صفحههای تار تلویزیون
Fuzzy, broken scenes
صحنههای محو و تکهتکه
Finding words don’t have flow
میبینم کلمهها دیگه روان کنار هم نمیشینن
Blurry TV screens
صفحههای تار تلویزیون
Fuzzy, broken scenes
صحنههای محو و تکهتکه
Hold her close, finding love
نزدیک خودم نگهش میدارم و عشق رو پیدا میکنم
Hearts don’t feel the same
دلها دیگه مثل قبل احساس نمیکنن
And the names we like to say
و اسمهایی که دوست داریم به زبون بیاریم
Change with time and age
با گذشت زمان و بالا رفتن سن عوض میشن
So I
پس من…
I don’t wanna say what’s scripted
نمیخوام حرفهایی رو بزنم که از قبل برام نوشته شده
Whether you aren’t with it
حتی اگه تو باهاش همراه نباشی
I know what I need
میدونم به چی نیاز دارم
’Cause I
چون من…
I don’t wanna say what’s scripted
نمیخوام حرفهایی رو بزنم که از قبل برام نوشته شده
Whether you aren’t with it
حتی اگه تو باهاش همراه نباشی
I know what I need
میدونم به چی نیاز دارم
Hearts don’t feel the same
دلها دیگه مثل قبل احساس نمیکنن
And the names we like to say
و اسمهایی که دوست داریم به زبون بیاریم
Change with time and age
با گذشت زمان و بالا رفتن سن عوض میشن
So I
پس من…
I don’t wanna say what’s scripted
نمیخوام حرفهایی رو بزنم که از قبل برام نوشته شده
Whether you aren’t with it
حتی اگه تو باهاش همراه نباشی
I know what I need
میدونم به چی نیاز دارم
’Cause I
چون من…
I don’t wanna say what’s scripted
نمیخوام حرفهایی رو بزنم که از قبل برام نوشته شده
Whether you aren’t with it
حتی اگه تو باهاش همراه نباشی
I know what I need
میدونم به چی نیاز دارم
You still remember my eyes
تو هنوز چشمهام رو به یاد داری
Even if the Men in Black flashed their light into your eyes
حتی اگه «مردان سیاهپوش» نور پاککننده خاطراتشون رو توی چشمهات تابونده باشن
For the second time this night
برای دومین بار توی همین شب
Feels right when it’s
همهچیز حس خوبی داره، وقتی که
Only you and I
فقط من و توییم
Oh, you and I
آه، من و تو
Oh, you and I
آه، من و تو
Oh, you and I
آه، من و تو
Oh, you and I
آه، من و تو
So I
پس من…
I don’t wanna say what’s scripted
نمیخوام حرفهایی رو بزنم که از قبل برام نوشته شده
Whether you aren’t with it
حتی اگه تو باهاش همراه نباشی
I know what I need
میدونم به چی نیاز دارم
’Cause I
چون من…
I don’t wanna say what’s scripted
نمیخوام حرفهایی رو بزنم که از قبل برام نوشته شده
Whether you aren’t with it
حتی اگه تو باهاش همراه نباشی
I know what I need
میدونم به چی نیاز دارم
مفهوم آهنگ
این ترانه را میتوان روایتی از تغییر احساسات و خاطرات در گذر زمان دانست. تصویر تلویزیونهای تار و صحنههای تکهتکه، فضایی از ابهام و خاطرات محوشده میسازد؛ در مقابل، راوی میخواهد حرف دل خودش را بزند و از تکرار حرفهای ازپیشتعیینشده فاصله بگیرد.
اشاره به «مردان سیاهپوش» هم بر ماندگاری این ارتباط تأکید میکند: انگار حتی پاک شدن خاطرات نمیتواند تصویر چشمهای راوی را از ذهن محبوبش ببرد. در میان همه تغییرها، کنار هم بودن هنوز برای او حس درستی دارد.
نکته ویرایشی: عبارت «Whether you aren’t with it» در متن انگلیسی نامعمول است؛ اینجا با توجه به بافت، «حتی اگه تو باهاش همراه نباشی» ترجمه شده است.





