The summer night, the fading light
شب تابستونی و نوری که کمکم محو میشه
The perfect place, the perfect time
بهترین مکان و بهترین زمان
To take you somewhere we both want to go
تا تو رو به جایی ببرم که هردومون میخوایم اونجا باشیم
A starry drive in mid-July
رانندگی زیر آسمون پرستاره در نیمه ژوئیه
Park the car, turn off the lights
ماشین رو پارک کنیم و چراغها رو خاموش کنیم
And venture through a field out on our own
و دوتایی، دور از همه، راهی دل دشت بشیم
The birds, they sang a melody
پرندهها نغمهای میخوندن
My heart was keeping time, and we
قلبم با آهنگشون ضرب میگرفت و ما
Were dancing on the edge of something new
در آستانه اتفاقی تازه میرقصیدیم
Slow at first, but still it seems
همهچیز اول آروم پیش رفت، اما انگار
That we’ll go down in history
قرارِ قصهمون در تاریخ موندگار بشه
As lovers from the start, just me and you
بهعنوان دو عاشق از همان آغاز؛ فقط من و تو
[همخوان]
I’ve spent a thousand nights
هزار شب رو گذروندهام
Lost in your emerald eyes
غرق در چشمهای زمردی تو
Lost in a place where I know
گمشده در جایی که میدونم
You can see my soul
تو میتونی روحم رو ببینی
Make me lose track of time
کاری میکنی گذر زمان رو فراموش کنم
You and your emerald eyes
تو و اون چشمهای زمردیات
Finally found a place that I can call my home
بالاخره جایی رو پیدا کردم که میتونم خونه خودم صداش کنم
[بند دوم]
A subtle breeze, it’s you and me
نسیمی ملایم میوزه و فقط من و توییم
Chest to chest, no in between
سینهبهسینه، بیهیچ فاصلهای میانمون
And every moment’s better than the last
و هر لحظه از لحظه قبل زیباتره
Anything and everything
هر چیز و همهچیزی
That I could ever want and need
که ممکنه روزی بخوام یا بهش نیاز داشته باشم
Is standing right beside me in the grass
همین حالا کنارم، میان چمنها ایستاده
The birds, they sang a melody
پرندهها نغمهای میخوندن
My heart was keeping time, and we
قلبم با آهنگشون ضرب میگرفت و ما
Were dancing on the edge of something new
در آستانه اتفاقی تازه میرقصیدیم
Slow at first, but still it seems
همهچیز اول آروم پیش رفت، اما انگار
That we’ll go down in history
قرارِ قصهمون در تاریخ موندگار بشه
As lovers from the start, just me and you
بهعنوان دو عاشق از همان آغاز؛ فقط من و تو
[همخوان]
’Cause I’ve spent a thousand nights
چون هزار شب رو گذروندهام
Lost in your emerald eyes
غرق در چشمهای زمردی تو
Lost in a place where I know
گمشده در جایی که میدونم
You can see my soul
تو میتونی روحم رو ببینی
Make me lose track of time
کاری میکنی گذر زمان رو فراموش کنم
You and your emerald eyes
تو و اون چشمهای زمردیات
Finally found a place that I can call my home
بالاخره جایی رو پیدا کردم که میتونم خونه خودم صداش کنم
Mmm, mmm-mmm, mmm
هوم، هوم هوم، هوم
[همخوان پایانی]
I’ve spent a thousand nights
هزار شب رو گذروندهام
Lost in your emerald eyes
غرق در چشمهای زمردی تو
Lost in a place where I know
گمشده در جایی که میدونم
You can see my soul
تو میتونی روحم رو ببینی
Make me lose track of time
کاری میکنی گذر زمان رو فراموش کنم
You and your emerald eyes
تو و اون چشمهای زمردیات
Finally found a place that I can call my home
بالاخره جایی رو پیدا کردم که میتونم خونه خودم صداش کنم
مفهوم آهنگ
ترانه «چشمهای زمردی» تصویری لطیف از آغاز یک عشق آرام و صمیمی است. راوی شبی تابستانی را توصیف میکند که در آن، زیر آسمان پرستاره و دور از دیگران، متوجه شکل گرفتن پیوندی عمیق میان خودش و محبوبش میشود.
چشمهای زمردی در این ترانه فقط نشانه زیبایی نیستند؛ آنها جاییاند که راوی در آن احساس میکند روحش دیده میشود. محبوب برای او به معنای امنیت، آرامش و خانه است؛ کسی که کنارش گذر زمان فراموش میشود و هر لحظه از لحظه پیش زیباتر به نظر میرسد.





