بلاگ‌پارس

دانلود آهنگ دیگه نمی‌تونم این بار رو تحمل کنم از آنسون سیبرا
خانه » فرهنگ و هنر » موسیقی » دانلود آهنگ دیگه نمی‌تونم این بار رو تحمل کنم از آنسون سیبرا

دانلود آهنگ دیگه نمی‌تونم این بار رو تحمل کنم از آنسون سیبرا

فهرست مطالب

Feel it heavy in my bones now
حالا سنگینی‌اش را تا عمق استخوان‌هایم احساس می‌کنم
Feel like everybody goes out
انگار همه بیرون می‌روند

And smiles for the ‘gram, yeah
و برای اینستاگرام لبخندهای تصنعی می‌زنند
Tried but I can’t
تلاش کردم، اما از پسش برنمی‌آیم

Prayer in the shape of Prozac
دعایی که شکل قرص پروزاک به خودش گرفته
Try to medicate the lows that
سعی می‌کنم آن حال‌های تلخی را با دارو آرام کنم

Come and meet me in the night time
که شب‌ها به سراغم می‌آیند
Losing track of my time
دیگر گذر زمان را حس نمی‌کنم

Mama said gonna be all right
مامان گفت همه‌چیز درست می‌شود
But mama don’t know what it’s like in my mind
اما مامان نمی‌داند در ذهن من چه می‌گذرد

Mama said that the sun gonna shine
مامان گفت خورشید دوباره خواهد تابید
But mama don’t know what it’s like to want to die
اما مامان نمی‌داند آرزوی مردن داشتن چه حسی دارد

I can’t carry this anymore
دیگر نمی‌توانم این بار را به دوش بکشم
Heavy from the hurt inside my veins
دردی که در رگ‌هایم جریان دارد، بیش از اندازه سنگین شده

I can’t carry this anymore
دیگر توان تحمل این بار را ندارم
Wonder what it’s like to be okay
با خودم فکر می‌کنم خوب بودن چه حسی دارد

Would you like me if I drank that?
اگر آن را می‌نوشیدم، باز هم دوستم داشتی؟
If you wanted, I could take that
اگر تو بخواهی، می‌توانم آن را مصرف کنم

I’ll do anything for love
برای به دست آوردن عشق هر کاری می‌کنم
I don’t feel like I’m enough
چون احساس نمی‌کنم به‌اندازه کافی خوب باشم

You can probably see right through me
احتمالاً می‌توانی درونم را به‌راحتی ببینی
‘Cause I can promise if you knew me
چون مطمئنم اگر واقعاً مرا می‌شناختی

You would probably walk away
احتمالاً از من دور می‌شدی
No, you wouldn’t want to stay
نه، دیگر نمی‌خواستی کنارم بمانی

Oh, Mama said gonna be all right
آه، مامان گفت همه‌چیز درست می‌شود
But mama don’t know what it’s like in my mind
اما مامان نمی‌داند در ذهن من چه می‌گذرد

Mama said that the sun gon’ shine
مامان گفت خورشید دوباره خواهد تابید
But mama don’t know what it’s like to want to die
اما مامان نمی‌داند آرزوی مردن داشتن چه حسی دارد

I can’t carry this anymore
دیگر نمی‌توانم این بار را به دوش بکشم
Heavy from the hurt inside my veins
دردی که در رگ‌هایم جریان دارد، بیش از اندازه سنگین شده

I can’t carry this anymore
دیگر توان تحمل این بار را ندارم
Wonder what it’s like to be okay
با خودم فکر می‌کنم خوب بودن چه حسی دارد

I know I’ll be fine, it’s just that
می‌دانم سرانجام حالم خوب می‌شود؛ فقط مسئله اینجاست که
Every time this comes back
هر بار که این حال دوباره برمی‌گردد

Tell my maker up above that
به خالق من در آن بالا بگویید که
I have had enough and
دیگر به آخر خط رسیده‌ام و

I can’t carry this anymore
دیگر نمی‌توانم این بار را به دوش بکشم
Heavy from the hurt inside my veins
دردی که در رگ‌هایم جریان دارد، بیش از اندازه سنگین شده

I can’t carry this anymore
دیگر توان تحمل این بار را ندارم
Wonder what it’s like to be okay
با خودم فکر می‌کنم خوب بودن چه حسی دارد

 

مفهوم آهنگ

 

این ترانه روایت فردی است که زیر بار افسردگی، تنهایی و افکار تیره فرسوده شده، اما اطرافیانش از شدت رنج درونی او آگاه نیستند. لبخندهای نمایشی در شبکه‌های اجتماعی نیز تضادی میان ظاهر شاد مردم و دردهای پنهان آن‌ها ایجاد می‌کند.
راوی برای آرام کردن ذهنش به دارو و تأیید دیگران پناه می‌برد، اما همچنان خودش را شایسته عشق نمی‌داند و از رها شدن می‌ترسد. جمله‌های امیدوارکننده مادر برای او کافی نیستند؛ زیرا احساس می‌کند هیچ‌کس واقعاً فضای آشفته ذهنش را درک نمی‌کند. با وجود اشاره‌های تلخ به مرگ، بخشی از وجود راوی هنوز امیدوار است که روزی حالش بهتر شود و بفهمد آرامش و «خوب بودن» چه حسی دارد.

موزیکدل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *