248329



