به گزارش گروه روانشناسی رکنا، ماجرا به یکی از چهره های شناخته شده سینمای جهان مربوط می شود؛ کیت بکینسیل، بازیگری که این بار نه به خاطر یک فیلم، بلکه به دلیل پیام های مبهمش در اینستاگرام خبرساز شده است. کیت بکینسیل، بازیگر بریتانیایی، با چند پست مبهم در اینستاگرام بار دیگر توجه کاربران را به خود جلب کرد؛ این بار نه با یک عکس تازه یا خبر سینمایی، بلکه با پیامی کوتاه که بسیاری از مخاطبان را نگران و کنجکاو کرد. بکینسیل در یکی از پست هایش تصویری سیاه با کلمه «bye» منتشر کرد و در پستی دیگر عبارتی منتشر شد که مضمون آن به «تبریک، تو بردی؛ من تسلیم می شوم» نزدیک بود. او در همان زمان توضیح مشخصی درباره منظور این پیام ها ارائه نکرد و کامنت های یکی از پست ها نیز بسته شد. همین چند کلمه کافی بود تا کاربران شروع به حدس زدن کنند که منظور این بازیگر چه بوده است. اما یک نکته مهم وجود دارد: از روی چنین پست هایی نمی توان درباره وضعیت روانی یک فرد یا علت واقعی انتشار آنها نتیجه گیری کرد.
چرا یک خداحافظ ساده اینقدر ذهن ما را درگیر می کند؟
اتفاقی که درباره پست های بکینسیل رخ داده، یک ویژگی شناخته شده ذهن انسان را نشان می دهد: ما با ابهام راحت نیستیم. وقتی اطلاعات کامل نیست، ذهن تلاش می کند جای خالی را پر کند. یک پیام کوتاه، یک عکس بدون توضیح یا جمله ای که پایان مشخصی ندارد، می تواند مخاطب را وارد چرخه حدس زدن کند.
اگر پیام از طرف یک فرد مشهور منتشر شده باشد، این کنجکاوی می تواند شدیدتر شود. میلیون ها نفر درباره زندگی او اطلاعاتی دارند، اما هیچ کدام به واقعیت کامل زندگی شخصی او دسترسی ندارند. بنابراین یک جمله مبهم می تواند به ده ها روایت متفاوت تبدیل شود.
![]()
چرا مغز دنبال معنی پنهان می گردد؟
ذهن انسان به طور طبیعی به دنبال الگو و معناست. وقتی با اطلاعات ناقص مواجه می شویم، سعی می کنیم اتفاقات قبلی را کنار اطلاعات جدید قرار دهیم و از آنها یک داستان بسازیم.
در مورد یک سلبریتی، این فرایند می تواند با اطلاعاتی که قبلا درباره او دیده ایم ترکیب شود؛ عکس های قدیمی، مصاحبه ها، جدایی ها، مشکلات کاری، اختلافات یا حتی شایعاتی که قبلا در فضای مجازی منتشر شده اند. اینجاست که یک جمله کوتاه ممکن است از یک پیام ساده به یک داستان بزرگ در ذهن مخاطب تبدیل شود.
شبکه های اجتماعی چرا این چرخه را شدیدتر می کنند؟
در فضای مجازی، هرچه اطلاعات ناقص تر باشد، امکان تفسیر و بازنشر بیشتر می شود. یک کاربر می نویسد «حتما اتفاقی افتاده»، کاربر دیگری احتمال متفاوتی مطرح می کند و چند دقیقه بعد، حدس های کاربران می توانند از خود خبر بزرگ تر شوند.
مشکل اینجاست که حدس، با تکرار شدن، ممکن است در ذهن مخاطب شبیه واقعیت به نظر برسد. به همین دلیل در مواجهه با پست های مبهم افراد مشهور بهتر است بین سه چیز تفاوت بگذاریم: آنچه فرد واقعا گفته است. آنچه رسانه ها درباره آن گزارش کرده اند. و آنچه کاربران از خودشان به آن اضافه کرده اند.
در مورد پست های اخیر بکینسیل نیز تاکنون توضیح رسمی درباره منظور دقیق این پیام ها منتشر نشده است.
چرا ما زندگی سلبریتی ها را اینقدر جدی دنبال می کنیم؟
یک بخش دیگر ماجرا به رابطه یک طرفه مخاطب با چهره های مشهور مربوط می شود؛ رابطه ای که در روانشناسی رسانه از آن با عنوان رابطه پاراسوشال (Parasocial Relationship) یاد می شود.
ممکن است ما سال ها یک بازیگر را در فیلم ها ببینیم، مصاحبه هایش را دنبال کنیم، درباره زندگی اش خبر بخوانیم و احساس کنیم او را می شناسیم. اما این شناخت، لزوما به معنای رابطه واقعی و متقابل نیست.
همین احساس آشنایی می تواند باعث شود یک پیام از طرف یک چهره مشهور، واکنشی شبیه واکنش ما به پیام یک فرد آشنا ایجاد کند. برای همین است که یک کلمه مثل «خداحافظ» وقتی از حساب یک فرد مشهور منتشر می شود، برای بعضی مخاطبان بسیار بیشتر از یک کلمه معمولی معنا پیدا می کند.
نگاه روانشناختی
در چنین موقعیت هایی شاید مهم تر از اینکه بپرسیم «کیت بکینسیل دقیقا چه منظوری داشت؟»، این باشد که از خودمان بپرسیم:
چرا من می خواهم حتما معنی این پیام را کشف کنم؟
آیا واقعا اطلاعاتی دارم یا دارم حدس خودم را جای واقعیت می گذارم؟
اگر همین پیام را یک فرد ناشناس منتشر می کرد، باز هم همینقدر ذهنم را درگیر می کرد؟
و آیا دنبال کردن مداوم واکنش های دیگران، واقعا اطلاعات تازه ای به من می دهد یا فقط اضطراب و کنجکاوی ام را بیشتر می کند؟
خودسنجی؛ شما با خبرهای مبهم چه می کنید؟
اگر با یک خبر مبهم درباره یک سلبریتی روبه رو شوید، کدام رفتار به شما نزدیک تر است؟
فورا دنبال جزئیات بیشتر می گردم.
نظرات کاربران را می خوانم تا بفهمم ماجرا چیست.
خودم از روی اطلاعات قبلی یک احتمال می سازم.
یا صبر می کنم تا اطلاعات معتبرتری منتشر شود.
اگر گزینه اول تا سوم برای شما آشناست، شاید مسئله فقط علاقه به سلبریتی ها نباشد؛ ممکن است ذهن شما در برابر ابهام و ناتمام ماندن اطلاعات تحمل کمی داشته باشد.
پایان خبر / رکنا / کدخبر 1251252

