بلاگ‌پارس

هرچه کمتر تحویلتان می‌گیرد، بیشتر دنبالش می‌روید؟ / مغزتان چه بلایی سرتان آورده است؟
خانه » اخبار » هرچه کمتر تحویلتان می‌گیرد، بیشتر دنبالش می‌روید؟ / مغزتان چه بلایی سرتان آورده است؟

هرچه کمتر تحویلتان می‌گیرد، بیشتر دنبالش می‌روید؟ / مغزتان چه بلایی سرتان آورده است؟

فهرست مطالب

گاهی عجیب به نظر می رسد؛ چرا بعضی آدم ها با اینکه آرامش نمی دهند، مدام ذهن ما را درگیر می کنند؟ چرا پیام دیرهنگام یک نفر، تغییر ناگهانی رفتار او یا بی تفاوتی و بعد دوباره نزدیک شدنش می تواند ما را بیشتر از یک رابطه پایدار و امن درگیر کند؟پاسخ را باید در یکی از سازوکارهای قدیمی مغز جستجو کرد: پاداش غیرقابل پیش بینی (Intermittent Reinforcement).  مغز انسان به پاداش هایی که همیشه قابل پیش بینی نیستند، حساسیت بیشتری نشان می دهد. همان الگویی که در برخی رفتارهای اعتیادآور دیده می شود؛ وقتی نتیجه هر بار مشخص نیست، ذهن بیشتر منتظر، جستجوگر و درگیر می شود.وقتی یک نفر گاهی محبت می کند و گاهی فاصله می گیرد، مغز وارد حالت جستجوی معنا می شود. فرد شروع می کند به تحلیل کردن: چرا امروز سرد بود؟ آیا دوباره مثل قبل می شود؟ آیا من کاری اشتباه کردم؟ این پرسش های بی پایان می توانند سیستم توجه و پاداش مغز را فعال نگه دارند.

از نگاه علوم اعصاب، سیستم دوپامین (Dopamine System) فقط به دریافت پاداش پاسخ نمی دهد؛ بلکه به انتظار برای پاداش و پیش بینی احتمال دریافت آن نیز واکنش نشان می دهد. پژوهش های مرتبط با یادگیری تقویتی (Reinforcement Learning) نشان داده اند که مغز هنگام پیش بینی نکردن نتیجه، سیگنال های قوی تری برای بررسی و یادگیری ایجاد می کند.

هرچه کمتر تحویلتان می‌گیرد، بیشتر دنبالش می‌روید؟ / مغزتان چه بلایی سرتان آورده است؟

اما این به معنای آن نیست که هر وابستگی شدید، نشانه عشق عمیق است. گاهی چیزی که ما کشش زیاد تجربه می کنیم، ترکیبی از اضطراب، انتظار و تلاش برای رسیدن به امنیت است. فرد ممکن است نه به خود شخص، بلکه به لحظه هایی وابسته شود که بالاخره محبت و توجه دریافت می کند. در روابط عاطفی، این الگو می تواند با سبک های دلبستگی (Attachment Styles) نیز ارتباط پیدا کند. برخی افراد که در تجربه های گذشته خود با محبت ناپایدار یا توجه متغیر روبه رو بوده اند، ممکن است ناخودآگاه رابطه های پرنوسان را آشناتر یا حتی جذاب تر احساس کنند اما رابطه سالم معمولا بر پایه رمزگشایی دائمی از رفتار طرف مقابل ساخته نمی شود. امنیت روانی زمانی شکل می گیرد که مغز مجبور نباشد هر روز برای پیش بینی میزان محبت، ارزشمندی یا حضور یک نفر تلاش کند.

وابستگی به آدم های غیرقابل پیش بینی گاهی از عشق نمی آید، بلکه از فعال شدن بخش هایی از ذهن می آید که به دنبال کامل کردن یک الگوی ناتمام هستند. وقتی فرد مدام تلاش می کند رفتار دیگری را بفهمد یا تغییر دهد، ممکن است به جای تجربه رابطه، درگیر حل یک معما شود. رابطه سالم جایی است که کنجکاوی درباره دیگری جای خود را به آرامش در کنار او می دهد.

برای بررسی این الگو، می توان از خود پرسید:

آیا من کنار این فرد احساس آرامش دارم یا فقط منتظر لحظه بعدی توجه او هستم؟

آیا رابطه مرا رشد می دهد یا بیشتر مرا در حالت انتظار و نگرانی نگه می دارد؟

آیا دلتنگ خود او هستم یا دلتنگ زمانی که بالاخره مرا انتخاب می کند؟

گاهی مغز چیزی را که سخت به دست می آید، با ارزش تر اشتباه می گیرد؛ در حالی که سلامت روان بیشتر در رابطه ای رشد می کند که قابل اعتماد، قابل فهم و امن باشد.



پایان خبر / رکنا / کدخبر 1248552

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *