به گزارش گروه روانشناسی رکنا، داستان سریال درباره نوروز، نقاش جوانی با بازی علی شادمان است که به دختری کولی و فالگیر دل می بندد. این رابطه در بستر جامعه ای شکل می گیرد که مناسبات قدرت و محدودیت های اجتماعی می توانند سرنوشت افراد را تحت تأثیر قرار دهند. رابطه عاشقانه این دو، بتدریج با تهدیدهایی روبرو می شود که از دنیای شخصی آنها فراتر می رود.
در چنین داستانی، عشق تنها یک احساس خوشایند نیست؛ بلکه می تواند به موقعیتی تبدیل شود که شخصیت ها ناچار شوند میان امنیت و خواسته قلبی خود انتخاب کنند.
از منظر روانشناسی، یکی از پرسشهای مهم این است که انسان در موقعیت تهدید چه چیزی را از دست دادنی تر می بیند: امنیت خود را یا رابطه ای را که به زندگی اش معنا داده است؟
البته پاسخ این پرسش برای همه افراد یکسان نیست. تجربه های گذشته، میزان استقلال فردی، شرایط اجتماعی و برداشت هر شخص از خطر می توانند بر تصمیم او اثر بگذارند.
![]()
چرا بعضی عشق ها به انتخاب های پرخطر منتهی می شوند؟
در روایت های عاشقانه، گاهی شخصیت ها برای حفظ رابطه ای عاطفی حاضر می شوند هزینه هایی بپردازند که از نگاه دیگران غیرمنطقی به نظر می رسد اما آیا این رفتار همیشه نشانه عشق عمیق است؟
از دیدگاه روانشناسی، تصمیم های عاطفی حاصل یک عامل واحد نیستند. دلبستگی، ترس از جدایی، ارزش های شخصی، امید به آینده و حتی شرایطی که فرد در آن گرفتار شده است، می توانند در انتخاب او نقش داشته باشند برای مثال اگر شخصیت نوروز میان ادامه رابطه و تسلیم شدن در برابر قدرت حاکم قرار بگیرد، پرسش فقط این نیست که او چقدر عاشق است؛ بلکه باید دید چه چیزی را در معرض ازدست دادن می بیند و چه میزان از اختیار خود را برای تصمیم گیری حفظ کرده است.
در عین حال، نباید هر انتخاب پرخطری را نشانه عشق سالم یا هر تصمیم برای عقب نشینی را نشانه ضعف عاطفی دانست. گاهی فاصله گرفتن از یک موقعیت خطرناک، تصمیمی برای حفظ جان و آینده است و گاهی ایستادگی، بیانگر پایبندی به ارزش هایی است که فرد حاضر نیست از آنها عبور کند.
![]()
وقتی قدرت می خواهد برای احساسات انسان تصمیم بگیرد
یکی از لایه های قابل تأمل داستان، برخورد خواسته های فردی با قدرت حاکم است. هنگامی که یک رابطه عاطفی به دلیل مخالفت یک صاحب قدرت تهدید می شود، مسئله دیگر فقط اختلاف میان دو نفر نیست؛ پای اختیار، امنیت و حق انتخاب نیز به میان می آید.
از منظر روانشناسی اجتماعی، محدودکردن آزادی فرد میتواند واکنش های متفاوتی ایجاد کند. بعضی افراد برای کاهش خطر عقب نشینی می کنند، بعضی به دنبال راههای پنهانی برای حفظ خواسته خود می روند و بعضی دیگر در برابر محدودیت مقاومت می کنند.
یکی از مفاهیم مرتبط با این وضعیت، واکنش روانی به محدودیت آزادی است؛ پدیده ای که در آن، فرد وقتی احساس می کند اختیار انتخاب از او گرفته شده است، ممکن است انگیزه بیشتری برای بازپس گرفتن آزادی خود پیدا کند.
با این حال، این واکنش در همه افراد یکسان نیست و نمی توان صرفاً از روی مقاومت یک شخصیت نتیجه گرفت که او ویژگی روانشناختی مشخصی دارد.
آیا عشق می تواند هویت انسان را تغییر دهد؟
نوروز بهعنوان یک نقاش جوان، فقط با یک رابطه عاطفی روبرو نیست؛ موقعیت های دشوار می توانند او را با پرسش هایی درباره هویت و ارزش هایش نیز مواجه کنند.
آیا انسان در شرایط بحرانی همان کسی باقی می ماند که پیش از بحران بوده است؟ آیا برای حفظ کسی که دوستش دارد، حاضر می شود از اصول خود عبور کند؟ و اگر چنین کند، پس از پایان بحران چگونه با انتخاب هایش کنار خواهد آمد؟
این پرسش ها به موضوعی مهم در روانشناسی مربوط می شوند: تعارض میان ارزش های شخصی و رفتارهایی که شرایط دشوار به انسان تحمیل می کنند.
گاهی بحران، باورهای فرد را تقویت و گاهی او را وادار می کند درباره تصمیم های گذشته اش تجدیدنظر کند بنابراین، بحران لزوماً انسان را قوی تر نمی کند؛ ممکن است او را آسیب پذیرتر کند، دیدگاهش را تغییر دهد یا به بازتعریف اولویت های زندگی اش بینجامد.
چرا داستان های تاریخی هنوز برای روان انسان جذابند؟
فاصله تاریخی مخاطب با دوره قاجار به این معنا نیست که تعارض های شخصیت های آن دوران برای انسان امروز بیگانه اند. مناسبات قدرت ممکن است تغییر کرده باشند، اما پرسش هایی مانند ترس از طردشدن، نیاز به تعلق، میل به استقلال و دشواری انتخاب در شرایط تهدید همچنان برای انسان معاصر قابلدرک اند.
البته نباید شرایط اجتماعی و روانی انسان در دوره قاجار را بدون شواهد تاریخی با زندگی امروز یکسان دانست. آنچه امکان مقایسه را فراهم می کند، پرسش های انسانی مشترک است، نه یکسان بودن تجربه ها و شرایط زندگی.
پارسا پیروزفر و انتظاری که از یک درام تاریخی میرود
حضور پارسا پیروزفر در کنار علی شادمان، ندا جبرائیلی، پردیس پورعابدینی و رضا بهبودی از ویژگی های قابل توجه این مجموعه است. آیدا پناهنده کارگردانی سریال را بر عهده دارد و فیلمنامه با همکاری ارسلان امیری نوشته شده است.
«سرخ و سیاه» در نهمین دوره جشنواره بین المللی سریال کن در سال ۲۰۲۶ نیز حضور داشت و دو قسمت نخست آن در این رویداد به نمایش درآمد. با انتشار تیزر، اکنون می توان درباره ظرفیت های داستانی و روانشناختی مجموعه پرسش هایی مطرح کرد؛ اما قضاوت درباره عمق شخصیت پردازی، باورپذیری واکنش های عاطفی و کیفیت روایت، به تماشای قسمت های کامل نیاز دارد.
پرسش مهمی که این داستان پیش روی مخاطب میگذارد، این است: وقتی دوست داشتن یک نفر با امنیت، آزادی و حتی بقای انسان در تعارض قرار می گیرد، انتخاب نهایی تا چه اندازه از عشق تأثیر می پذیرد و تا چه اندازه از ترس؟
پاسخ این پرسش می تواند نقطه شروعی برای تماشای روانشناختی «سرخ و سیاه» باشد؛ روایتی که ظرفیت دارد مخاطب را نهفقط با سرنوشت شخصیت ها، بلکه با سازوکار تصمیم گیری انسان در شرایط دشوار روبرو کند.
درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید.
پایان خبر / رکنا / کدخبر 1258478

