رویداد۲۴ | مازیار وکیلی: در کشوری که صندلیهای مدیریت ورزشی در آن لرزان است و کمتر پیش میآید رئیس فدراسیونی بتواند بیش از چهار یا پنج سال بر صندلی فدراسیون تکیه بزند، احمد ناطق نوری با توجه به روابط گستردهای که داشت، توانست در این رشته ورزشی بیستوهشت سال دوام بیاورد.
ارزیابی عملکرد او در فدراسیون بوکس ما را به این نتیجه میرساند که این رشته ورزشی، برخلاف رشتههایی مانند کاراته، تکواندو و وزنهبرداری، جزو رشتههای ورزشی پرافتخار و مدالآور ایران نبوده است. اما اگر بخواهیم نگاهی منصفانه به عملکرد ناطق نوری بیندازیم، باید بگوییم مهمترین خدمت او احیای این رشته ورزشی در دورانی بود که بوکس یک حرام شرعی به حساب میآمد.
حالا که احمد ناطق نوری درگذشته و دیگر بین ما نیست، میتوان نگاهی موشکافانه داشت به کارنامه سیاسی و ورزشی او؛ کارنامه سیاسی و ورزشی مردی که در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت سیاسی را با هیئتهای مؤتلفه آغاز کرد و دست روزگار او را به صندلی یکی از خشنترین رشتههای ورزشی، یعنی بوکس، رساند.
احمد ناطق نوری کیست؟ و چگونه توانست بوکس را در ایران احیا کند؟
بیشتر بخوانید:
قهر ۲۳ ساله ناطقنوری
معنای بازگشت شیخ نور به جامعه روحانیت مبارز چیست؟/ ناطق نوری محور ائتلاف موتلفه و اعتدالیون
احمد ناطق نوری، برادر بزرگتر علیاکبر ناطق نوری، متولد سال ۱۳۱۶ در مازندران است. آنطور که خود ناطق نوری روایت میکند، فعالیت سیاسی را از همان دوران نوجوانی و از سال ۱۳۳۱ آغاز کرده بود:
«پدرم در کارهای سیاسی تحت تأثیر شهید مدرس قرار گرفته و باعث جذب ایشان و معالاً اثرات آن در خانواده، بهویژه در ما اخوان، پدیدار شد، بارقه سیاسی ما نوعی ژنتیکی است. لذا در سال ۱۳۳۱ که اوج درگیریهای مردمی با حکومت بود، در ۳۰ تیر اینجانب در دوران نوجوانی در میان معرکه قرار گرفتم و مبارزات آیتالله کاشانی را ستوده و از ایشان پیروی مینمودم.»
از سال ۱۳۴۰ و در پی فوت آیتالله بروجردی، احمد ناطق نوری به یکی از هواداران پروپاقرص آیتالله خمینی تبدیل و به هیئت مؤتلفه اسلامی، یکی از مهمترین و قدیمیترین احزاب محافظهکار ایرانی، میپیوندد. ناطق نوری جزو گروه اجرایی و نظامی مؤتلفه اسلامی بود که بارها توسط ساواک دستگیر شد و به زندان افتاد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، احمد ناطق نوری بعد از شهادت برادرش، عباسعلی ناطق نوری، در انتخابات میاندورهای مجلس اول جایگزین او در حوزه نور و محمودآباد شد.
اینکه چه شد که رشته ورزشی بوکس در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی بهتدریج به محاق رفت، یکی از همان رازهای مگوی دهه شصت است. برخی رسانهها مانند جهاننیوز که نزدیک به علیرضا زاکانی است، اعتقاد دارند که این رشته ورزشی با فتوا و دستور آیتالله منتظری حرام شده بود.
اما بازگشایی این رشته ورزشی با نوشتن طوماری از سوی هواداران این رشته ورزشی به رئیس مجلس وقت، یعنی آیتالله هاشمی رفسنجانی، آغاز شد. آیتالله هاشمی هم موضوع را به رئیس وقت سازمان تربیت بدنی، یعنی حسن غفوریفرد، ارجاع داد. غفوریفرد هم ناطق نوری را به هتل هویزه دعوت کرد و از او خواست رشته بوکس را راه بیندازد.
شرط ناطق نوری هم این بود اول اجازه این کار را از علما بگیرند. در گام اول، ناطق نوری سراغ آیتالله گلپایگانی، یکی از مراجع تقلید، میرود. خود ناطق نوری ماجرای ملاقات با آیتالله گلپایگانی را اینطور روایت میکند:
«در اولین قدم خدمت آیتالله گلپایگانی رفتیم و گفتیم این دستکش و کلاه ماست و هیچ حادثهای هم در این رشته رخ نداده. ایشان دستی به دستکش و کلاه زدند و دعایی کردند و چیزی نگفتند. آقازاده ایشان گفتند بالاخره بوکس حرام است. من هم گفتم شما که مجتهد نیستی، مجتهد پدر شماست. ایشان هم نفرمودند بوکس حرام است. این را جلوی خود آیتالله گلپایگانی گفتم.»
ناطِق نوری برای بازگشایی بوکس سراغ آیتالله اراکی هم رفت. ناطق نوری ملاقات با ایشان را اینطور روایت میکند:
«بعد رفتیم خدمت مرحوم اراکی. ایشان هم دعا کردند و بعدترها کسی به ایشان نامهای نوشت که در این رشته دندان و فک میشکنند که ایشان در توضیحالمسائل پاسخ دادند جزء مسابقه است و طرف چون راضی است، هیچ مشکلی ندارد. از آنجا ما وارد عرصه بوکس و راهاندازی مجدد آن شدیم.»
ناطِق نوری خاطره جالبی هم از آیتالله جنتی و مشتزنی او در حضور ناطق نوری روایت میکند:
«خدمت آیتالله جنتی هم رسیدیم. دستکش بوکس را به آنجا بردم. ایشان هم دستکش را دستش کرد و یکی به خودش زد و گفت این که به من پیرمرد هم بخورد طوری نمیشود. این دقیقاً جمله آیتالله جنتی بود. ایشان هم مخالفتی با بوکس نداشتند.»
و با این تلاشها بود که بوکس مجدداً در ایران راه افتاد.
مصائب راهاندازی یک رشته ورزشی از نقطه صفر
بعد از تعطیلی رشته بوکس در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بسیاری از داشتهها و زیرساختهای این رشته ورزشی در ده سال به محاق رفتن این رشته ورزشی از بین رفت. بوکس در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران یکی از رشتههای پرطرفدار ورزشی و دارای امکانات و سالنهای متعدد بود؛ امکاناتی که در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی از بین رفت.
خود ناطق نوری درباره روزی که حکم ریاست فدراسیون بوکس را گرفت، میگوید:
«روزی که فدراسیون بوکس را تحویل گرفتم، در واقع تنها یک حکم تحویل گرفتم و یک کیف سامسونت که در عقب ماشین بود. در دوران پیش از انقلاب، بوکس از سالنهای اختصاصی متعددی در سطح کشور برخوردار بود و همچنین تعداد قابلتوجهی رینگ در اختیار داشتیم که پس از انقلاب، سالنها به فدراسیونهای دیگر اختصاص یافت و رینگهای بوکس نیز متلاشی شد. در تهران ساختمان فدراسیون بوکس که آرم فدراسیون در بالای سردر آن مخدوش شده و سالن مشتزنی مجموعه ورزشی شیرودی نیز به فدراسیون جانبازان و معلولان واگذار شده بود که با پیگیریهای انجامشده، توانستیم سالن شیرودی را تحویل بگیریم، اما با توجه به آنکه جانبازان از نیروهای ارزشی هستند، در خصوص محل فدراسیون چندان پیگیری نکردیم. در ابتدا سالنی را که تحویل گرفتیم و تقریباً مخروبه بود، بازسازی کردیم و با توجه به آنکه بودجهای نداشتیم، مجموعه اداری را با کمکهای مردم و هزینههای شخصی بازسازی کردیم.»
با این توضیحات متوجه میشویم که ناطق نوری چه کار سختی برای بازسازی رشته بوکس در ایران داشته و با همت و تلاش زیاد توانسته این رشته ورزشی را از صفر احیا و بازسازی کند.
محمدعلی کلی در ایران
بیشتر بخوانید: کلی فرستاده آمریکا به ایران نبود/ بانوان بهزودی به روی رینگهای بوکس میروند

یکی از اتفاقات جالبتوجه دوران ریاست فدراسیون احمد ناطق نوری، حضور بوکسور افسانهای و مسلمان آمریکایی، محمدعلی کلی، در ایران بود. ناطق نوری در سال ۱۳۷۲ از محمدعلی کلی، بوکسور افسانهای آمریکا که مسلمان شده بود، دعوت کرد تا به ایران بیاید. دعوتی که توسط کلی قبول شد و به سفری ۴۵ روزه و خاطرهانگیز بدل شد.

کلی در مدت اقامتش در ایران سفرهایی کوتاه به شهرهای مشهد و رشت داشت و در سفر به مشهد با آیتالله مدنی دیدار کرد و به زیارت بارگاه ملکوتی امام هشتم رفت و در رشت با آیتالله احسانبخش دیدار کرد.
ناطِق نوری روایت جالبی هم از تلاش کلی برای پادرمیانی میان ایران و عراق و پایان جنگ دارد:
«در جنگ ما و عراق کلی گفت دو کشور اسلامی نباید با هم بجنگند و جنگ را باید جای دیگر ببرند. حتی به عراق هم رفته بود و با صدام هم در این خصوص ملاقات کرده بود.»
ناطِق نوری همچنین درباره ویژگیهای اخلاقی کلی گفته بود:
«شاید باورتان نشود، اما وقتی کلی را به ایران دعوت کردیم از آمریکا با خودش یک پیشنماز آورده بود. او همچنین با دکتر غفوریفرد در نماز جمعه شرکت کرد و نماز اول وقت برایش از هر چیز دیگری مهمتر بود.»
سفر کلی یک سفر تاریخی، نه برای بوکس، که برای ورزش ایران بود و توانست بسیاری از فضاسازیها علیه ممنوعیتها در ایران را که توسط رسانههای خارجی بیان میشد، خنثی کند.
حواشی ناطق نوری در فدراسیون بوکس
دوران ریاست ناطق نوری البته همیشه آرام و بیدردسر نبوده است. بیستوهشت سال مدیریت یک رشته ورزشی، دوران بسیار طولانی است. ناطق نوری در حالی در سال ۱۳۹۶ از ریاست فدراسیون بوکس استعفا داد که بهصورت اتوماتیک مشمول قانون بازنشستگان دولتی و دوشغلهها میشد و اجازه حضور در انتخابات نداشت.
در سال ۹۳ ناطق نوری در گفتوگویی تأکید داشت که اجازه فعالیت در فدراسیون را گرفته و سه سال دیگر هم در رأس فدراسیون بوکس باقی ماند.
یکی از حوادث دوران ریاست ناطق نوری در فدراسیون بوکس، پناهنده شدن دو ورزشکار ایرانی در المپیک سیدنی بود؛ جایی که انوشیروان نوریان و محمد رحیمی، نمایندگان ایران در المپیک سیدنی، با مثبت درآمدن آزمایش دوپینگشان اصلاً فرصت رفتن روی رینگ را به دست نیاوردند و به جای بازگشت به ایران، همانجا در استرالیا ماندند.
ناطِق نوری هفت دوره هم عضو مجلس شورای اسلامی بود؛ نمایندگیای که البته برای ورزش کشور حاصل چندانی نداشت، چرا که ناطق نوری زیاد اهل انتقاد کردن و پیگیری امور ورزشی نبود و بیشتر به بقای خودش در فدراسیون بوکس فکر میکرد.
او حتی در سال ۱۳۹۲ از بیژن زنگنه هم حکم مشاوره دریافت کرد و مدتی هم مشاور وزیر نفت بود.






