
رویداد۲۴| یک ساعت پیش از شروع بازی ملوان مقابل تراکتور در ورزشگاه سیروس قایقران یا همان سن سیروس ویدئوهای مربوط به درگیری و فحاشی روی سکوها در فضای رسانهای منتشر شد و دقایقی بعد خبر رسید محمدرضا زنوزی مالک تراکتور که در عمان به سر میبرد دستور داده -به دلیل آنچه خودش توهینهای نژادپرستانه عنوان کرد- تراکتور بازی نکند. در نهایت ساعت ۵ یعنی ساعت شروع مسابقه تراکتور در مراسم آغازین بازی حاضر شد، اما قبل از سوت شروع مسابقه زمین را ترک کرد تا یکی از جنجالیترین اتفاقات چند سال اخیر فوتبال ایران رقم بخورد.
تراکتور و ملوان هر دو مدعی
به صورت خلاصه ملوانیها میگویند شجاع خلیل زاده در هنگام تمرین پیش از شروع بازی دوباره اقدام به «کشاله نمایی» مقابل انزلی چیها کرده و این جو سکوها را به هم ریخته است.
همچنین ملوان در پاسخ به اتهام توهین نژادپرستانه ویدئویی منتشر کرد که نشان میدهد تراکتوریهای حاضر در ورزشگاه شعار «آستارا و حیران؛ متعلق به آذربایجان» سر میدهند! و توضیح داد که رسانه قصد وارونه نمایی واقعیت را دارد. یعنی ابتدا این تراکتوریها بودند که پای مسائل نژادی و قومی قبلیهای را به این مسابقه فوتبال باز کردند. آستارا و حیران غربیترین شهرهای استان گیلان با مردمانی اغلب ترک زبان هستند.
در سمت مقابل تراکتور میگوید ملوانیها از همان لحظات آغازین ورود بازیکنان تراکتور به زمین شعارهای قومیتی و نژادپرستانه را آغاز و به بازیکنان تراکتور فحاشی کردند و از آنجایی که تعدادشان بیشتر از تراکتوریها بود شعارهاشان فضای غالب ورزشگاه را تحت تاثیر قرار داد. مدیران تراکتور با استناد به اظهارات پیشین مهدی تاج که گفته بود در صورتی که در ورزشگاه شعار نژادپرستانه سر داده شود بازی سه هیچ میشود اقدام به ترک ورزشگاه کردند.
پس از این اتفاق گروههای مختلف سیاسی، فرهنگی، ورزشی و هواداران در شبکههای اجتماعی به این موضوع واکنش نشان دادند. از جمله نمایندگان مجلس، استانداران، مدیران ورزشی و ورزشکاران، وزارت ورزش و جوانان و…
بیشتر بخوانید: بیانیه تند تراکتور پس از لغو بازی با ملوان؛ کرامت انسانی مهمتر از قهرمانی است
حال همه منتظر تصمیم نهایی کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال هستند که باید بر اساس گزارش ناظر و داور بازی نتیجه مسابقه را اعلام کند. نتیجهای که هر چه باشد یک جنجال بزرگ در ادامه خواهد داشت چرا که هر دو مالک باشگاه تراکتور و ملوان تاکید کردهاند در صورتی که رای به ضرر آنها شود تیم را از لیگ بیرون میکشند. فارغ از بحث نتیجه، اما اتفاق رخ داده فضای بسیار مبهمی را در فوتبال کشور ایجاد کرده است.
تراکتور پای ثابت جنجالها
اگر در گول سرچ کنید جنجال تراکتور به صورت خودکار چندین مورد اصطلاحا به شما ساجست میشود. جنجال تراکتور-پرسپولیس، جنجال تراکتور-چادرملو، جنجال تراکتور-خیبر، جنجال تراکتور-سپاهان، جنجال تراکتور-گل گهر و… کمتر تیم دارای هواداری در ایران هست که برگزاری بازی اش مقابل تراکتور دست کم یک بار به جنجال کشیده نشده باشد. این به معنای مقصر بودن تراکتور، بازیکنان این تیم یا پرشورها نیست، اما نشانهای قابل اعتنا و سر نخی مهم برای پیگیری موضوعات مرتبط با جو مسموم هواداری در فوتبال ایران است.
این جنجالها گاهی به خاطر حضور برخی بازیکنان نظیر شجاع خلیل زاده یا علیرضا بیرانوند بوده که با رفتار خود هواداران را تحریک کردهاند، گاهی به خاطر شعارهای هواداران دو تیم بوده، گاهی تصمیمات عجیب و غریب فدراسیون فوتبال که حس تبعیض به جامعه فوتبال تزریق کرده این فضا را شکل داده و گاهی هم فضای پرتنش کشور به روی سکوها کشیده شده است.
نکته بسیار مهم اینکه نشانههای بروز چنین شرایطی از سالها پیش در فوتبال کشور دیده شده بود و کارشناسان و رسانهها نسبت به آن هشدار داده بودند، اما یا مورد توجه قرار نگرفتند یا به شیوهای دیگر تفسیر شدند تا کار به اینجا بکشد.
نژادپرستی یا توهین قومیتی؟
واژه نژادپرستی چند سالی است وارد ادبیات فوتبال ایران شده و اغلب هنگامی به کار برده میشود که تیمی منتسب به یک قومیت در استادیوم مورد فحاشی هواداران تیم رقیب قرار میگیرد. با این حال نباید فراموش کرد نژادپرستی به آن مفهوم تاریخی در اینجا چندان کاربرد ندارد. به بیان دیگر توهینهای قومیتی که اغلب سطحی و به خاطر کل کل و کری خوانی انجام میشود با نژادپرستی متفاوت است. البته هستند گروههای کوچکی که قومیت خود را در قالب نژاد و ملیت جا میزنند و توهینها را در دسته بندی نژادپرستی قرار میدهند، اما در یک نگاه کلی نژادپرستی با آن پیشینه تاریخی در ایران موضوعیت ندارد.
بیشتر بخوانید: مالک ملوان علیه تراکتور موضع گرفت؛ اگر قدرت جای قانون را بگیرد، کنار میروم
توجه به این نکته از آنجایی حائز اهمیت است که نحوه مواجهه با مساله را مشخص میکند.
اگر به خاطر مقداری شعار و توهین روی سکوها چنین تصور شود که در حال حاضر مردم استانهای مختلف کشور نزاع دارند و خودشان را مقابل دیگری نژاد برتر میدانند نوع برخورد به یک شکل خواهد بود و اگر بپذیریم این درگیریها ریشههای متفاوتی دارد و گرچه بزرگ و مهم، اما سطحی است وضعیت جور دیگری پیش خواهد رفت.
در همین مورد اخیر بازی ملوان -تراکتور برخی هواداران تراکتور شعار «حیران-آستارا» متعلق به آذربایجان سر دادند که شاید در نگاه اول یک مناقشه مرزی بزرگ مثل آنچه بین روسیه و اوکراین سر کریمه جریان دارد به نظر برسد، اما واقعیت این است که در داخل مرزهای یک کشور و در رابطه با مرزهای استانها چنین بحثی کاملا بی معناست. امکان دارد عدهای تصور کنند که اگر فلان شهر در فلان استان قرار بگیرد میتواند شرایط بهتری از لحاظ رسیدگی و بودجه داشته باشد، اما اینکه گفته شود فلان شهر باید متعلق به فلان استان باشد انگار که آن منطقه تصرف شده خنده دار است. حتی بعید به نظر میرسد که عموم مردم استانهای آذربایجان غربی و شرقی و اردبیل به این موضوع فکر کرده باشند که باید آستارا و حیران را از گیلان پس بگیرند!
در عمل به انسجام ملی پایبند باشیم
در دهه هفتاد و هشتاد تراکتور یک تیم دوست داشتنی برای عموم مردم ایران به حساب میآمد که کارش بازیکن دادن به تیمهای بزرگ بود. تیمی که هیچ وقت مدعی کسب جام و قهرمانی نبود و برای همین هواداران تیمهای مختلف مشکلی با تی تیها که خودشان اغلب طرفدار تیمهای پرسپولیس و استقلال بودند نداشتند. با این حال از زمانی که تصمیم گرفته شد تراکتور تبدیل به تیمی مدعی شود و هزینههای قابل توجهی هم در این باشگاه انجام شد، اوضاع تغییر کرد. تراکتور دیگر آن تیم نایسی که قرار بود صرفا حضور داشته باشد تا چرخ لیگ بچرخد نبود. آنها با ادعای داشتن بیشترین هوادار در ایران و کسب جام در لیگ حاضر شدند. در این شرایط شکل گیری تقابلهای هواداری امری طبیعی بود.
با این حال همزمان با بزرگتر شدن باشگاه گروههای کوچک پان ترک و تجزیه طلب خودشان را بین هواداران این تیم جا دادند و با هیاهوی زیاد و فعالیت پرسروصدا در فضای مجازی تلاش کردند تراکتور را تبدیل به یک نماد سیاسی کنند که البته ناموفق ماندند. با این حال رگههایی از این نوع فعالیتها در اتفاقات رخ داده روی سکوهای استادیومها دیده میشود که باید به شدت رصد شوند.
از طرف دیگر مجموعه بیانیههایی که تا به امروز از سوی مالک فعلی باشگاه تراکتور منتشر شده فضا را به سمت تنش سوق داده است. محمدرضا زنوزی معمولا تصویری متفاوت از آنچه واقعا جریان دارد ترسیم میکند. اینکه تراکتور به واسطه دوری از مرکز مورد تبعیض فدراسیون فوتبال و دستگاههای مختلف قرار میگیرد روی رفتار هواداران این تیم تاثیر منفی گذاشته است. این در حالی است که بررسی پروندههای چند سال گذشته فوتبال نشان میدهد تراکتور به اندازه سایر تیمها و حتی گاهی بیشتر از ساختار فشل فدراسیون بهره برده است. نمونه بارزش پرونده علیرضا بیرانوند که آن حواشی را به دنبال داشت.
در آخرین بیانیه تراکتور پیرامون مسائل اخیر روی وحدت و انسجام ملی تاکید شده که اتفاقا امر بسیار مهمی در شرایط فعلی به شمار میرود. اما صرف گفتن این جملات به تنهایی کافی نیست. وقتی مدیران تراکتور مدام از تبعیض سیستماتیک علیه تیمشان میگویند هوادار تصور میکند باید برای احقاق حق تیم محبوبش با همه وارد درگیری شود.
فدراسیون کجاست؟
بین همه این توضیحات و تفسیرهای مختلف نباید فراموش کرد یکی از مقصرین اصلی بروز چنین اتفاقاتی فدراسیون فوتبال و شخص مهدی تاج به عنوان متولی فوتبال در کشور است. محموعه رفتارهای فدراسیون و تصمیمات مدیران آن فضایی به وجود آورده که فوتبال از یک سرگرمی تبدیل به سوهان روح شده است. هر هفته جنجال، هر هفته درگیری، هر هفته بیانیه و تنش. فدراسیون از یک طرف با انبوه پروندههای قضایی خودش طرف است و از طرف دیگر با ناکارآمدی مدیرانی که نمیتوانند فضایی مناسب برای برگزاری مسابقات لیگ فراهم کنند. ارکان قضایی فدراسیون که در سالهای گذشته با احکام جنجالی بنزین روی آتش ریختند هم در بروز این وضعیت نقش دارند.
در مورد اخیر فدراسیون فوتبال حتما سعی خواهد کرد با فرافکنی و طرح مسائل غیر فوتبالی خودش را تبرئه کند، اما هیچ کس نمیپذیرد در چنین موقعیتی متولی اصلی فوتبال هیچ کاره بوده باشد.
در روزهای آینده فدراسیون باید تصمیمی درست و شجاعانه بر اساس مستندات اتفاقات رخ داده بگیرد. هرگونه قصور و مصلحت اندیشی تبعات بسیار بزرگ تری در سالهای آینده خواهد داشت. کما اینکه تصمیمات اشتباه سالیان گذشته کار را به اینجا کشانده است. همه امیدواریم با متخلفین این جنجال چه هواداران ملوان باشند، چه هواداران تراکتور، چه بازیکنان و مدیران دو تیم طبق قانون برخورد صورت بگیرد.





