برترینها: سفر سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، به تهران در شرایطی انجام شد که تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ ایران و آمریکا همچنان با اختلاف بر سر پرونده هستهای و ترتیب اجرای تعهدات روبهرو است. دیدار اخیر ولادیمیر پوتین و مسعود پزشکیان و انتقال مواضع تهران به دونالد ترامپ نیز گمانهزنیها درباره نقشآفرینی فعالتر مسکو در مسیر میانجیگری را افزایش داده است. روسیه از یکسو با تهران همکاریهای سیاسی و راهبردی دارد و از سوی دیگر، از طریق ارتباط مستقیم با واشنگتن میتواند پیامهای دو طرف را منتقل کند. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا مسکو صرفا نقش واسطه ارتباطی را ایفا میکند یا ابتکاری مشخص برای عبور از بنبست کنونی دارد؟ و اگر چنین ابتکاری روی میز باشد، مابهازای آن برای طرفین چه خواهد بود؟
تلاش روسها برای میانجیگری؟
روزنامه خراسان مینویسد: پس از گفتوگوی تلفنی پوتین و ترامپ و توافق درباره انتقال گازوئیل روسیه به آمریکا، گمانهزنیهایی درباره میانجیگری مسکو میان تهران و واشنگتن مطرح شده است. بااینحال، پیشنهادهایی مانند انتقال اورانیوم غنیشده ایران به روسیه، مشروط به موافقت تهران، پیشتر نیز مطرح بوده و موضوع تازهای محسوب نمیشود. مهمتر آنکه تعبیر این تحولات به میانجیگری، نمیتواند ماهیت گسترده مناسبات راهبردی دو کشور را توضیح دهد.
با این حال، علی قلهکی خبرنگار در توئیتی مدعی شد که «روسیه» درباره «پیشنهاد گذشته ایران، در زمان دبیریِ شعام شهید لاریجانی مبنی بر تهیه چارچوبی برای اورانیوم ۶۰درصد» جمعبندی کرده و ایران و آمریکا را تا حدی همراه خود کرده است و سفر لاوروف به تهران به جمعبندیهای اخیر هستهای میان تهران-روسیه-واشنگتن مربوط است. فارغ از این که چنین ادعایی تا چه حد صحیح است، به نظر می رسد که هرگونه مذاکره بر سر ۴۰۰ کیلو اورانیوم ۶۰ درصد ایران نه تنها نمی تواند سایه جنگ را از سر کشور بزداید؛ بلکه می تواند ریسک حملات شدیدتر آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشور را هم افزایش بدهد. در واقع باید توجه داشت که اگرچه ایران همچنان دارای بازدارندگی اتمی نیست اما وجود اورانیوم های ۶۰ درصد و ناتوانی آمریکا از بازیابی آن، تنها موضوعی است که ریسک ورود آمریکایی ها به فاز تشدید تنش با استفاده از سلاح های نامتعارف را برای آنها افزایش داده است.

او همه شروط ایران را میداند
چند خط از گزراش امروز فرهیختگان: خبرهایی درباره میانجیگری روسیه میان ایران و آمریکا وجود دارد که مختص دوره ریاستجمهوری ترامپ است. باوجود روابط خصمانه میان دو کشور، تیم ترامپ ارتباطی با روسها دارد و تیم وی مدتها در دولت اولش، متهم به اثرپذیری از روسها بود. روابط مسکو و واشنگتن در سایه مخالفت آمریکا با حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه و نیاز ترامپ به گازوئیل روسها اندکی بهبودیافته و احتمال دارد از این فضا برای میانجیگری بهره گرفته شود. بااینحال بحران میان ایران و آمریکا اثرپذیری بالایی از میانجیگران ندارد. قطعاً میانجیگری روسیه و یا چین اعتبار بالاتری نسبت به میانجیگری پاکستان و قطر دارد، اما مشکل فراتر از اینهاست. بدون تحقق شروط و کسب حقوق ایران، صرف میانجیگری راهگشا نیست. از سویی، اگر ترامپ درخواست میانجیگری داده باشد که فعلاً شواهدی از آن وجود ندارد، به این درخواست اعتمادی نخواهد بود و آنها از این قضیه در پی فریباند. بنیامین نتانیاهو نخستوزیر رژیم صهیونیستی پس از جنگ ۱۲ روزه از طریق پوتین پیامی به ایران ارسال کرد که به دنبال جنگ دیگری نیست؛ اما در جنگ ۴۰ روزه اقدام کرد. چه ترامپ و چه نتانیاهو از میانجیگران و هر چیزی برای فریب بهره میگیرند. هدف آنها واضح است. غرب باتکیهبر اینکه ایران در روابط خارجی و تجارت خود به چین و روسیه وابسته شده، با اهدافی خاص بارها و علنی از آنها خواستهاند با این اهرم رفتار ایران را کنترل کنند. دراینخصوص نکات مهمی وجود دارد. میزان و اصل وابستگی مشخص نیست و موضوع قطعی، استقلال عمل تهران در قالب شعار نه شرقی و نه غربی است. ایران منافع ملی خود را دارد و برای آن قید رابطه با غرب را زده، با آن درگیر است و طولانی شدن منازعه به فروپاشی روانی در آمریکا انجامیده و آنها مدام بر سابقه ۵ دهه تنش و لزوم یکسره شدن آن تأکید میکنند که نشانهای از فروپاشی روانی آنهاست. تهران مراقب روابط خارجی و توازنهاست اما نه آنگونه که برخی محاسبه میکنند.




