بلاگ‌پارس

انشا درباره مدرسه؛ ۵ نمونه برای همه پایه‌ها
خانه » سرگرمی و وبگردی » انشا درباره مدرسه؛ ۵ نمونه برای همه پایه‌ها

انشا درباره مدرسه؛ ۵ نمونه برای همه پایه‌ها

فهرست مطالب

مدرسه جایی است که بیشتر روزهای کودکی و نوجوانی‌مان را در آن می‌گذرانیم؛ با زنگ‌های تفریحش، نیمکت‌های یادگاری‌خورده و دوستی‌هایی که گاهی تا آخر عمر می‌مانند. برای همین، انشا درباره مدرسه یکی از پرتکرارترین موضوع‌های کلاس ادبیات است. این‌جا پنج نمونه انشای متفاوت و چند نکته ساده آورده‌ایم تا نوشتن انشای خودتان راحت‌تر شود.

چند نکته برای نوشتن انشا درباره مدرسه

مدرسه موضوعی است که همه درباره‌اش تجربه دارند؛ پس برگ برنده شما، جزئیاتی است که فقط خودتان دیده‌اید. این نکته‌ها را پیش از نوشتن مرور کنید:

  • ساختار مقدمه، بدنه و نتیجه: در مقدمه بگویید مدرسه برایتان چه معنایی دارد، در بدنه از مکان‌ها، آدم‌ها و خاطره‌ها بنویسید و در نتیجه، جایگاه مدرسه در زندگی‌تان را جمع‌بندی کنید.
  • مدرسه را مثل یک مکان زنده توصیف کنید: حیاط، کتابخانه، آزمایشگاه، بوفه و راه‌پله‌ها هر کدام صدا و بوی خاص خودشان را دارند.
  • از آرایه‌ها استفاده کنید: با «تشبیه» مدرسه را به خانه دوم یا کارگاه آدم‌سازی مانند کنید و با «تشخیص» بنویسید زنگ مدرسه صدایتان می‌زند یا دیوارها خاطره‌ها را به یاد دارند.
  • از آدم‌های مدرسه بنویسید: معلم‌ها، مدیر، سرایدار و دوستانتان بخش مهمی از قصه مدرسه‌اند.
  • یک رویداد خاص انتخاب کنید: اردو، جشن پایان سال، نمایشگاه علمی یا مسابقه‌ای که با سوالات مسابقه کودکان سر کلاس برگزار شد، می‌تواند ستون اصلی انشای شما باشد.
  • اگر موضوع آزاد است، تخیل کنید: نوشتن درباره مدرسه رویایی‌تان هم خلاقیت شما را نشان می‌دهد و هم معلم را غافلگیر می‌کند.

انشا درباره مدرسه برای پایه سوم تا ششم ابتدایی (کوتاه)

به نام خدا

مدرسه ما یک ساختمان دوطبقه با حیاطی بزرگ است. وسط حیاط یک درخت توت پیر هست که در بهار و تابستان، سایه‌اش همه‌جا را می‌پوشاند.

من هر روز صبح با شوق به مدرسه می‌روم. در کلاس، خانم معلم به ما ریاضی، علوم و فارسی یاد می‌دهد. زنگ تفریح با دوستانم طناب‌بازی می‌کنیم یا دور حیاط می‌دویم. کتابخانه کوچک مدرسه را خیلی دوست دارم؛ قفسه‌هایش پر از کتاب‌های قصه و رنگی است و هر هفته می‌توانیم یک کتاب امانت بگیریم. آقای سرایدار مدرسه هم خیلی مهربان است و همیشه حیاط را تمیز نگه می‌دارد.

مدرسه برای من مثل خانه دوم است. این‌جا هم درس یاد می‌گیرم و هم دوست پیدا می‌کنم. من مدرسه‌ام را خیلی دوست دارم و از همه کسانی که در آن زحمت می‌کشند ممنونم.

انشا درباره مدرسه برای پایه هفتم تا نهم

به نام خدا

مقدمه: بسیاری فکر می‌کنند مدرسه فقط جایی برای حفظ کردن درس و گرفتن نمره است. من هم تا چند سال پیش همین‌طور فکر می‌کردم؛ اما هرچه بزرگ‌تر شدم، فهمیدم مدرسه چیزهایی به من یاد داده که در هیچ کتابی نوشته نشده است.

بدنه: در مدرسه یاد گرفتم با آدم‌های متفاوت کنار بیایم. در کلاس ما بچه‌هایی با سلیقه‌ها و اخلاق‌های گوناگون هستند؛ یکی پرحرف است و دیگری کم‌حرف، یکی عاشق ورزش است و دیگری عاشق نقاشی. کار گروهی در پروژه علوم به من آموخت که برای رسیدن به نتیجه، باید به نظر دیگران گوش کنم، حتی وقتی با آن موافق نیستم.

پارسال در نمایش جشن پایان سال نقش کوچکی داشتم. روز اجرا، وقتی جلوی همه خانواده‌ها روی صحنه رفتم، زانوهایم می‌لرزید و یک لحظه جمله‌ام را فراموش کردم. دوستم از پشت پرده آرام جمله را برایم زمزمه کرد و نمایش ادامه پیدا کرد. آن روز معنای واقعی دوستی و اعتماد را فهمیدم.

مدرسه همچنین به من نظم و مسئولیت آموخت. سر وقت رسیدن، انجام دادن تکالیف و مراقبت از وسایل عمومی، کارهای کوچکی هستند که کم‌کم به عادت‌های بزرگ زندگی تبدیل می‌شوند.

نتیجه: حالا می‌دانم مدرسه فقط ساختمانی با چند کلاس و یک حیاط نیست؛ کارگاهی است که در آن شخصیت ما ساخته می‌شود. نمره‌ها شاید روزی فراموش شوند، اما درس‌هایی که از دوستی، صبر و مسئولیت گرفته‌ام، همیشه با من خواهند ماند.

انشا درباره مدرسه؛ ۵ نمونه برای همه پایه‌ها
مدرسه رویایی؛ کلاس‌هایی در دل باغ

انشا درباره مدرسه برای دبیرستان (ادبی و توصیفی)

به نام خدا

مدرسه پیرمردی آرام است که سال‌هاست در گوشه خیابان ایستاده و رفت‌وآمد نسل‌ها را تماشا می‌کند. دیوارهایش شاید رنگ‌پریده باشند و پله‌هایش زیر قدم‌های بی‌شمار ساییده شده باشند، اما در دلش هنوز همان شور روز نخست می‌تپد.

صبح‌ها، مدرسه با صدای زنگ چشم باز می‌کند و حیاطش مانند دریایی پرخروش از صدای بچه‌ها موج برمی‌دارد. پنجره‌های کلاس قاب‌هایی هستند که در هر فصل نقاشی تازه‌ای نشان می‌دهند: شکوفه‌های بهاری، برف سپید زمستان و برگ‌های زرد پاییزی که آرام روی لبه‌شان می‌نشینند. نیمکت‌های چوبی، دفترچه‌های خاطره‌اند؛ روی هر کدام نامی، تاریخی یا قلبی کوچک حک شده که گواه گذر نسل‌هایی است که پیش از ما این‌جا نشسته‌اند.

در این ساختمان قدیمی، هر گوشه قصه‌ای دارد. کتابخانه با بوی کاغذهای کهنه، مثل مادربزرگی دانا ما را به سفر در زمان می‌برد. آزمایشگاه با شیشه‌های رنگی‌اش، دریچه‌ای به جهان کشف و حیرت است. و حیاط با درخت‌های کهنسالش، شاهد خنده‌ها، گریه‌ها و آشتی‌هایی است که هیچ‌جا ثبت نشده‌اند.

راهروهای مدرسه هم زبانی دارند که فقط دانش‌آموزان می‌فهمند. صدای قدم‌های عجول پیش از امتحان، پچ‌پچ‌های پشت در دفتر و خنده‌هایی که با دیدن ناظم ناگهان خاموش می‌شوند، همه در حافظه این راهروها ثبت شده است. شاید اگر دیوارها زبان داشتند، کتاب قطوری از خاطره‌های ما می‌نوشتند.

روزی از این مدرسه خداحافظی خواهم کرد و شاید هرگز به آن برنگردم؛ اما می‌دانم بخشی از وجودم برای همیشه در راهروهایش جا می‌ماند. مدرسه آدم‌ها را بزرگ می‌کند و خودش همان‌جا می‌ماند تا نسل بعد را در آغوش بگیرد.

انشا درباره مدرسه رویایی من (تخیلی)

به نام خدا

گاهی سر کلاس به پنجره خیره می‌شوم و مدرسه‌ای را تصور می‌کنم که هیچ‌کس در آن، از آمدن به مدرسه خسته نمی‌شود. اسمش را گذاشته‌ام «مدرسه رویایی من».

مدرسه رویایی من وسط یک باغ بزرگ ساخته شده است. کلاس‌هایش دیوارهای شیشه‌ای دارند تا بتوانیم موقع درس، درخت‌ها و پرنده‌ها را ببینیم. درس علوم در گلخانه برگزار می‌شود و ما خودمان بذر می‌کاریم و رشد گیاه را تماشا می‌کنیم. زنگ تاریخ، به‌جای حفظ کردن سال‌ها و نام‌ها، به موزه می‌رویم یا قصه‌های تاریخی را به شکل نمایش اجرا می‌کنیم.

در این مدرسه، کتابخانه بزرگ‌ترین ساختمان است و در گوشه‌هایش کوسن‌های نرمی هست که می‌شود رویشان نشست و ساعت‌ها کتاب خواند. هر دانش‌آموز باغچه کوچکی دارد که مسئول مراقبت از آن است. هفته‌ای یک روز هم «روز ایده» است؛ روزی که هر کس می‌تواند پروژه‌ای را که دوست دارد، به کلاس معرفی کند.

شاید این مدرسه هیچ‌وقت ساخته نشود، اما فکر می‌کنم هر کدام از ما می‌توانیم بخشی از آن را به مدرسه واقعی‌مان بیاوریم: با مهربانی، کنجکاوی و احترام به یکدیگر. آن وقت مدرسه خودمان هم کمی به رویا نزدیک‌تر می‌شود.

انشای طنز درباره مدرسه

به نام خدا

می‌گویند هر ساعت شصت دقیقه است. معلوم است کسی که این را گفته، هیچ‌وقت سر زنگ آخر کلاس ما ننشسته! در مدرسه ما زنگ تفریح پنج ثانیه طول می‌کشد، اما زنگ آخر روز چهارشنبه دست‌کم سه ساعت است.

ماجرای عجیب دیگر مدرسه، پاک‌کن‌های گم‌شده است. هر سال اول مهر، مادرم برایم سه پاک‌کن نو می‌خرد و تا آبان، هیچ‌کدامشان نیستند. من مطمئنم یک جایی در مدرسه سرزمینی مخفی وجود دارد که همه پاک‌کن‌ها و درپوش خودکارها آن‌جا با هم زندگی می‌کنند و به ما می‌خندند.

البته نباید از امتحان‌های غافلگیرانه هم گذشت. معلم ما عادت دارد درست روزی که هیچ‌کس درس نخوانده، با لبخندی مهربان بگوید: «برگه دربیاورید!» در آن لحظه چنان سکوتی در کلاس برقرار می‌شود که حتی کتابخانه هم به آن حسودی می‌کند.

با همه این‌ها، اگر یک هفته مدرسه نروم، دلم برای همین زنگ آخر کش‌دار، پاک‌کن‌های فراری و حتی امتحان‌های غافلگیرانه تنگ می‌شود. شاید راز مدرسه همین باشد: جایی که حتی غر زدن درباره‌اش هم شیرین است.

جمله‌های ادبی برای انشا درباره مدرسه

  • مدرسه خانه دومی است که در آن، دیوارها هم درس زندگی می‌دهند.
  • زنگ مدرسه، صدای آشنایی است که هر صبح ما را به سفر دانایی دعوت می‌کند.
  • نیمکت‌های کلاس، رازدار خاطره‌های چند نسل‌اند.
  • حیاط مدرسه در زنگ تفریح، دریایی از شادی و هیاهوست.
  • کتابخانه مدرسه، پنجره‌ای رو به هزار جهان ناشناخته است.
  • مدرسه دانه‌ها را می‌گیرد و درخت‌های تنومند به جامعه تحویل می‌دهد.
  • دوستی‌های مدرسه نهال‌هایی‌اند که سال‌ها بعد، سایه‌سار زندگی می‌شوند.
  • هر روز مدرسه، صفحه تازه‌ای از کتاب زندگی ماست.

برای پایان انشا می‌توانید از این بیت مشهور فردوسی هم کمک بگیرید: «توانا بود هر که دانا بود / ز دانش دل پیر برنا بود»؛ بیتی که ارزش دانش و یادگیری را در چند کلمه خلاصه کرده است.

انشا درباره مدرسه را چگونه شروع کنیم؟

با یک صحنه آشنا شروع کنید؛ مثلاً صدای زنگ صبح، حیاط شلوغ یا بوی کتابخانه. این کار خواننده را بلافاصله به فضای مدرسه می‌برد و از شروع‌های تکراری جذاب‌تر است.

انشا درباره مدرسه رویایی چه بنویسیم؟

بنویسید در مدرسه رویایی‌تان کلاس‌ها، درس‌ها و فضاها چه شکلی دارند و چرا. بهتر است در نتیجه بگویید کدام بخش این رویا را می‌شود همین حالا در مدرسه واقعی اجرا کرد.

نتیجه‌گیری انشا درباره مدرسه چه بنویسیم؟

جمع‌بندی کنید که مدرسه چه چیزی فراتر از درس به شما داده است؛ مثلاً دوستی، نظم یا اعتماد به نفس. یک جمله ادبی کوتاه یا بیتی مناسب، پایان انشا را محکم‌تر می‌کند.

نمونه انشا درباره موضوع‌های دیگر هم لازم دارید؟ فهرست کامل را در صفحه جامع نمونه انشا ببینید.

جوان ایرانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *