بلاگ‌پارس

چرا در بحران جذب آدم های قدرتمند و مقتدر می شویم؟
خانه » اخبار » چرا در بحران جذب آدم های قدرتمند و مقتدر می شویم؟

چرا در بحران جذب آدم های قدرتمند و مقتدر می شویم؟

فهرست مطالب

رکنا: در بحران گاهی یک اتفاق عجیب در رفتار جمعی دیده می شود؛ مردم فقط دنبال خبر نیستند، دنبال یک آدم می گردند که به نظر برسد می داند چه باید کرد. ممکن است این فرد یک چهره مشهور باشد، یک مدیر، یک متخصص، یک امدادگر، یک فرد بانفوذ یا حتی کسی باشد که در شبکه های اجتماعی با اعتماد به نفس درباره بحران حرف می زند. در چنین شرایطی، جمله ای که در ذهن شکل می گیرد همیشه این نیست که چه اتفاقی افتاده است؛ گاهی سؤال پنهان ذهن این است که چه کسی می تواند اوضاع را کنترل کند؟

روانشناسی اجتماعی نشان می دهد نااطمینانی می تواند نیاز انسان به جهت گیری، حفاظت و تصمیم گیری را افزایش دهد. پژوهشگران در مدل های روانشناسی پیروی از رهبر نیز سه نیاز مهم را مطرح کرده اند: نیاز به داشتن مسیر مشترک، نیاز به محافظت در برابر تهدید و نیاز به حل اختلاف و تصمیم گیری. بحران دقیقا زمانی است که این نیازها پررنگ تر می شوند. وقتی آینده مبهم است، اطلاعات ناقص است و فرد نمی داند قدم بعدی چیست، داشتن یک چهره مشخص که با اطمینان حرف می زند می تواند از نظر روانی آرام کننده باشد. حتی اگر آن فرد واقعا راه حل قطعی نداشته باشد.

اینجا یک نکته مهم وجود دارد: اعتماد کردن به فردی که در بحران تخصص دارد، لزوما رفتار ناسالمی نیست. برعکس، در بسیاری از بحران ها استفاده از تخصص دیگران کاملا ضروری است. مسئله از جایی شروع می شود که نیاز به اطمینان، جای بررسی واقعیت را بگیرد.

چرا در بحران جذب آدم های قدرتمند و مقتدر می شویم؟

چرا بعضی افراد در چنین شرایطی بیشتر جذب چهره های مقتدر می شوند؟

یکی از توضیح های روانشناختی، نیاز به بازگرداندن احساس کنترل است  وقتی افراد با نااطمینانی تهدیدکننده روبرو می شوند، انگیزه آنها برای بازگرداندن کنترل افزایش می یابد. در همان پژوهش، افرادی که عزت نفس پایین تر و ناپایدارتر داشتند، در شرایط نااطمینانی بیشتر تمایل داشتند امید و اعتماد خود را به افراد قدرتمند بسپارند. این نتیجه مربوط به شرایط آزمایشی و ترجیحات رهبری بود و نمی توان آن را به همه افراد یا همه موقعیت های واقعی تعمیم داد. یعنی در لحظه ای که جهان غیرقابل پیش بینی به نظر می رسد، یک فرد قدرتمند می تواند از نظر روانی نقش میانبر را پیدا کند.  من نمی دانم چه خواهد شد، اما او می داند.  من نمی دانم چه تصمیمی باید بگیرم، اما او می داند. من نمی توانم اوضاع را کنترل کنم، اما شاید او بتواند.

این همانجایی است که قدرت واقعی و قدرت ادراک شده می توانند با هم اشتباه گرفته شوند. فردی که با اعتماد به نفس صحبت می کند، لزوما فردی نیست که اطلاعات دقیق تری دارد.

ما گاهی اطمینان در لحن را با اطمینان در واقعیت اشتباه می گیریم. در بحران، این خطا می تواند شدیدتر شود. چون ذهن خسته و مضطرب معمولا به دنبال پیچیده ترین توضیح ممکن نیست؛ دنبال توضیحی است که بتواند با آن وضعیت را قابل فهم کند.

به همین دلیل چهره های کاریزماتیک یا بسیار مطمئن می توانند در شرایط بحرانی بیشتر مورد توجه قرار بگیرند. در یک خانواده که با یک بحران روبرو شده، ممکن است همه منتظر باشند یک نفر تصمیم بگیرد. در محل کار، ممکن است کارکنان در شرایط مبهم به مدیری تکیه کنند که با قطعیت بیشتری صحبت می کند.

وقتی بحران می آید، چرا بعضی آدم ها دنبال یک فرد قدرتمند می گردند؟3

در شبکه های اجتماعی، ممکن است فردی که همیشه با لحن قطعی درباره اتفاقات حرف می زند، خیلی سریع به مرجع ذهنی گروه تبدیل شود و در میان نوجوانان و جوانان نیز یک چهره مشهور می تواند چنین نقشی پیدا کند؛ نه لزوما به این دلیل که متخصص بحران است، بلکه چون برای فرد احساس آشنایی، قدرت یا تعلق ایجاد می کند.

در روانشناسی، این موضوع را نباید صرفا با برچسب ساده وابستگی توضیح داد. انسان موجودی اجتماعی است و در شرایط تهدید به دنبال دیگران می گردد. بخشی از این رفتار می تواند سازگارانه باشد؛ یعنی کمک گرفتن از کسی که اطلاعات، تجربه یا توانایی بیشتری دارد.

مرز مهم زمانی شکل می گیرد که فرد دیگر توانایی ارزیابی مستقل اطلاعات را از دست بدهد. اگر هرچه آن چهره گفت، بدون بررسی پذیرفته شود، اگر مخالفت با او اضطراب ایجاد کند، اگر شواهد مخالف بی اهمیت تلقی شود و اگر فرد احساس کند بدون آن چهره نمی تواند تصمیم بگیرد، دیگر فقط با اعتماد سالم روبه رو نیستیم.

بحران همچنین می تواند باعث شود فرد به جای تحمل موقت ابهام، هر پاسخی را به پاسخ درست ترجیح دهد. در حالی که تحمل جمله هنوز نمی دانیم، بخش مهمی از تفکر سالم در شرایط مبهم است.

یکی از مهمترین مهارت های روانی در بحران این است: بتوانیم بین کسی که واقعا به ما کمک می کند و کسی که فقط احساس اطمینان ایجاد می کند، تفاوت بگذاریم.

یک متخصص ممکن است بگوید شواهد فعلی این است، اما هنوز اطلاعات کافی نداریم. یک فرد قابل اعتماد ممکن است محدودیت دانش خود را بپذیرد. اما کسی که برای هر پرسش پیچیده یک جواب کاملا قطعی دارد، صرفا به دلیل اعتماد به نفسش نباید مرجع حقیقت تلقی شود.



پایان خبر / رکنا / کدخبر 1250883

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *