You’ve got to get a hold of yourself
باید خودت را جمعوجور کنی
I need a break from my brain
من نیاز دارم کمی از ذهنم فاصله بگیرم
From the doubt, from the stress, from the pain
از شک و تردید، از استرس، از این درد
This anxiety is killing me and keeping me awake
این اضطراب دارد مرا از پا درمیآورد و نمیگذارد بخوابم
I need a break from my temper
من نیاز دارم کمی از این عصبانیت فاصله بگیرم
It’s exhausting to live with the anger
زندگی کردن با این خشم واقعاً خستهکننده است
It weighs me down and it holds me back
این خشم مرا سنگین میکند و جلوی پیشرفتم را میگیرد
And it ties me to an anchor
و مرا مثل یک لنگر به زمین میبندد
Take me away
من را با خودت ببر
‘Cause I’m not okay
چون حالم خوب نیست
I’m stuck at the bottom
من در پایینترین نقطه گیر افتادهام
In a prison of problems
در زندانی از مشکلات
That I can’t escape
که نمیتوانم از آن فرار کنم
So take me away
پس من را از اینجا ببر
Oh-oh, oh-oh
I need a break from my phone (yeah)
من نیاز دارم کمی از تلفنم فاصله بگیرم (آره)
I’m jealous of these I don’t even know (yeah)
به آدمهایی حسادت میکنم که حتی نمیشناسمشان (آره)
Yeah, I never win and comparison is nothing but a black hole
آره، من هیچوقت برنده نیستم و مقایسه کردن چیزی جز یک سیاهچاله نیست
Take me away (take me away)
من را ببر (من را ببر)
‘Cause I’m not okay (I’m not okay)
چون حالم خوب نیست (حالم خوب نیست)
I’m stuck at the bottom
من در تهِ این وضعیت گیر افتادهام
In a prison of problems
در زندانی از مشکلات
That I can’t escape
که راه فراری از آن ندارم
So take me away
پس من را با خودت ببر
Take me away in a car, on a plane
من را با ماشین ببر، با هواپیما ببر
This whole world keeps fucking with my brain
این دنیا مدام ذهنم را به هم میریزد
Take me away, please, give it a rest
من را ببر، خواهش میکنم، بگذار کمی آرام بگیرم
I just need to take a break
فقط نیاز دارم کمی استراحت کنم
From my brain
از این ذهن خستهام
Take me away (take me away)
من را ببر (من را ببر)
‘Cause I’m not okay (I’m not okay)
چون حالم خوب نیست (حالم خوب نیست)
I’m stuck at the bottom
من در پایینترین نقطه گیر کردهام
In a prison of problems
در زندانی از مشکلات
That I can’t escape
که نمیتوانم از آن رها شوم
So take me away
پس من را ببر
Take me away
من را ببر
Take me away
من را از اینجا دور کن
Take me away
من را نجات بده
Take me away
من را با خودت ببر
I need a break from my brain
من فقط نیاز دارم کمی از ذهن خودم فاصله بگیرم





